پروانه ها

پروانه ها : پروانه ها

نویسنده: Parisa

روی برگ هایی از جنس غرور ، قطره های عشق نشسنه اند و باد محبت می وزد و برگ ها می لغزند .
پروانه ها با نسیم می آیند ، پروانه ها با رنگ می آیند ؛ پروانه ها بی صدا بال میزنند. اما فکر نکن کنار شمع میشینند و دور شعله میرقصند . پروانه های قصه ما رویا ها در سر و عشق دارند . آنها میخوانند و میخندند و می گویند از شعر های عاشق ها و معشوق ها ،لیلی ها و مجنون ها...

پروانه های ما ولی در این روزگار سیاه شدند و خاکستری. از بال هایشان دیگر صدای خنده نمیشنوی .
اینبار با صدای رعد و برق ، با گذر از کنار شمع و از میان بیت ها . بیت هایی که میگویند از داستان های شکست خورده.
میبینی بر سر پروانه هایمان چه آمد؟ میبینی با بیت های شعر ها چگونه پرواز را فراموش کرده اند؟
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.