سفر به زمین 2 : فصل سوم

نویسنده: mostafakosari254

از ناسا تماس گرفته بودند که اطلاع دهند برای تایید سلامتی جسمی و روحی فضانوردان باید پیش پزشکی که معرفی میکنن برن.
نیل بعد از قطع شدن تلفن به همسرش گفت:عزیزم ناهار رو سریع آماده.من و خانم فیشر باید برای چکاب بریم پیش یه دکتر.
خانم فیشر با ناراحتی گفت:اما... .
مارتین وارد آشپزخانه شد:مامان ناهار آماده نشده؟
چرا آماده شده.الان میزو میچینم.
خانم کارول که دید جسی نیز دارد از پله ها پایین می آید،بیخیال منصرف کردن نیل شد و شروع به چیدن میز کرد.
 نیل خیلی سریع غذایش را خورد و باعجله از خانواده اش که هنوز مشغول خورد بودند،خدا حافظی کرد و رفت. 
                                                                           ***
 93 روز برای نیل مثل برق و باد و برای همسرش با ناراحتی سپری شد.روز وداع سر رسیده بود.خانم کارول هنوز هم نمیخواست نیل این کار را بکند.خیلی میترسید؛ولی مجبور بود تحمل کند.خانم کارول چند روز اول به شدت با نیل مشاجرت و مخالفت میکرد و سعی میکرد او را منصرف کند.ولی بعد از یک هفته دید نظر نیل به هچ وجه عوض نمیشود و دارد آب در هاون میکوبد،دیگر به کارش ادامه نداد و دست از تلاش برای منصرف کردن نیل برداشت. 
دفعه قبل که نیل به فضا رفت مارتین به دنیا نیامده بود و جسیکا نیز فقط 7 سال داشت.جسیکا نیز ناراحت و نگران بود.او نیز میترسید پدرش دیگر برنگردد.ولی مارتین دریغ از خطراتی که در این کار وجود دارد، از این که پدرش به فضا میرود خوشحال بود و به پدرش افتخار میکرد.نیل پس از خداحافضی کردن از همسرش،سوار ماشینی که دنبالش آمده بود شد و رفت.
                                                                            *** 
نیل و خانم فیشر آماده بودن.به دلیل هوش زیاد، محتاتی، تجربه اش میتوانیم به راحتی بگوییم خانم فیشر بهترین برای این کار است.البته فراموش نشود که او مثل خود نیل علاقه شدیدی به این کار دارد. 
نیل خانم فیشر را با موهای سیاه و کوتاهش اولین بار در مطب دکتری که برای چکاب رفته بود آشنا شده بود و پس از آن باهم دوره ی کمک های اولیه و شبیهسازی هایی که اونهارو برای تکون های شدید صفینه موقع پرتاب و همچنین جلوگیری از استفراغ در مکان جاذبه صفر آماده میکرد،شرکت کرده بودند.خلاصه اونها از لحاظ تئوری آماده بودند.


نیل آرمسترانگ و خانم دبرا فیشر وارد صفنه شدند.
عملیات پرتاب آغاز شد: 
5....4....3....2....1....پرتاب... . 
ادامه فصل 4 نظراتتون یادتون نره.  
  
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.