انواع کتاب

6 نکته در نوشتن موفقیت آمیز یک داستان عاشقانه

6 نکته در نوشتن موفقیت آمیز یک داستان عاشقانه
۳۱ خرداد ۱۳۹۹ Fatemeh Monfared

ژانر عاشقانه (Romance) به عنوان یکی از ژانرهای محبوب همواره قلب ما را تسخیر کرده است. با اینکه بعضی افراد از خواندن رمان های ژانر عاشقانه شرمگین می شوند اما واقعیت این هست که امروزه آثار در خور توجهی در این ژانر منتشر شده است و حتی از رمان هایی مانند مجموعه "غریبه" (outlander) و "آسیایی های خرپول" (Crazy Rich Asians) برای ساخت سریال و فیلم نیز اقتباس شده است.

خوشبختانه، گرچه توضیح عشق کار بسیار دشواریست، امّا روند نوشتن در مورد آن این چنین نیست. در این مقاله به داستان نویسی در ژانر عاشقانه می پردازیم و نکاتی که برای نوشتن یک رمان عاشقانه لازم است از جمله تمام عناصری که به آن نیاز دارید  ارائه داده خواهد شد. مثال هایی را از منابع مختلف ارائه می دهیم تا با نحوه بکارگیری آن ها آشنا شوید.

1. جایگاه خود را پیدا کنید

اگر تا به حال سعی نکرده اید که داستانی در ژانر عاشقانه بنویسید، نگران نباشید. اولین چیزی که باید بدانید این است که این ژانر بسیار وسیع است و حاوی تعداد زیادی ژانرهای فرعی است و تنها یک روش صحیح برای نوشتن عاشقانه وجود ندارد.

ژانرهای فرعی عاشقانه شامل موارد زیر می شوند:

  • تاریخی (Historical)
  • معاصر (Contemporary)
  • نوجوان (Young Adult)
  • فانتزی (Fantasy)
  • ماوراء الطبیعه / فوق طبیعی (Paranormal/Supernatural)
  • مذهبی یا معنوی (Religious/Spiritual)

بنابراین اگر نگران هستید که نوشتار شما با ژانر مطابقت نداشته باشد، نترسید: فقط باید جایگاه مناسب خود را بیابید. و بهترین راه برای انجام این کار خواندن رمان های عاشقانه است! البته، شاید شما تاکنون داستان هایی را در یک ژانر فرعی خاص مطالعه کرده باشید و مطمئن باشید که در آن جایگاه قرار دارید. ولی اگر مطالعه شما در این ژانر کم است باید به عنوان قدم اول وجه های مختلف این ژانر را بررسی نمایید. آن ژانر فرعی که از خواندن آن بیشترین لذت را می برید احتمالاً همان ژانری خواهد بود که در آن می توانید خوب بنویسید.

با وجود طیف گسترده ای از زیر شاخه ها و ژانرهای عاشقانه، نکات و ترفندهای خاصی وجود دارد که برای همه آن ها کاربردی اند. بنابراین صرف نظر از اینکه چه نوع عاشقانه ای را به نگارش در می آورید، باقی این مقاله می تواند برای شما مفید باشد.

2. صحنه را به طور دقیق تنظیم کنید

فضاسازی در ژانر عاشقانه بسیار حائز اهمیت است، به چند دلیل:

  1. معمولاً هدف خوانندگان ژانر عاشقانه فرار از زندگی روزمره خود است و اگر فضاسازی به اندازه کافی همه جانبه نباشد، خوانندگان قادر نخواهند بود خود را در داستان غرق کنند.
  2. بسیاری از نویسندگان ژانر عاشقانه به دنبال نوشتن یک مجموعه داستان بر اساس اولین رمان خود هستند. بنابراین فضاسازی باید به گونه ای باشد که هم خواننده و هم نویسنده بخواهند بارها بعد از هر کتاب به آن برگردند.

چه چیزی فضاسازی را در یک داستان عاشقانه تعیین می کند؟

رمان های عاشقانه ی معاصر دارای فضاسازی هایی در اندازه کوچک و دنج هستند: دهکده های جذاب، فضای دانشکده و غیره. ممکن است مکانی که در آن شخصیت های اصلی مرتباً در آنجا ملاقات می کنند وجود داشته باشد (مانند غذاخوری و کتاب فروشی) و یا جایی که دوستان و همسایگان برای خبرچینی در آنجا ملاقات می کنند. اگر می خواهید به اصول استاندارد این ژانر وفادار بمانید، فضاسازی داستان شما نیز می تواند مقیاسی کوچک داشته باشد که در آن افراد مدام به طرز غیرمنظره ای با یکدیگر روبرو می شوند.

اگر شما زیرگروه خاص تری از ژانر عاشقانه را در نظر گرفته اید، فضاسازی می تواند کیفیت های مختلفی را به همراه داشته باشد. به عنوان مثال، عاشقانه تاریخی غریبه (Outlander) در یک شهرک کوچک در ارتفاعات اسکاتلند اتفاق می افتد، اما تنش و خشونت مداومی که در آنجا رخ می دهد باعث ایجاد یک فضای دنج نمی شود. با این وجود این فضاسازی برای این داستان کار می کند زیرا تهدیدات و خطرات بیرونی درنهایت زوج اصلی را به هم نزدیک تر می کند.

