برو از اینجا

برو از اینجا : برو از اینجا

نویسنده: a_alavi_dalfa

  + اصلا اینا به تو چه مربوط ؟


هر چی میکشیم از دست توِ
 ول کن دیگه
 تو این دنیا دو دو تا چهارتا باید بلد باشی
 مگرنه سرت کلاه میره 
 تو این مدت هر چی خواستم نصیحتت کنم بی فایده بود 
 حرف حساب که تو کلت نمیره


اونی که گفته


نرود میخ آهنی در سنگ


حقیقتا باید دهنش رو گُل گرفت
 نگاه کن


بدبختمون کردی


از اون موقع که پای نحست به زندگیمون باز شد


یه روز خوش ندیدم





شب ها که نمیخوابیم





روزهای هم که دیگه نگم 
 قیافمونو ببین


هر کی رد میشه مسخرمون میکنه و 
هر چی فرصت خوب بود از دست دادیم


پارسال یادت نیست ، اون رئیسه پیشنهاد به اون خوبی بهمون داد


هنو اومدم فکر کنم که سریع پرچونگی کردی جواب رد دادی
 صد بار به تو و آقا گفتم


افسار این زندگی رو بسپارید دست من


ببینید چی کار میکنم


یَک زندگی خوبی درست میکنم


تا همه غبطه بخورن که ای کاش ما جای اونا بودیم
 نه اینکه امروز


در خونه رو رومون باز نمیکردن
 یعنی انقدر


ما پست و ذلیل شدیم؟
 بابا فلانی رو نگاه کن چه عزت و احترامی داره !
 اینا همه اش از گور تو بلند میشه





اتفاقا امروز خیلی خوب شد


که درو رومون باز نکردن
 شاید آقا هم بفهمه این راهی که تو جلوی پای ما گذاشتی تهش اینه
 ببین بلند شو محترمامه از اینجا برو


تا پرتت نکردم بیرون 
 تا فردا صبح هم بهت وقت میدم


تا بساطتو جمع کنی و بری
 حالا هم بگیر بخواب که صبح زود باید بلند شی
 - باشه 
 و عقل خوابید و عشق بیدار ماند


سحرگاه


عشق همراه باد صبا از جان آدمی رفت





ظهر آن روز بر پیکر آدمی


نماز خواندند


 "


حاکم چو عشق باشد فرمان عقل مشنو
 کشتی چو نوح سازد کنعان چه کار دارد
 عاقل کجا دهد جان در آرزوی جانان
 در خانهٔ بخیلان مهمان چه کار دارد
 در دیر درد نوشان درس ورع که خواند
 در ملت مطیعان عصیان چه کار دارد"               
دیدگاه کاربران  
0/2000