انواع کتاب

چطور دیالوگ بنویسیم: 7 مرحله برای ایجاد یک گفتگوی جذاب در داستان

چطور دیالوگ بنویسیم: 7 مرحله برای ایجاد یک گفتگوی جذاب در داستان
۲ فروردین ۱۳۹۹ Fatemeh Monfared

یادگیری نحوه نوشتن گفتگو یا دیالوگ در یک داستان بسیار اهمیت دارد. نوشتن گفتگوهای جذابی که تعارض و اختلاف نظر را در برگرفته و روند داستان را پیش ببرند، خوانندگان را به خواندن ادامه داستان ترغیب می کند. در اینجا 7 مرحله برای بهبود مهارت های نوشتن دیالوگ ارائه شده است:

1. نحوه قالب بندی دیالوگ را بیآموزید

شما همیشه باید خواننده خود را غرق دیالوگ داستان خود کنید. قالب بندی خوب، خواندن داستان را برای خوانندگان شما لذت بخش و آسان می کند. در اینجا برای اینکه مطلب را روشن کنیم چند راهنما برای نحوه نوشتن گفتگو آورده شده است:

الف) هر بار که صحبت کننده را عوض می کنید، به خط جدید بروید. این قاعده را حتماً رعایت کنید زیرا گم کردن این که چه کسی در حال گفتگوست، بسیار آسان است.

« به چی فکر می کردی؟» سارا اخم کرد.

«هیچی. به چیزی فکر نمیکردم.» احمد جواب داد.

ب) همیشه از علائم نگارشی صحیح استفاده کنید

در زبان فارسی یک دیالوگ بصورت زیر نوشته می شود:

فعل نقل + دو نقطه(:) و کوتیشن باز («)+ دیالوگ + علامت نگارشی متناسب با دیالوگ + کوتیشن بسته (»)

ج) تمام علائم نگارشی گفتگو را درون کوتیشن ها قرار دهید

در مثال بالا، علامت سؤال قبل از بسته شدن کوتیشن قرار گرفته است و نه بعد از آن. اگر پایان گفتگو، پایان جمله نیز است، نقطه را قبل از علامت بسته شدن کوتیشن قرار دهید زیرا این بخشی از ریتم گفتگو است.

سارا گفت: «مشکلت همینه، همیشه می خوای به خودت تکیه کنی.»

بهترین خط مشی در قالب بندی گفتگو بررسی کتاب های منتشر شده و مقایسه دیالوگ هاست. بررسی کنید که رایج ترین روشی که نویسندگان مطرح بکار می گیرند چیست و به یاد داشته باشید که مشابه آنها بنویسید.

2. اضافات را حذف کنید

در یک دیالوگ قوی، هیچ جمله یا کلمه اضافی وجود ندارد. اگر شخصیت ها از طریق تلفن در حال گفتگو با هم هستند، جملاتی از قبیل «میتونم با او صحبت کنم» یا «لطفاً گوشی را نگه دارید» وجود ندارد. همه اضافات را از گفتگو جدا کنید. مستقیماً به مکالمه تلفنی بپردازید.

گاهی اوقات، مکالمات اضافی مثلاً برای معرفی بین شخصیت ها ضروری است. با این وجود از این فرصت استفاده کنید که به توصیف شخصیت ها بپردازید. به عنوان مثال، در اینجا بریده ای از کتاب «آرزوهای بزرگ» اثر چارلز دیکنز آورده شده است که پر از شخصیت پردازی است:

جو با آقای وپسل و شخص بیگانه ای نشسته بود و چپق می کشید. جو حسب المعمول با گفتن " سلام، پیپ، رفیق عزیز!" بمن خوش آمد گفت. با شنیدن این سخن مرد بیگانه برگشت و در من نگریست.

مردی بود به ظاهر مرموز، که تا آن وقت او را ندیده بودم. سرش به یک سو متمایل بود و یکی از چشمانش نیم بسته بود، گویی با تفنگی نامرئی به چیزی نشانه می رفت.

توجه کنید که جو فقط با چهار کلمه خوش آمد می گوید. اما با این وجود دیکنز توصیف دقیقی از شخصیت ها در کنار آن ارائه می دهد.

اضافات شامل برچسب های گفتگوی غیر ضروری است. به جای استفاده مکرر از «او گفت»، ببینید كجا می توانید این برچسب ها را با ژست یا حرکتی جایگزین كنید كه اطلاعات بیشتری را برای داستان فراهم كند. این دو دیالوگ که در ادامه می آید را با هم مقایسه کنید:

سارا گفت: «پس می خوای بری ...»

احمد گفت: «فکر می کردم میدونستی.»

