فصل اول

ماجرای ایران : فصل اول

نویسنده: TheATLW

داستان از اونجایی شروع میشه که شخصیت اصلی داستان یعنی faron فارون 18 ساله میشه و طبق یک قانون جهانی باید به مدت یک ماه به سیاره مریخ بره. تو این سفر از همه تست هوش میگیرین و اگه هوش کمی داشته باشین به فضا پرتاب میشین فرقی هم نمیکنه که فرزند چه کسی باشین. پدر و مادر او یک دانشمند بوده و سر یک کشف جهانی ترور شده اند و فارون پیش پدر بزرگ اش زندگی میکنه.اون استرس زیادی داره و مدام به پدربزرگ اش که اون رو بابا علی صدا میزد میگه: بابا علی من چجوری تو این امتحان قبول بشم من هنوز آماده نیستم. پدربزرگ اش هم که میبینه فارون استرس زیادی داره اون رو با یک سفینه اکسپرس به سمت اصفهان میبره. اونها از مکان های گردشگری اصفهان دیدن میکنن و پدربزرگ اش هم که میبینه دستگاه سطح استرس فارون کمتر اومده با هم برگشتن به خونه. فارون بعد از کلی گوش دادن به نوشته های صوتی کتاب و وارد کردن اطلاعات و تجربه های فراوان به ذهن خودش بالاخره روز رفتن فرا رسید. فارون و هم سن های اونها رو با سفینه فضایی با سرعتی نزدیک به سرعت نور شروع به حرکت کردند.
پایان قسمت اول
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.