بی ط هرگز..

بی ط هرگز..

sayda_aiyan نویسنده : sayda_aiyan تمام شده

داستان های مشابه

او دقیقا کنارم نشسته بود..با یک لیوان قهوه در دستانش.. و من ...

این بار مریم سردرگم تر از همیشه است.

دسته بادکنکی از ماشین عروس وسط چهارراه جدا میشود و ....

یک دختر که در بچگی
حس بچگونه برای جنس مخالف به سراغش میاد و فک میکنم ک عاشق یه پسر شده
و اون پسر هم زیاد محل نمیده بهش
این دختر هم شبا گریه میکنه
البته این گذشته ی این دختر هست
و وقدی ۱۴سالش میشه خونشون از اون شهر می‌ره
و فک میکنه میتونه پسرو فراموش کنه
و در آخر در جوانی و در یک ماموریت.....



حتما بخونیدش
کل کل میکنن و....
ژانرها: عاشقانه
تعداد فصل ها: 0 قسمت
    فصل ها

    فصلی تاکنون اضافه نشده است.

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.