عنوان

دزد شبانه : عنوان

نویسنده: afshar82903070

در حالی که مثل دیگر روزهایی که از عمرش داشت سپری می شد در اتاقش که او را حبس کرده بودند در حال مطالعه بود
دکور اتاقش پر از کتاب های مختلف بود و او به صداها حساس بود و باید جایی که سکوت در آنجا برقرار بود سکونت می کرد اعضای خانواده به شدت از او متنفر بودند اما او هیچگاه اهمیتی نمی داد 
کتاب جدید نویسنده ی مورد علاقه را روی میز گذاشت و با حالت کلافه ای بلند شد و در اتاقش را آرام باز کرد و از بالا به افراد خانواده اش نگاه کرد 
آنها دور میز گردی در حال صرف ناهار بودند که خواهر زاده اش شروع به گریه کردن کرد و او از صدای گریه متنفر بود و سریعا به اتاقش برگشت 
اتاقش ضد عایق صوتی بود 
پشت در اتاقش نشست و به نقاشی چهره اش خیره شد که یک روز یه نفر در روز تولدش برای او فرستاد 
دیدگاه کاربران  
0/2000