جادوی درونی پارت1 : عنوان

نویسنده: saraalimohammadibadass

متوجه شدیم که این گیاه ها توانایی های بسیار جالب وجادویی به ما میدن .
این گیاه ها جان خود را از دست نمیدن و بیمار هم نمیشن وفقط با آسیب میمیرند!
دانشمندان ما متوجه این موضوع شدن وآن نور های سبز نمایان این اتفاقات بودن!
گیاه یا میوه های بسیار کمی در دنیا وجود دارن (شاید 10تا)که به ما نیرو بدهند و همه دلشان می خواهد برایشان این اتفاق بیوفتد(خوش به حال ما!)
از زبان امیلی:دبیرستان مثل همیشه بود اما با این فرق که ما صاحب قدرت بودیم اما هنوز معلوم نیست که چه قدرتی
و این خیلی کلافه کننده بود که بدونی قدرت داری ولی ندونی چجوری باهاش کار کنی!
این چند روزه توی دبیرستان پسری پیدا شده به نام الکس که خیلی مرموز رفتار میکند وهمه میگن خیلی عجیبه!
اما از موضوع جادو که عجیب تر نیست!
زنگ خورد و همه به طرف خونه هاشون رفتن قرار بود امروز عصر با دوستام به پارک جنگلی بریم جای دنج و خلوتی بود و با دوستام به اونجا رفتیم .
راستش به خاطر اینکه جای خلوتی بود اومدیم و جادومون رو امتحان کردیم ولی نشد بعد از چند دفعه تلاش بیخیال شدیم و از بقیه وقتمون لذت بردیم !
اصلا نفهمیدیم کی شب شد و سریع به طرف خانه حرکت کردیم یهو یک گرگ پیداش شد دندون های بزرگش را نمایان کرد و آب دهنش چکه کرد خیلی ترسیده بودیم که یهو رز اومد جلو و نوری نمایان شد وگرگ اندازه ی مورچه شد ما فهمیدیم که..
دوستان لایک ونظر بدید.

دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.