انواع کتاب

مقدمه چینی: شروعی عالی برای یک داستان

مقدمه چینی: شروعی عالی برای یک داستان
۲۱ فروردین ۱۳۹۹ Fatemeh Monfared

داستانهای خوب چگونه شروع می شوند؟ در میانه واقعه داستانی (action)؟ یا به تدریج به سمت واقعه داستانی پیش می روند؟

مقدمه چینی (exposition) یک اصطلاح ادبی است که به چگونگی شروع یک داستان می پردازد. در این مقاله، مقدمه چینی را تعریف خواهیم کرد، در مورد جایگاه آن در ساختار نمایشی بحث کرده و نمونه های آن را در رمان ها، نمایشنامه ها و فیلم های محبوب، مثال می زنیم، و سپس نکاتی در مورد نحوه استفاده از آن به بهترین شکل بیان می کنیم.

تعریف مقدمه چینی 

مقدمه چینی در یک داستان مجموعه ای از صحنه ها در یک داستان است که به منظور آشنا کردن مخاطبان با شخصیت ها، جهان و لحن داستان بکار می رود. نسبتاً کوتاه است و تغییرات اساسی در آن رخ نمی دهد.

جایگاه مقدمه چینی در ساختار نمایشی کجاست؟

ساختار نمایشی از شش عنصر تشکیل شده است که مقدمه چینی در ابتدای داستان رخ می دهد و هدف آن آماده کردن داستان برای رویداد برانگیزنده است یعنی لحظه ای در داستان که عمل داستانی شروع می شود.

  • مقدمه چینی (Exposition)
  • رویداد برانگیزنده (Inciting Incident)
  • واقعه اوج گیرنده (کنش صعودی)/ گره بندی پیشرونده (Rising Action/Progressive Complications)
  • بحران (Crisis)
  • نقطه اوج (Climax)
  • گره گشایی (Denouement)

مقدمه چینی در اکثر داستانها چه میزان بطول می انجامد؟

از آنجا که داستان ها به تغییر و ارزش هایِ درکشمکش با هم می پردازند، مقدمه چینی که حاوی هیچ تغییری نیست، لزوماً کاملاً کوتاه است. بیشتر مقدمه چینی ها فقط دو یا سه صحنه، و گاهی اوقات فقط نیم صحنه هستند.

به عنوان مثال، در کتاب "هابیت" (The Hobbit)، مقدمه چینی تنها چند صفحه را به خود اختصاص می دهد قبل از اینکه گندالف (Gandalf) وارد داستان شده و بیلبو (Bilbo) را به یک ماجراجویی دعوت کند.

در اینجا چند نمونه از مقدمه چینی در ادبیات آورده شده است:

نمونه ای از مقدمه چینی در "رومئو و ژولیت"

در "رومئو و ژولیت"، مقدمه چینی در واقع بسیار طولانی است:

  • خدمتکاران دو خانواده پیشرو در شهر یعنی مونتیگو و کپیولت، در خیابان دعوا می کنند.
  • رومئو، پسر كوچك خانواده مونتیگو، پس از رد شدن درخواستش از سوی يك زن، افسرده است و دوستانش سعي در خوشحال کردن او دارند.
  • ژولیت، دختر خانواده کپیولت، از آنجایی که پدر و مادرش ازدواج او را با مردی برنامه ریزی کرده اند ناراحت است.
  • دوستان رومئو او را متقاعد می کنند كه در مهمانی خانواده کپیولت شرکت كند.

در این مهمانی، رومئو با ژولیت دیدار می کند و در نگاه اول عاشق می شود و رویداد برانگیزنده (Inciting Incident) را بوجود می آورد. در این زمان است که واقعه اصلی نمایشنامه آغاز می شود.

اما تا صحنه پنجم این رویداد برانگیزنده رخ نمی دهد، و این یکی از نمونه های طولانی مقدمه چینی است.

نمونه ای از مقدمه چینی در فیلم جاذبه

در مقابل، فیلم جاذبه که درباره تلاش یک فضانورد برای زنده ماندن پس از یک فاجعه فضایی است، مقدمه چینی کاملاً کوتاهی دارد. داستان با رایان استون که اولین سفر خود به خارج از کره زمین را تجربه می کند و فضانورد باتجربه مت کوالسکی در حین یک راهپیمایی‌ فضایی شروع می شود. این راهپیمایی فضایی آن ها لحظاتی بعد متوقف می شود هنگامی که یک پیغام اضطراری مبنی بر انهدام یکی از ماهواره‌های جاسوسی روسیه و پراکنده شدن تکه‌های بدنه آن در فضا و برخورد آنها با سایر ماهواره‌های موجود در جو زمین به آنها مخابره می‌شود. هجوم ترکش‌ها منجر به انهدام فضاپیما و کشته‌شدن سه فضانورد دیگر می‌شود. این اتفاق درست بعد از پایان صحنه اول رخ می دهد که به این معناست که مقدمه چینی کمتر از یک صحنه است.

6 نکته برای نوشتن یک مقدمه چینی عالی

اگر شما در حال نوشتن رمان، فیلمنامه یا هر نوع روایت دیگری هستید، می توانید از نکاتی که در اینجا ارائه می شود استفاده کنید:

1. با ارزش اصلی داستان خود شروع کنید

هر داستانی دارای یک ارزش اصلی است. هنگامی که داستانی را شروع می کنید، اولین صحنه باید به ارزش اصلی داستان شما بپردازد.

به طور سنتی شش مقیاس ارزش وجود دارد:

  • زندگی در مقابل مرگ
  • زندگی در مقابل سرنوشتی بدتر از مرگ
  • عشق در مقابل نفرت
  • موفقیت در مقابل شکست
  • بلوغ در مقابل سادگی و خامی
  • نیکی در مقابل بدی

داستان ها در مقیاس این مقادیر بالا و پایین می شوند. یک داستان عاشقانه ممکن است در میانه مقیاس عشق در مقابل نفرت آغاز شود، در طول ملاقات، بالا برود، در حین جدایی سقوط کند و در انتها در بالای مقیاس عشق به پایان برسد.

در مقدمه چینی، بخشی از کار یک نویسنده این است که تعیین کند داستان در چه مقیاسی حرکت می کند. داستان شما ممکن است چندین مورد از این ارزش ها را داشته باشد، اما ارزش اصلی شما هرآنچه است باید از همان صحنه اول ارائه شود.

آیا شما در حال توصیف یک داستان ماجراجویانه در مقیاس زندگی در مقابل مرگ هستید؟ پس با اولین لحظه زندگی در مقابل مرگ داستان را شروع کنید.

اگر داستان شما در مورد تیمی است که برای برنده شدن در یک مسابقه بزرگ رقابت می کند می توانید با صحنه ای شروع کنید که به پیروزی و شکست می پردازد.

اگر داستانی راجع به خیر و شر می گویید، لحظه ای را به مخاطب نشان دهید که خیر در بدوِ شروع با شَر مقابله می کند.

مقدمه چینی فقط معرفی فضاسازی و شخصیت های داستان شما نیست بلکه معرفی ارزش های داستان را نیز در بر می گیرد. بنابراین، هنگامی که با این ارزش ها شروع می کنید و آنها را در ادامه داستان خود به خاطر می آورید، در می یابید که داستان بطور منسجمی ارائه می شود.

2. کشمکش را وارد داستان کنید، اینکه قرار نیست هیچ تغییر اساسی در مقدمه چینی وجود داشته باشد به معنای عدم وجود کشمکش و انتخاب نیست

داستانها حتی داستانهای نویسندگان بزرگ در مقدمه چینی می توانند کند و خسته کننده باشند. اما وقتی نویسندگان بی تجربه به اشتباه فکر می کنند که مقدمه چینی فقط برای معرفی شخصیت ها، ارائه پیشینه داستانی و توسعه دنیای آنهاست، این بخش بیش از اندازه خسته کننده می شود.

مقدمه چینی بخشی از داستان است و تمام قسمت های داستان برای پیشبردِ پیرنگ، متکی به کشمکش و انتخاب اند. در غیر این صورت خواننده شما پنج صفحه از داستان شما را می خواند و سپس آن را رها می کند.

همانطور که یک داستان دارای شش عنصر ساختار نمایشی است، بنابراین هر صحنه نیز باید آنها را در بر بگیرد. وجود این شش عنصر در هر صحنه است که داستان شما را در حرکت نگه می دارد. این بدان معناست که هر صحنه، حتی صحنه ای از مقدمه چینی، خود باید دارای مقدمه چینی، یک رویداد برانگیزنده، واقعه اوج گیرنده، بحران، نقطه اوج و گره گشایی باشد.

به عنوان مثال، بیایید به صحنه آغازین "رومئو و ژولیت" نگاه کنیم، که در آن خدمتکاران مونتیگو و کپیولت در خیابان مشاجره می کنند.

ما می توانیم صحنه را به این شکل ترسیم کنیم:

  • مقدمه چینی: دو خدمتکار کپیولت در مورد نفرت خود از خانواده مونتیگو صحبت می کنند.
  • رویداد برانگیزنده: دو خدمتکار مونتیگو روی صحنه می آیند و یک نزاع کلامی آغاز می شود.
  • افزایش کشمکش: بنولیو، یکی از اعضای خانواده مونتیگو، سعی دارد جلوی درگیری را بگیرد، اما تایبالت، یکی از اعضای خانواده کپیولت، به او توهین می کند.
  • بحران: بنولیو باید انتخاب کند که آیا دعوا کند یا اجازه دهد ترسو خطاب شود.
  • اوج: بنولیو و تایبالت با هم مبارزه می کنند تا زمانی که مشاجره شان توسط شهروندان مسلح متوقف می شود.
  • گره گشایی: شاهزاده اعلام می کند که هر کس صلح را زیر پا بگذارد اعدام خواهد شد.

ببینید با اینکه این فقط یک صحنه از مقدمه چینی است، اما هنوز هم شامل همه عناصر ساختار نمایشی است.

بنابراین ، هر صحنه ای از مقدمه چینی باید این ساختار را داشته باشد، وگرنه خواننده احساس می کند فقط بطور خسته کننده ای اطلاعات به او داده می شود.

3. شخصیت های خود را معرفی کنید

در مقدمه چینی بیشتر شخصیت های داستان خود را معرفی کنید، اگر معرفی شخصیت های اصلی داستان خود را معوق به بعد کنید نتیجه خوبی نمی گیرید و جریان داستان بهم می ریزد.

4. گربه را نجات دهید

یک روش امتحان شده برای معرفی یک شخصیت اصلی به بهترین شکل ممکن این است که به اصطلاح "گربه را نجات دهید". این یک اصطلاح فیلمنامه نویسی است که توسط بلیک اسنایدر در کتابی به همین نام عمومیت یافته است. این اصطلاح برای شخصیتی بکار می رود که از خود گذشتگی یا حداقل کاری تحسین برانگیز انجام دهد و به این گونه ثابت کند که ارزش دنبال کردن را دارد و از همان اوایل داستان برای خواننده دوست داشتنی شود.

این اصطلاح از فیلمی به نام روكسین(1987) با بازی استیو مارتین و دارل هانا برگرفته شده است. در ابتدای فیلم، مارتین که بینی بلندی دارد، گربه ای را از یک درخت نجات می دهد و بنابراین اطمینان می دهد که با وجود ظاهر عجیبش دوست داشتنی است.

چند نمونه از این ابزار در داستانهای محبوب آورده شده است:

  • علاءالدین: پس از سرقت یک نان و فرار از دست پلیس، سهم خود را به دو کودک گرسنه می دهد و اثبات می کند که او یک دزد با شخصیت است.
  • هری پاتر و سنگ جادو: اگر یتیم بودن و مورد آزار و اذیت شوهرخاله، خاله و پسر خاله خود قرار گرفتن به تنهایی برای پیوند عاطفی خوانندگان با هَری کافی نیست، او ماری را نیز از اسارت نجات می دهد.
  • غرور و تعصب: الیزابت بنت از ابتدا توسط پدرش این چنین معرفی می شود "لیزی چیزی بیشتر از خواهرانش دارد." در ادامه، وقتی مورد توهین آقای دارسی قرار می گیرد به جای عصبانی شدن، با شوخی از این قضیه رد می شود. (کتاب زیبای غرور و تعصب را می توانید از این لینک از سایت دیجی کالا تهیه کنید).
  • هابیت:  بیلبو بگینز، مانند بسیاری از ما، در آرزوی ماجراجویی است ولی در عین حال نسبت به این موضوع احساس راحتی نمی کند. این آشفتگی درونی او را به قهرمانی "عادی" تبدیل می کند که در میان موقعیتی بسیار پرتلاطم قرار گرفته است. او مانند هر کدام از ماست و ما همیشه می خواهیم برای خودمان بجنگیم.

در حالی که انجام یک عمل فداکارانه یا تحسین برانگیز حتماً مورد نیاز نیست، مهم است که از همان ابتدا پیوندی با شخصیت های خود برقرار کنید و این تکنیک یکی از بهترین و کارآمدترین روش ها برای انجام آن است.

5. سریع به رویداد برانگیزنده بپردازید

همانطور که در مثال ها نشان دادیم، قرار نیست این مقدمه چینی طولانی باشد: حداقل نیم صحنه و حداکثر چهار صحنه کافیست.

