فرشتگان محافظ : مقدمه :

نویسنده: aydastwdh6

شب آمد مرا وقت غرّیدن ست 
گهِ کارو هنگام گردیدن ست 

به من تنگ کرده جهان جای را   از این بیشه بیرون کشمِ پای را 

حرام است خواب 
بر آرم تن زرد گون زین مغاک 
بغرّم به غریدن هولناک 

که ریزد زهم کوهساران همه 
بلرزد تن جویباران همه 

نگردد شاد 
نگویند تا شیر خوابیده ست 
دو چشم وی امشب نتابیده ست 

نترسیده ست خیال ستیز 
نهاده زهنگام پا در گریز  

نهم پای پیش 
منم شیر، سلطان جانوران 
( نیما یوشیج ) 
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.