داستان پاده شاه : عنوان

نویسنده: Abassi

پاده شاهی در منطقه سرسبز شاداب زندگی میکرد که روزی بیمار شد وطبیبان از درمان بیمار عاجز ماندند شاه عذر خود خواست که از دست شأن چیزی ساخته نیست شاه هم مجبور شد که جا نشین خود را قبل از فوت اعلان نماید شاه گفت من جانشین کسی را انتخاب مینایم که قبل از فوت من دریک شب در قبری که برای من می خوابیده همان پاده شاه جدید شماست این خبر رادر سراسر کشور اعلام نماید ولی کسی پیدا نشد که در قبر بخوابد تا این  که یک مرد حاضر تا درین قبر بخوابدروزی از روزها پاده شاه برای دیدن آن مرد رفت دید که مرده است پاده شاه دید که در دیوار نوشته شده است ای بشر از گمان کرده ای که دنیا مال تو ست تمام
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.