نکته اینجاست که سریع سر اصل مطلب که همان رویداد برانگیزنده است بروید.

رویداد برانگیزنده زمانی است که داستان شروع به حرکت می کند، و داستانی که حرکت نمی کند یک داستان خوب نمی تواند باشد. پس بیهوده وقت تلف نکنید. آنچه را که باید، برای رویداد برانگیزنده انجام دهید و سپس رو به جلو حرکت کنید.

6. بعضی از کتاب ها با مقدمه چینی شروع نمی شوند

در برخی از داستان ها، به ویژه داستان های اکشن، دلهره آور یا ترسناک، مناسب است که داستان را با یک صحنه کوتاه و پرتنش آغاز کنید. روش های مختلفی برای این کار وجود دارد:

شروع از میانه روایت

یک تکنیک ادبی برای شروع داستان این است که داستان را از میانه یک عمل داستانی آغاز کنید. این روش داستان سطح تعلیق را افزایش می دهد. مخاطبانی که به هیچ وجه شخصیت ها را نمی شناسند ممکن است دچار احساس سردرگمی شوند. با این حال، در داستان ها و ژانرهای خاص این روش ارزش دارد. مثال خوبی از این روش تقریباً تمام فیلم های "مأموریت غیرممکن" است.

آینده نمایی (flash forward)

به طور مشابه، داستانی که با یک آینده نمایی شروع می شود (برخلاف بازگشت به گذشته flash back) نه در مقدمه چینی بلکه در اوج شروع می شود ( نه یک نقطه اوج کامل بلکه یک نگاه کوتاه به اوج داستان). سپس در میانه بحران آن صحنه، شما از صحنه خارج می شوید و به شروع داستان بر می گردید، یعنی مقدمه چینی.

مثال خوبی از این تکنیک "باشگاه مبارزه" یا باشگاه مشت زنی (رمان و فیلم) اثر چاک پالانیک است (برای خرید این کتاب می توانید از سایت دیجی کالا اقدام کنید). استفاده از دو تکنیک آینده نمایی و شروع از میانه عیوبی نیز دارد. در این دو روش، فرصت این را از دست می دهید که پیوندی بین مخاطبان و شخصیت های خود ایجاد کنید. شما همچنین باعث سردرگمی آنها خواهید شد.

نویسندگانی که این کار را به بهترین وجه انجام می دهند، مخاطبان را به همان سرعتی که وارد عمل داستانی می کنند، آن ها را خارج کرده و مقدمه چینی را شروع می کنند. در هر صورت شما باید مقدمه چینی را ارائه دهید، حتی اگر صحنه اول نباشد.

داستان های خوب با انتخاب های واضح شروع می شوند

اگر می خواهید یک داستان عالی بنویسید، خیلی سریع با یک لحظه اوج شروع نمی کنید. شما همچنین نمی خواهید خیلی آهسته و بدون انتخاب و کشمکش شروع کنید. بلکه باید با یک مقدمه چینی قوی شروع کنید و با استفاده از انتخاب ها در بحران، شخصیت ها را به روشی معرفی کنید که خواننده شما بتواند با آن ها ارتباط برقرار کند، از دادن اطلاعات زیاد خودداری کنید. مقدمه چینی پایه و اساس تمام داستانی است که در آینده اتفاق می افتد و شروع آن رویداد برانگیزنده است.

اطلاعات بیشتر در زمینه نوشتن داستان و نوشتن فصل اول رمان نیز در سایت ارائه شده است. اگر نویسنده هستید و می خواهید داستان های خود را به اشتراک بگذارید سایت "فصل یک" این امکان را فراهم کرده است که با عضویت در سایت و ورود به پنل کاربری اقدام به نوشتن داستان خود کنید. آموزش عضویت در سایت و مراحل نوشتن داستان در این لینک توضیح داده شده است. لطفا قبل از نوشتن داستان خود قوانین و مقررات سایت را مطالعه فرمایید.

 

اگر مطالب ارائه شده برای شما مفید بود لطفا ما را از نظرات خود آگاه کنید.

مطالبی که در سایت "فصل یک" قرار می گیرند و همچنین امکانات سایت همه حاصل تلاش، صرف هزینه و وقت فراوان است. در صورتی که تمایل داشته باشید می توانید به سایت "فصل یک" به شیوه های مختلف یاری نمایید تا بتوانیم مطالب و امکانات بیشتری برای شما کاربران عزیز فراهم کنیم.

همیاری به فصل یک

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب