هیچکس برای کلاغ ها خورده نان نمیریزد(راهی به میانه جنگل)

هیچکس برای کلاغ ها خورده نان نمیریزد(راهی به میانه جنگل)

Mehrdad نویسنده : Mehrdad تمام شده

داستان های مشابه

قصه ای با مرگ دخترک کوچک ... فرشته مرگ !!!

اید داستان را جبع نو جوانی است که مورد بی توجهی دیگران قرا ...

کفش هایش را به پا کرد، بلند شد و به در خیره شد، نمی¬دانست ...

میدانی سالها سفر کرده ام ، سالها پرواز کرده ام...
حال که به خانه رسیده ام ، خبری از خانواده ام نیست
این درخت را بخاطر می آورم...
آن مغازه خیاطی را میشناسم ، پدر خورخه...
نمیدام چطور اما می‌شناسمش ، خیلی شکسته شده
موهایش کاملا سپید شده اما باز هم میشناسمش
بعد از مرگ همسر آقای ...آقای...
اسمش را بیاد ندارم ، خیابان پایینی مسافر خانه دارد
بعد مرگ همسر صاحب مسافر خانه دیگر نمیخندید!
بگذار برگردد ، اخمش را میبینی...سالهاست نخندیده
ژانرها: داستان کوتاه
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.