شعر های طنز : روباه و زاغ

نویسنده: mostafakosari254

زاغکی قالب پنیری دید
 از همان پاستوریزه های سفید!
 پس به دندان گرفت و پر واز کرد
 روی شاخ چنار مأوا کرد
 اتفاقا ازان محل روباه
می گذشت و شد از پنیر آگاه
 گفت: اینجا شده فشن تی وی
 چه ویوئی! چه پرسپکتیوی! 
محشری در تناسب اندام 
کشته تیپ توست خاص و عوام!
 دارم ام پی تریّ ِ آوازت
 شاهکار شبیه اعجازت
ولی اینها کفاف ما ندهد
 لطف اجرای زنده را ندهد
 ای به آواز شهره در دنیا
 یک دهن میهمان بکن ما را!
 زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر 
آن همه حیله کرد بی تاثیر 
گفت کوتاه کن سخن لطفا
 پاس کردم کلاس دوم من 
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.