انواع کتاب

استفاده از علم روانشناسی در نوشتن داستان

استفاده از علم روانشناسی در نوشتن داستان
۲۳ مرداد ۱۳۹۹ Fatemeh Monfared

روانشناسی و نوشتن داستان بسیار به هم نزدیک اند زیرا هر دو مستلزم درک نحوه تفکر و رفتار مردم هستند. البته شما برای نوشتن یک داستان خوب نیازی به مدرک روانشناسی ندارید، فقط باید در مورد اطرافیان خود حس کنجکاوی بالایی داشته باشید.

ارتباط روانشناسی و نوشتن داستان

شاید شما از آن دسته نویسندگانی باشید که ناگهان یک ایده داستانی را شروع می کنید و شخصیت داستانتان در حین نوشتن در ذهنتان شکل می گیرد. اما بعد از سه یا چهار فصل، ساختار داستانی از هم می پاشد و شما نمی دانید دلیل آن چیست. شاید رفتار شخصیت شما مطابق با الزامات داستان نباشد. شاید انگیزه های شخصیت شما منطقی به نظر نمی رسند. شاید برای ماندن در ذهن شخصیت داستان خود دچار مشکل شده باشید و نمی توانید داستان را با توجه به برداشت های وی فیلتر کنید.

دلیل آن هر چه باشد، داستان شما با یک مشکل روبرو شده است.

شاید هم شما از آن دسته نویسندگانی باشید که همه چیز را از قبل طرح ریزی می کنید. ایده های داستان، اهداف و رویدادهای صحنه را ترسیم می کنید، و سعی می کنید روند داستان را از ابتدا تا انتها مشخص کنید. اما در مقطعی از داستان، مسیر خود را گم می کنید، یا عناصر داستان آنچنان که می خواستید به هم پیوند نمی خورند.

ممکن است شخصیتی که ایجاد کرده اید شخصیت مناسبی برای ارائه ایده داستان شما نیست. یا ممکن است قسمت هایی از ایده شما مبتنی بر رفتار واقع بینانه انسانی نیست و با واقعیت هم خوانی ندارند.

اینها فقط چند نمونه از مواردی هستند که باید توجه به آن ها به شما کمک می کند بتوانید داستانی را بنویسید که مورد توجه مخاطب قرار گیرد. داشتن بینشی در روانشناسی رفتار انسان می تواند دقیقاً همان چیزی باشد که شما نیاز دارید تا مشکلات داستان خود را برطرف کنید و خود را در مسیر رسیدن به موفقیت قرار دهید.

من روانشناس نیستم و فقط این موضوع بنظرم جالب می آید و ارزش پرداختن به آن را دارد. امیدوارم که بتوانم توصیه های خوبی درباره روانشناسی و نوشتن ارائه دهم.

نوشتن همان روانشناسی است

مطالعه روانشناسی حول محور درک این مسئله است که چرا انسان ها به گونه ای خاص فکر، احساس و رفتار می کنند. شباهت روانشناسی با کاری که یک نویسنده انجام می دهد باید واضح باشد.

شخصیت های واقع گرا گذشته ای دارند. آنها دارای نقاط قوت، ضعف و مشکلات شخصیتی هستند. آنها با خودشان مکالماتی درونی در مورد خود، روابط و دنیای پیرامون خود دارند.

داریان اسمیت در " کتابِ کار روانشناسی برای نویسندگان" این چنین  می گوید:

"نویسندگان – حداقل آن هایی که نویسنده خوبی هستند – ناظران دقیق طبیعت انسانی هستند و آنچه مشاهده می کنند را در شخصیت ها و داستان سرایی خود بکار می برند. آنها رفتارها، فرآیندهای فکری و شیوه ای را که مردم به تجربیات و وقایع خود معنا می بخشند در آثار خود نشان می دهند و این موضوعات را به سرگرمی تبدیل می کنند. "

شما احتیاج به مدرک روانشناسی ندارید

برای استفاده از مزایای روانشناسی در نوشتار خود نیازی نیست در این زمینه مدرک دکترا داشته باشید. افرادی که به نوشتن داستان علاقه دارند، معمولاً تا حدی درکی ذاتی از روانشناسی دارند.

تمرین برخی تکنیک ها ادراک روانشناختی را به ابزاری در دسترس تر برای شما به عنوان نویسنده تبدیل می کند.

در اینجا تمرکز خود را بر سه ​​زمینه به منظور ترکیب روانشناسی در نوشتن قرار می دهیم:

1. مشاهده

بیشتر نویسندگان ناظر مردم هستند. نویسندگان شیفته چیزهایی هستند که مردم انجام می دهند و آنچه می گویند، و به خصوص به اختلاف بین آنچه انجام می دهند و آنچه می گویند توجه می کنند. شخصیت های داستانی در عین حالی که باید از بسیاری جهات جذاب باشند، آنها همچنین باید براساس یک انسان عادی ساخته شوند، کسی که خواننده بتواند با او ارتباط برقرار کند.

همه ما یک درک شهودی از داستان ها و مفهوم آن ها برای خود داریم. حتی وقتی فکر می کنیم فقط لذت خواندن کافی است، در واقع در حال یادگیری و کسب مهارت های ارزشمندی هستیم. ما می آموزیم چگونه با جهان و یکدیگر ارتباط برقرار کنیم، بنابراین اگر شخصیتهای داستانهایی که می خوانیم باورپذیر باشند، ما در سطوح مختلفی با آنها پیوند برقرار می کنیم.

برای این منظور، این عادت را در خود تقویت کنید که به اطرافیان خود و رفتار آنها توجه کنید. در مورد چه نوع موضوعاتی صحبت می کنند؟ چگونه با یکدیگر ارتباط دارند؟ چگونه مشکلاتی که در زندگی با آن روبرو می شوند را حل می کنند؟

حتی می توانید مشاهدات خود را در یک دفتر بنویسید و در صورت نیاز به ویژگی های یک شخصیت، به آن یادداشت ها مراجعه کنید.

2. زبان بدن

ارتباطات غیر کلامی بسیار اهمیت دارند. شما در خواندن حرکات بدن و صورت مهارت دارید. این مهارت به بقا ارتباط دارد و در همه ما رشد یافته است.

اما می توانید این مهارت را فراتر از حد معمول پرورش دهید و یاد بگیرید که چگونه می توانید در نوشتن خود از آن به طور مؤثر استفاده کنید.

مأمور سابق FBI، جو ناوارو در کتاب خود با عنوان "آنچه بدن می گوید" می نویسد:

"ارتباطات غیر کلامی همچنین می تواند افکار، احساسات و اهداف واقعی فرد را نمایان سازد. از آنجا که مردم همیشه نسبت به این که به طور غیر کلامی ارتباط برقرار می کنند آگاه نیستند، زبان بدن اغلب صادقانه تر از گفته های کلامی یک فرد است، که به صورت آگاهانه برای دستیابی به اهداف گوینده ساخته می شوند. "

وقتی صحبت از زبان بدن می شود، به هماهنگی فکر کنید. شما می توانید از سیگنال های غیر کلامی استفاده کنید که مطابق با آنچه شخصیت شما می گوید برای تقویت سخنان آن شخصیت استفاده کنید، اما همچنین می توانید با استفاده از آن نشان دهید که آنچه شخصیت می گوید قابل اعتماد نیست.

شایع ترین خطایی که نویسندگان مرتکب می شوند استفاده از زبان بدن برای گفتن چیزی است که ما از قبل می دانیم. در عوض، زبان بدن باید چیزی را که ما نمی دانیم به ما بگوید. زبان بدن زمانی بهتر عمل می کند که با آنچه اتفاق می افتد مغایرت داشته باشد.

3. خواندن کتاب های روانشناسی

علم روانشناسی را که از کتاب ها و منابع دیگر یاد می گیرید را در نوشتار خود اعمال کنید. با یادگیری و استفاده از دانش نظریه های روانشناسی، به تدریج آن را در نوشته های خود بطور غریزی ادغام خواهید کرد.

با اینکه همه ما با هم تفاوت داریم ولی از بسیاری جنبه ها هم یکی هستیم

هر کدام از ما انسان های متفاوتی هستیم و از جهات مختلف متمایز از یکدیگریم، اما همه ما در جنبه های شناختی و عاطفی شباهت های بسیاری با هم داریم. همه ما ترس، عصبانیت، شوخ طبعی، حس گناه، عشق، شهوت، نفرت، انزجار، اشتیاق و انواع بی شماری از عواطف را تجربه کرده ایم.

شخصیت هایی که ایجاد می کنیم براساس آنچه می دانیم ساخته می شوند و طبق تجربیات مشابهی که خوانندگان دارند در ذهن آن ها پردازش می شوند.

وقتی چنین ارتباطی را با خواننده خود برقرار می کنید، خواننده کتاب شما حتی پس از گذشت مدتی طولانی بعد از پایان آن همچنان تحت تأثیر کتاب شما خواهد بود. دانش روانشناسی می تواند در این زمینه به شما کمک کند.

به عنوان تمرین به آخرین گفتگویی که با کسی داشتید فکر کنید و هر آنچه را که می توانید به خاطر بیاورید، بنویسید. درمورد چه چیزی صحبت کردید؟ آن شخص دیگر چه چیزهایی گفت، و نحوه صحبت کردن آنها چگونه بود؟ زبان بدن آنها چطور بود؟ پانزده دقیقه وقت بگذارید و هر آنچه می توانید را یادداشت کنید.

همچنین می توانید به یک مکان عمومی مانند فروشگاه، پارک، کافی شاپ بروید. به اطرافیان خود توجه کنید و به صحبت های آن ها گوش دهید. نحوه تعامل و رفتار آن ها و زبان بدن آنها را مشاهده کنید. به صحبت های آنها، تُن صدای آنها، تکه کلام های آن ها گوش کنید. هر آنچه را که توجه شما را جلب می کند یادداشت کنید.

سپس پانزده دقیقه وقت بگذارید و در مورد شخصیت یا وضعیتی بنویسید که ناشی از مشاهدات شماست.

 

مطالبی که در سایت "فصل یک" قرار می گیرند و همچنین امکانات سایت همه حاصل تلاش، صرف هزینه و وقت فراوان است. در صورتی که تمایل داشته باشید می توانید به سایت "فصل یک" به شیوه های مختلف یاری نمایید تا بتوانیم مطالب و امکانات بیشتری برای شما کاربران عزیز فراهم کنیم.

همیاری به فصل یک

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب