آوازه زندگی : عنوان

نویسنده: Azarakhsh00

?آوازه زندگی ?

#پارت ۱۳

-بعدشم شما نمی تونید تعیین کنید که چه کسی مقصره الان زنگ می زنیم پلیس وقتی اومدن خودشون می گن و اگه ما مقصر بودیم با کمال میل می پردازیم .
آهو -ولی بارا
-بشین تو ماشین آهو
-چشم
گوشیمو در آوردم و زنگ زدم صدو ده .و وایسادم جلوی ماشین
-الان می یان
-اهوم
و سوار ماشین شد بعد از یک ربع اومدن اینا چرا اینقدر آشنا آن وای و من تازه فهمیدم که بعله ما نزدیک منطقه کار ما هستیم و پلیس‌هایی که فرستاده‌ شده بنده رعیس شونم
زود تر از اون پسره خودمو بهشون رسوندم ولی می خواست احترام کنه که سریع گفتم .
-منو نمی شناسید .
و پسره بهمون رسید سلام جناب سروان .
-سلام این یه خانومی به ما زده و تازه طلب کار هم هست .
- کدوم خانم
-همونی که توی ماشین نشسته .
-با خواهرم کاری نداشته باشید کسی که باید جواب بده منم جناب سروان ببینید هر کدوم مقصر بودیم من با کمال میل مقدار لازم و می پردازم.

الان هیچ کدوم مقصر نیستید پس موضفید هر کی مقدار خودشو بده .
- چی میگید جناب سروان مقصر این خانومه بعدش مقدار ماشین من خیلی بیشتر از این لگنه .
-معدب باشید آقا این چه وضع حرف زدنه همه چی به پول نیس .
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.