انواع کتاب

ادبیات پسامدرن

ادبیات پسامدرن
۲۹ فروردین ۱۳۹۹ هستی

ادبیات پسامدرن و یا پست مدرن (Postmodern literature) نوعی ادبیات است که از نظر سبک و ایدئولوژی، با اتکا به قراردادهای ادبی مانند از هم گسیختگی، تناقض (پارادوکس)، راویان غیرقابل اعتماد، غالباً غیرواقعی بودن، پیرنگ های غیرممکن، بازی ها، تقلید، پارانویا، طنز تیره، و خود ارجاعی نویسنده مشخص می شود . این نوع ادبیات غالباً مرزهای بین هنر و ادبیات "عالی" و "مبتذل" و نیز تمایز بین ژانر و اشکال نوشتن و یا داستان گویی را رد می کند.

فلسفه پسامدرن

ادبیات پسامدرن به عنوان ارتباطی با محدودیتهای سبکی و ایدئولوژیکی ادبیات مدرنیست و نیز تحولات بنیادی جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم است. نویسندگان ادبیات پسا مدرن نیز تحت تأثیر جنبش ها و ایده های مختلف برگرفته از فلسفه پسا مدرن قرار گرفته اند. فلسفه پسا مدرن تمایل دارد كه جهان را به شکلی که غیر قابل تعریف و یا غیر قابل درک است متصور شود. فلسفه پسا مدرن بر این استدلال متکی است که دانش و حقایق همیشه با موقعیت های خاص رابطه نسبی دارند و تلاش برای یافتن معنای دقیق برای هر ایده، مفهوم یا رویدادی هم بیهوده و هم غیرممکن است.

خاستگاه پسا مدرنیسم

در سالهای اخیر، نظریه های جدید اجتماعی، سیاسی و ادبی که از مباحث پسا مدرنی منشا گرفته اند طیف گسترده ای از رشته ها مانند هنر، معماری، ادبیات، فیلم، جامعه شناسی، ارتباطات، فلسفه و غیره را در بر می گیرند. قدرت این نظریه ها در حوزه های فرهنگی، فکری و زیبایی شناختی نیز نمایان است. اصطلاح "پسامدرنیسم" در نقد ادبیات آمریکای لاتین و در مباحث ادبیات آنگلوآمریکایی در دهه های 1930 و 1940 مورد استفاده قرار گرفت، با این حال تحلیل اصلی پسامدرنیسم عمدتاً در دهه 1970 قدرت گرفت.

پسامدرنیسم را نمی توان با نادیده گرفتن مدرنیسم درک کرد. مدرنیسم سرچشمه اندیشه "روشنگری اروپایی" است که تقریباً در اواسط قرن هجدهم آغاز شد. هالینگر (Hollinger) ویژگی مدرنیته را این گونه بیان می کند: "اصطلاح مدرنیته برای نوع جامعه ای که در دوران روشنگری در غرب پدید آمده است، به کار می رود. جامعه ای که از نقطه نظر ساختاری-کارکردی بسیار متفاوت است و تحت سلطه اقتصاد سرمایه داری (بازار)، تقسیم کار پیچیده، صنعتی شدن و شهرنشینی، علم و فناوری، فردگرایی سیاسی و قومی، سودمندی تحت اللفظی و قراردادهای اجتماعی است."

مدرنیسم قدردان عقل بشر به عنوان یک قدرت قابل توجه است و این قدرت را پایه و اساس یک ذهنیت علمی معرفی می کند. مدرنیته را می توان به عنوان عصر ذهنیت علمی توصیف کرد که ناشی از پیشرفت انقلابی در رشته هایی مانند فیزیک و زیست شناسی است. دانشمندان علوم اجتماعی از روش شناسی (متادولوژی) علوم طبیعی در علوم اجتماعی استفاده کردند. فناوری و صنایع غول پیکر غالب ترین ویژگی های جامعه مدرنیستی شدند. علم به عنوان قدرت تلقی می شد و ذات جهان نیز چیزی جز قوانین مکانیکی نبود. در ادبیات، مدرنیسم یک جنبش زیبایی شناختی (aesthetic movement) است که محبوبیت زیادی در سال های 1910 تا 1930 پیدا کرد. چهره های اصلی مدرنیسم شامل ویرجینیا وولف (Virginia Woolf)، جیمز جویس (James Joyce)، تی اس الیوت (T.S. Eliot)، عزرا پوند (Ezra Pound)، مارسل پروست (Marcel Proust) و فرانتس کافکا(Franz Kafka) می باشد.

در اینجا چند نمونه از تکنیک های سبکی ارائه شده است که اغلب در ادبیات پسامدرن مورد استفاده قرار می گیرند:

پاستیش یا هم آمیزه (Pastiche): گرفتن ایده های مختلف از نوشته ها و سبک های ادبی قبلی و چسباندن آنها به یکدیگر به منظور ایجاد سبک های جدید.

بینامتنیت یا متنِ پنهان(Intertextuality): شکل‌گیری معنای متن توسط متون دیگر است. این می‌تواند شامل استقراض و دگردیسی متنی دیگر توسط مؤلف یا ارجاع دادن خواننده به متنی دیگر باشد.

فراداستان (Metafiction): رمان یا داستانی که در آن نویسنده حضور خود و سبکهای ادبی را مورد تاکید قرارمی‌دهد و به باورپذیری داستان توجه کمتری دارد.

تحریف زمانی (Temporal Distortion): استفاده از جدول زمانی و تکنیک های روایت غیر خطی در یک داستان.

مینیمالیسم یا ساده گرایی یا کمینه گرایی (Minimalism): استفاده از شخصیت ها و رویدادهایی است که مشخصا شخصیت های معمول و غیر استثنائی هستند.

حداکثر گرایی یا بیشینه گرایی (Maximalism): نوشتن بی نظم، طولانی و بسیار دقیق.

رئالیسم جادویی (Magical Realism): معرفی رویدادهای غیرممکن یا غیرواقعی بدون اینکه به طور واضح تعریفی از واقعیت و تخیل ارائه شود.

درگیرشدن خواننده (Reader involvement): غالباً از طریق مخاطب قرار دادن مستقیم خواننده و تأیید علنی بودن ماهیت داستانی وقایعی که توضیح داده می شوند.

ویژگی اصلی پسا مدرنیسم:

پسا مدرنیسم برخی از دیدگاههای مختلف را مورد تاکید قرار می دهد و گفتمان ها (discourses) و نظریه های جدیدی را بنا نهاده است. موارد زیر چند ویژگی اساسی پسا مدرنیسم است.

  • ابهام (Ambiguity) روشی رایج در ادبیات پسا مدرن است.
  •  ایمان راسخ به علم را نفی می کند.
  • موضع ضد پوزیتیویستی (Anti-positivist) و ضد اثبات گرایانه که در آن متفکران پسا مدرن به ایده عینیت در تحقیقات اجتماعی، ذهن منطقی خودمختار و روایات بزرگ حمله می کنند.
  • دیدگاههای فردی-ذهنی بیشتر مورد تأکید قرار گرفت. درک ذهنی از افراد مختلف، دانش را تولید می کند که از طریق آنها واقعیت های ذهنی تشکیل می شوند.
  • حقیقت موضوع دیدگاه افراد است. در پسامدرنیسم، حقیقت به عنوان یک دیدگاه تلقی می شود و نه یک موضوع جهانی و قطعی.
  • محو کردن تمایزهای قدیمی. پسا مدرنیسم تقابل های دو گانه (binary opposition) را نادیده می گیرد (مانند مرد در مقابل زن، سیاه در مقابل سفید و شرق در مقابل غرب).
  • - جهانی سازی (Globalization) و چند فرهنگ گرایی (multiculturalism). به دلیل جهانی شدن گسترده، فرهنگ های مختلف با هم ادغام می شوند. تأثیر این امر را می توانیم در معماری، غذا، موسیقی، ادبیات، آموزش، مد، سازمانها و غیره ببینیم.
  •  اطلاعات و رسانه های مدرن. دسترسی عظیم به اطلاعات و رسانه ها، زندگی پسا مدرن را دشوار و متفاوت می کند. جامعه پسا مدرن توسط رسانه ها شکل می گیرد. در نتیجه، افکار و واقعیت تعریف شده توسط رسانه ها "بیش از حد واقعی" شده اند.