در این مثال برچسب های گفتگو، تکراری و خسته کننده هستند. می توانید آنها را به طور کامل کنار بگذارید (اگر زمینه صحنه قبلی مشخص کند چه کسی در حال گفتگوست)، یا می توانید ژستی را به گفتگو اضافه کنید:

«پس می خوای بری...» سارا در حالی که دستانش را در هم گره کرده بود کنار در ایستاد.

«فکر می کردم میدونستی.» لحظه ای در هنگام جمع کردن لباس هایش مکث کرد، امّا به سمت او برنگشت.

در اینجا گفتگو جزئیات بیشتری راجع به احساسات صحنه ارائه می دهد، ضمن اینکه از تکرار عبارت های گفتگوی استاندارد خودداری شده است.

3. درگیری و اختلاف نظر را در گفتگو وارد کنید

نکته مهم در نوشتن یک گفتگوی عالی، نحوه نوشتن اختلاف نظر در گفتگوست. در زندگی واقعی، ممکن است هفته ها بگذرد و کلمه ای کینه ورزانه به شخص دیگری نگوییم. امّا در داستان ها، این درگیری ها و اختلاف نظرها در گفتگو، تنش روانی لازم را فراهم کرده و داستان را قانع کننده می کند.

اگر همه در رمان شما با بقیه شخصیت ها خوب کنار می آیند، نتیجه آن می تواند گفتگوهای کسل کننده ای باشد. به عنوان مثال، در همان رمان «آرزوهای بزرگ»، مشاجرات کلامی بین اِستلا و پیپ باعث ایجاد تنش می شود، همانطور که می بینیم اِستلا با توهین و سرزنش پیپ به او طعنه می زند و پیپ را مورد آزمون قرار می دهد. گفت و گو و رفتار اِستلا با گذشته اِستلا همخوانی دارد. سرپرست قانونی او، خانم هاویشام، که زمانی توسط معشوقش ترک شده، اِستلا جوان را نسبت به پسران و احساسات بدبین کرده است:

«چطوری؟»

من که نزدیک بود تعادلم را از دست بدهم و به رویش بیفتم هر طور بود خودم را نگه داشتم و در جواب گفتم :«بد نیستم»

نگاهم کرد و من هم طبعاً نگاهش کردم.

«خوشگلم؟»

«بله؛ به نظر من خیلی خوشگلید.»

«رفتارم توهین آمیزه؟»

گفتم: «نه باندازه دفعه ی گذشته.»

«نه به آن اندازه؟»

«نه.»

در اثنای آخرین سؤالش از خشم سرخ شد و وقتی در جوابش گفتم : «نه» با تمام نیرو سیلیی به صورتم نواخت و پرسید: «حالا چطور؟ بی تربیت اکبیری. حالا چطور آدمی هستم؟»

«نمیگم.»

درگیری و اختلاف نظرها لازم نیست به یک مجادله فیزیکی در میان گفتگو ختم شود. می تواند این اختلاف نظر در حد اختلاف دو مسافر بر سر نقشه و یافتن مسیر در وسط شهر باشد. اما این لحظات تنش آمیز از این نظر کاربرد دارند که نحوه واکنش (و تعامل) شخصیتهای داستان شما را تحت فشار نشان می دهند.

4. اهداف، ترسها و خواسته های شخصیت ها را در دیالوگ وارد کنید

به یاد داشته باشید که شخصیت ها همیشه لازم نیست صادق یا مشتاق گفتگو باشند. آنها ممکن است رمزآلود و گمراه کننده صحبت کنند. آنها می توانند با سؤال و پاسخ های طفره آمیز یکدیگر را فریب دهند. این به خصوص در مورد گفت و گوهایی صدق پیدا می کند که شخصیت ها سطوح مختلفی از قدرت را در اختیار داشته باشند (برای مثال در بازجویی یا بازرسی در دادگاه).

مانند یک راوی غیرقابل اعتماد، یک شخصیت غیرقابل اعتماد در گفتگو می تواند بنا به انگیزه شخصی خود اطلاعات دروغ را به شخصیت اصلی داستان شما بدهد. در هر گفت و گو، به خاطر داشته باشید که چه چیزی در هر شخصیت انگیزه ایجاد می کند.

قبل از شروع به نوشتن بخش مهم گفتگو، از خود بپرسید:

  • هر شخصیت در این مرحله از داستان چه می خواهد؟ از چه می هراسد؟
  • چگونه ممکن است اهداف، ترسها و خواسته های هر شخصیت تغییر کند یا بر این مکالمه خاص تأثیر بگذارد؟

هنگامی که مکالمات شخصیت ها را به مسیر و اهداف شخصی آنها در داستان خود پیوند می دهید، حتی اگر به طور ناخودآگاه اینکار انجام شود، این به شما کمک می کند گفتگوهای جهت دارتر و هدفمندتری بنویسید. این امر به ویژه در ژانرهایی مانند جنایت و رمز و راز از اهمیت ویژه ای برخوردار است، جایی که کسب اطلاعات شخصیت ها از دیگران بخش بزرگی از روایت را تشکیل می دهد.

5: مفاهیم ضمنی را برای حرکات و جلوه های ظریف بکار گیرید.

مفاهیم ضمنی در دیالوگ "چِرایی" نهفته در گفتگوهای شخصیت های اصلی است. به عنوان مثال، اگر یک فرد مشکوک به خیانت همسرش است، این بی اعتمادی می تواند مفهوم ضمنی مکالمه ای بی ربط درباره قرار شام با دوستانشان باشد. این مفهوم ضمنی تغییر روند گفتگو را توضیح می دهد:

در حالی که لبخند میزد گفت: "محمد و مریم شنبه برای شام دعوت كردن."

"چی؟ دوباره؟ این سومین باره که دعوت می کنن تو این ماه. به نظر هیجان زده میای. "

در اینجا، مفهوم ضمنی سوء ظن و بی اعتمادی گفتگو را جالب می کند. مکالمه ای خسته کننده در مورد برنامه های شام به داستانی در مورد حسادت و سوءتفاهم تبدیل می شود.

6. زمینه داستان را ارائه دهید تا خواننده متوجه لحن و جو داستان شود.

زمینه گفتگو (مکانی که در آن گفتگو رخ می دهد و شرایطی که منجر به آن می شود) جزئیات مهمی را به ما ارائه می دهد. تسلط بر استفاده از زمینه داستانی در گفتگو مهم است زیرا به شما كمك می كند از قیدها در کنار برچسب های گفتگو استفاده نكنید. مثلاً:

به آهستگی گفت: " فکر می کنم کسی در خانه است."

در اینجا ، شما می توانید از برچسب قوی تر "نجوا کرد" یا "زمزمه کرد" برای انتقال مفهوم استفاده کنید و لزومی به استفاده از قید نیست. با این وجود می توانید از زمینه داستانی که از فضای داستان و روایت بدست می آید نیز برای انتقال صدای آهسته استفاده کنید:

هفته ها بود که وسوسه شده بودند به خانه متروکه بروند. در آن بعدازظهر بادی روز جمعه بالاخره وسوسه بر آن ها چیره شد. ابتدا در زدند، نمی دانستند که اگر کسی پاسخ دهد چه می کنند. بعد از یک دقیقه سکوت، به داخل خزیدند و با قدم های آهسته وارد راهرویی تاریک شدند که ناگهان از طبقه بالا صدایی شنیدند.

" فکر می کنم کسی در خانه است ..." چشمانش گشاد شده بود و صدایش به سختی شنیده می شد.

در اینجا نیازی به استفاده از قید ندارید، زمینه داستان جزئیات زیادی را در رابطه با ترس شخصیت ها و سکون بی روح خانه ارائه می دهد.

7. از دیالوگ های کتاب های خوب بیاموزید

بسیاری از هنرمندان بزرگ در تمام زمینه ها ( هنر، ادبیات، موسیقی) در ابتدا با کپی کردن کار همتایان و پیشینیان خود، هنر و صنعت خود را یاد گرفته و آن را تقویت کرده اند. وقتی با دیالوگی قوی در داستانی مواجه می شوید آن را در یک دفتر یادداشت کنید. به این ترتیب می توانید گنجینه ای از دیالوگ های الهام بخش را تهیه کنید که هر زمان که نیاز به یادآوری در رابطه با نحوه نوشتن گفتگو داشتید از این دیالوگ ها استفاده کنید.

 

اطلاعات بیشتر در زمینه نوشتن داستان و نوشتن فصل اول رمان نیز در سایت ارائه شده است. اگر نویسنده هستید و می خواهید داستان های خود را به اشتراک بگذارید سایت "فصل یک" این امکان را فراهم کرده است که با عضویت در سایت و ورود به پنل کاربری اقدام به نوشتن داستان خود کنید. آموزش عضویت در سایت و مراحل نوشتن داستان در این لینک توضیح داده شده است. لطفا قبل از نوشتن داستان خود قوانین و مقررات سایت را مطالعه فرمایید.

اگر مطالب ارائه شده برای شما مفید بود لطفا ما را از نظرات خود آگاه کنید.

 

 

مطالبی که در سایت "فصل یک" قرار می گیرند و همچنین امکانات سایت همه حاصل تلاش، صرف هزینه و وقت فراوان است. در صورتی که تمایل داشته باشید می توانید به سایت "فصل یک" به شیوه های مختلف یاری نمایید تا بتوانیم مطالب و امکانات بیشتری برای شما کاربران عزیز فراهم کنیم.

همیاری به فصل یک

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب