گریال : عنوان

نویسنده: Armita

کتایون بابغض به زری می گویدبگوتمومش کنه چراکسی منونمی فهمه؟زری کلافه می شودچقدرراضی کردم دخترروبه رویش سخت است:عزیزم مادرت مگه حق زندگی کردن نداره؟خودت که بهترمی شناسیش تصمیمی روکه بگیره محاله ازش صرفه نظرکنه...بغض کتایون می شکندبه دیوارتکیه می دهدوسرمی خوردزری متاسفم سرتکان می دهدومی رودساعت هاچشمان کتایون پروخالی می شودصدای بازشدن درکه می آیدتصمیم خودرامی گیردبلندمی شوداشک هایش راپاک می کندروبه روی زیبامی ایستادزبیاباچشمانی سوالی به اونگامی کندصدای کتایون کمی می لرزد:باشه هرکاردوست داری بکن بروباحاااااج آقاااااازدواج کن ولی من بعدازامتحانات پایانی می رم پیش دایی تهران....زیبابه حرف می آید:برای من شرط می ذاری؟کتایون:نه فقط دارم شرایط ازدواجت روباحاج آقاهموارمی کنم وبه طرف اتاقش می رود.....
صدای کلافه زیبابلندمی شود:کتی بخدااگرامروز نیای حلالت نمی کنم درروبازکن دخترآخ که من چقدربایدازدست توحرص بخورم...بخداکه زشته...کتایون درازکشیده وبه سقف نگاه می کندحرف های زیبابرایش تازگی نداردچندروزاست اصرارمی کندبرای دیدن خانواده حاج آقاپیششان برودقیدکنکوررازده بودچون امیدی نداشت فقط می رفت برگه سیاه کندوبرگرددولی باخودش عهدبسته بودوقتی به تهران رفت کارکند...دلش برای زیباسوخت بلندشدلباسی که زیبابرایش آماده کرده بودراپوشیددراتاق کوچکش رابازکردزیباداشت کیفش راازروی مبل برمی داشت انگارازآمدن کتایون ناامیدشده بودولی بادیدن اودرآن لباسی لبخندی روی لب هایش شکل می گیرد.....
 کتایون تابه حال چنین قصربزرگی ندیده بودراننده حاج آقابه دنبالشان آمده بودواردساختمان شدندکتی نمی دانست کجارانگاه کندفرش های دست باف ظریف یاتابلوهای ابریشمی ویانقاشی هایی که قیمتشان سربه فلک کشیده بود....به قسمت نشیمن می روندپسری باپوستی سفیدچشمانی  آبی وموهایی مشکی کنارحاج آقابودوسمت چپ حاج آقاپسری باقدبلندترازپسراولی موهایی بورولخت وچشمانی آبی که شباهت که پسراول داشت اسمش کیارش بودپسربرادرحاج آقاپسراول آریان بودپسراول حاج آقاکتایون کمی خجالت می کشدمی نشینند.....
بغضش انگارداردخفه اش می کندصدای دوباره آریان درگوشش می پیچد:خودش کم بوددخترشم اضافه شداینایی که حتی لباس تنشونم ازپول باباست....وپوزخندآشکارکیارش.....کتایون باخودش تکرارمی کندپسره عقده ای فکرمی کنه دندونپزشکی قبول شده چخبررره ازخودراضی به مادرش نگاه می کندانگارتنهااوبودکه ازمهمانی امشب رضایت داشت
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.