محققان اصلی

اکثر افکار پسا مدرن عمدتاً از متخصصان غیر جامعه شناس مانند دریدا (Derrida)، لیوتار (Lyotard)، جیمسون (Jameson) و دیگران سرچشمه گرفته است. جدا از آنها، برخی نویسندگان برجسته دیگر فوکو (Foucault) و بودریار (Baudrillard) بودند.

مسائل و مشکلات پسامدرنیسم

گرچه افکار پسامدرن می تواند به عنوان تقاضای زمانه تلقی شوند، با این حال این افکار عاری از انتقاد نیستند. محققان همچنین با این واقعیت درگیر هستند که آیا ما واقعاً در دنیای جدیدی وارد شده ایم که می توان آن را پسامدرن نامید یا این فقط امتدادی از دوران مدرن است. برخی از انتقادهای رایج به پسامدرنیسم در اینجا مورد بحث قرار می گیرد.

  1. برای بسیاری از خوانندگان درک ادبیات پسا مدرن به دلیل استفاده از زبان، اشکال و اصطلاحات سخت دشوار است . روش مبهم توضیحات باعث می شود که ادبیات پسا مدرن برای بسیاری از خوانندگان قابل درک نباشد.
  2. پسامدرنیسم دارای وضوح نیست و در بیشتر موارد هر قالب یا سادگی را رد می کند. خواه در حوزه هنر، موسیقی، معماری و ادبیات و یا نظریات جامعه شناسی باشد. در حقیقیت عدم وجود قالبی مشخص به هویت پسامدرن تبدیل شده است.
  3. ویژگی چند وجهی پسا مدرنیته باعث شده تا موضوعی عجیب به نظر برسد. در بیشتر موارد، پست مدرنیست ها بدون اشاره به راه حلی فقط مشکل را برجسته می کنند. بسیاری از افراد معتقدند که پسامدرنیسم فقط یک تئوری است و یک واقعیت نیست.

پسامدرن دوره ای از بدبینی است که با خوش بینی مدرنیته در تقابل است پسامدرنیسم یک فلسفه ضد روشنگری در حالی که مدرنیسم فلسفه طرفدار روشنگری است. با وجود سردرگمی و انتقاد شدید، پسامدرنیسم رویکرد دیگری را برای درک واقعیت اجتماعی ارائه می دهد. شکی نیست که در طول نیم قرن گذشته، جهان به دلیل تسلط گسترده رسانه ها و پیشرفت بسیار زیاد در فناوری، تغییرات زیادی کرده است. ما به شدت تحت تأثیر فعالیت رسانه ها قرار می گیریم و به همین دلیل در ناخودآگاه ما دنیای مجازی (virtual world) ایجاد می شود و در بیشتر موارد هم در دنیای واقعی و هم در دنیای مجازی زندگی می کنیم. علاوه بر این، به دلیل این پیشرفت شگفت انگیز فن آوری اطلاعات، هیچ مرزی در آن وجود ندارد. در نتیجه، چند فرهنگ گرایی به یک موضوع عادی تبدیل می شود و مشکلات و حرکات اجتماعی نیز به تبع آن ایجاد می شوند.

 

 

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب