سونامی بیا و منو ببر!

سونامی بیا و منو ببر!

hussainimohadese66 نویسنده : hussainimohadese66 در حال تایپ

داستان های مشابه

این داستان پیش درآمد داستانی بزرگ است...... شهر جاوا این ...

برشی از زندگی، وقتی گذر زمان و ثانیه‌ها ما را نگران و مضطرب ...

چقد سفت شده است پدال دوچرخه دونفرمان یا من خسته شدم..... یا ...

این کتاب به حالت ساده و کودکانه نوشته شده است اما هنوز هم معانی زیادی دارد!

اگر از آن دسته از افراد هستید که با خواندن یک کتاب به گریه و یا قهقهه میوفتید پیشنهاد می کنم که این کتاب را نخوانید چونکه باعث میشود اهالی خانه فکر کنند دیوانه شده اید..

قسمتی از کتاب :
خیلی آروم و با حالت پچ پچ کنان از خاله پرسیدم :میگماااا خاله شما هم آرزویی دارید؟

_آره عزیزم ،همه آرزویی دارند..
آرزوی من این بود که اقیانوس میبودم و تمااام ماهی ها و جلبک های رقصان با شور و شوق در من زندگی میکردند.
دلم میخواست شور میبودم و همه مرا با همان شوری میپذیرفتن و یا حتی دوستم میداشتند!..



ژانرها: واقع‌گرایی / طنز / تخیلی
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.