مغازه های فراموشی

مغازه های فراموشی

vahid_heidarnezhad نویسنده : vahid_heidarnezhad در حال تایپ

داستان های مشابه

فک کنم باز تقصیر منه،اما من این بار زندگی یه ادمو خراب کردم.شاید ...

این حقیقت نداشت. ما هر چیزی که می خواستیم، داشتیم. خانه کوچکی ...

زهره خوشحال بود،اما نه به خاطر یک لقمه نون و پنیر و ده هزار ...

چرا مقصدمان را گم میکنیم؛ گاهی وقت‌ها
ژانرها: واقع‌گرایی
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.