صرف نظر از اینکه داستان شما در کجا فضاسازی شده باشد، مهمترین نکته این است که همه جانبه بوده و واقعی بنظر برسد. نقشه ای از فضای داستان خود ترسیم کنید تا بتوانید از نظر جغرافیایی نامتناقض عمل کنید و از جزئیاتی از زندگی واقعی برای اعتبار بخشیدن به داستان خود استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر کافی شاپ مورد علاقه شما دارای نمای بیرونی آجری قرمز با تابلوی نئون شکسته ای روی پنجره باشد، کافی شاپ مورد علاقه شخصیت های داستان شما نیز می تواند به همین شکل باشد!

 

3. زوج اصلی داستان شما باید قوی باشند

همانطور که می دانید، ژانر عاشقانه یک ژانر بسیار شخصیت محور است، بنابراین زوج اصلی شما باید خواننده های شما را بسیار مجذوب خود کند.

قهرمان مرد

وقتی در مورد "قهرمان مرد" یک عاشقانه فکر می کنید، احتمالاً یک مرد عضلانی خوش چهره را تصور می کنید که قهرمان زن داستان را یک دل نه صد دل شیفته خود می کند. اما نوشتن یک قهرمان مرد رمانتیک صرفاً ظاهر خوب و حرکات نمایشی نیست. بلکه باید به عمق احساسی و آسیب پذیری عاطفی او توجه کنید.

هر قهرمان به گذشته ای احتیاج دارد. قهرمانان در عاشقانه غالباً کودکی ای سختی داشته اند یا یک ضربه عاطفی را تجربه کرده و یا در رابطه ای بوده اند که آنها را دل شکسته کرده است. این اتفاق باعث شده است تا قهرمان از نظر عاطفی بسته شود و در رابطه احساس ناامنی کند، حتی اگر این چنین به نظر برسد که اعتماد به نفس كاملی داشته باشد. کریستین گری در سری کتاب های "50 طیف خاکستری" در واقع نمونه ی بارز این است: علی رغم شخصیتی با اعتماد به نفس بالا، او از رابطه ی ناکارآمدی که با یک زن بسیار مسن تر در پانزده سالگی داشته است ضربه خورده است.

در هر صورت، قهرمان مرد با قهرمان زن دیدار می کند و به نوعی مجذوب او می شود. چیزی درون قهرمان زن داستان موجب شکسته شدن دیواری می شود که قهرمان مرد به دور خود کشیده است. در پایان داستان، او باید به دلیل ارتباطش با آن زن، تغییر یافته و خوشحال تر باشد.

قهرمان زن

قهرمان زن داستان نیز باید مشکلات خودش را داشته باشد. پیرنگی معمول در داستان های عاشقانه این است که قهرمان مرد، زن را در کاری یاری می کند (برای مثال اگر زن داستان دارای مشکلات مالی است، قهرمان مرد شغلی را به او پیشنهاد می دهد) و قهرمان زن نیز به شیوه ای دیگر در زندگی به او کمک خواهد کرد.

در واقع، قهرمان زن باید به همان اندازه قهرمان مرد قوی باشد. شخصیت زن داستان باید محکم باشد و فکری مستقل داشته باشد. حتی اگر قهرمان زن در ابتدا خجالتیست و اعتماد به نفس پایینی دارد، باید این شجاعت را به دست آورد که در طول داستان روی پای خودش بایستد!

برای تعامل قهرمان زن و مرد شما میلیون ها روش مختلف وجود دارد، اما نکته اصلی این است که رابطه آنها پویا باشد. از این گذشته، اگر آنها بلافاصله بعد از ملاقات با هم عاشق شوند و هیچ مشکلی پیش روی آن ها نباشد، داستان جذابی نخواهید داشت. مهمتر از همه اینها، هر یک باید در نوع خود یک شخصیت سه بعدی داشته باشند. به آنها انگیزه ها و نقص های واقع گرایانه دهید، که در حالت ایده آل به گذشته آنها گره خورده است. این تضمین می کند که زوج اصلی رمان شما باورپذیر و جذاب باشند.

4. از موضوعات تکرار شونده ای (Trope) که امتحان خود را پس داده اند استفاده کنید

اکنون به اصل داستان می رسیم. مسیرهای ممکن بسیاری برای زوج اصلی داستان شما وجود دارد، توصیف همه آنها غیرممکن است! اما در اینجا فقط چند نمونه امتحان شده که بسیاری از نویسندگان ژانر عاشقانه با موفقیت از آنها استفاده کرده اند ارائه می شود.

از دوست یا دشمن به عشاق:

دو تا از محبوب ترین ابزارهای ژانر عاشقانه تبدیل دو دوست یا دو دشمن به عشاق یکدیگر است. زوج اصلی همدیگر را می شناسند، اما بین آن ها رابطه عاشقانه ای وجود ندارد یا ممکن است اصلاً یکدیگر را دوست نداشته باشند.

تبدیل دو دوست به عشاق یکدیگر زمانی خوب کار می کند که درگیری یا پروژه بزرگ دیگری توجه یکی یا هر دو شخصیت اصلی را نسبت به هم منحرف می کند، بنابراین آنها تا انتهای داستان عاشق هم نمی شوند. مثلاً در فیلم Set it up دو شخصیت اصلی اینقدر ذهنشان درگیر عاشق کردن رئیس هایشان با یکدیگر است که متوجه نمی شوند که خودشان می توانند یک زوج عالی باشند.

تبدیل دو دشمن به عشاق ابزاری مناسب برای دو شخصیت است که با هم اختلاف دارند. مثلاً یکی از شخصیت ها مادر یا پدری زحمتکش است و دیگری ثروتمندیست که یک روز هم در زندگی اش کار نکرده است.

یکی در بهبود دیگری کمک می کند

همانطور که بحث کردیم، قهرمان یک رمان عاشقانه غالباً متحمل زخم های عمیقی روانشناختی در گذشته شده است. این فقط ممکن است جزئیاتی مربوط به گذشته باشد، اما می تواند به عنوان منبع درگیری زوج شما نیز باشد: این آسیب ها مانع رابطه آنها یا سلامت روانی آن شخصیت می شود، بنابراین شخصیت دیگر داستان باید به بهبود دیگری کمک کند.

نمونه بارز این را می تواید در رمان "من پیش از تو" ببینیم، که در آن قهرمان زن داستان به نام لوئیزا مراقبت از یک مرد معلول به نام ویل را به عهده می گیرد. ویل در ابتدا ناراحت و افسرده است، اما سرانجام سفره دلش را باز می کند و حس منفی بسیار کمتری پیدا می کند، و همچنین ویل به لوئیزا کمک می کند که به پتانسیل های خود پی ببرد.

انتخاب دوباره یکدیگر

اگر با فیلم های دفترچه خاطرات (The Notebook) یا عهد (The Vow) آشنا باشید، قهرمان مرد و زن داستان برای مدت زمان طولانی از هم جدا می شوند، یا یکی از آنها به طور کامل دیگری را فراموش خواهد کرد (به دلیل فراموشی، زوال عقل یا یک پدیده ماوراء طبیعی). سپس آنها مجدداً یکدیگر را باید انتخاب كنند و به این ترتیب ثابت می كنند كه آنها واقعاً جفت هم هستند.

همچنین به یاد داشته باشید که با وجود اینکه خوانندگان این نمونه داستان ها را دوست دارند، امّا شما باید چیز جدیدی نیز به آن اضافه کنید در غیر این صورت داستان شما کلیشه ای خواهد بود و برای خوانندگان قابل پیش بینی و خسته کننده می شود. عناصر منحصر به فردی را برای افزودن جذابیت و تعلیق، یا فقط برای صرفاً سرگرمی به داستان اضافه کنید! به عنوان مثال، "ده چیز درباره تو که ازشان متنفرم"، براساس کمدی رمانتیک کلاسیک شکسپیر به نام "رام کردن زن سرکش" (The Taming of Shrew) است، اما در دوران معاصر با نوجوان های دبیرستانی تنظیم شده است.

5. از شخصیت های ثانویه غافل نشوید

در حالی که بیشترین تمرکز شخصیت پردازی شما باید روی زوج اصلی باشد، شخصیت های ثانویه برای یک داستان عاشقانه حائز اهمیت هستند. شخصیت های ثانویه دنیای رمان عاشقانه شما را پر می کنند. دوستان، خانواده، همسایگان، همكاران و حتی رقبا  همه به زنده کردن داستان کمک می كنند.

بهترین دوستان به طور معمول مهمترین شخصیت های ثانویه در عاشقانه ها هستند، زیرا آنها کسانی هستند که نصیحت می کنند، انگیزه می بخشند و از قهرمان داستان حمایت می کنند. یک نکته را باید مد نظر قرار دهید که شخصیت های ثانویه نباید جالب تر از قهرمانان داستان باشند و تمرکز اصلی باید بر زوج اصلی داستان معطوف باشد.

آیا داستان شما پتانسیل تبدیل شدن به یک مجموعه را دارد؟

اگر می خواهید رمان خود را به یک مجموعه تبدیل کنید، حضور شخصیت های ثانویه بسیار مهم است. چند راه برای ساختن یک مجموعه از یک رمان عاشقانه مستقل وجود دارد، اما یکی از ساده ترین (و جذاب ترین از نظر خوانندگان!) نوشتن رمان بعدی در مورد شخصیت های ثانویه است، به خصوص بهترین دوستان، خواهر و برادر، یا رقبای رمانتیک شخصیت های اصلی. این استراتژی بسیار عالی است زیرا انتقال راحتی را از کتاب به کتاب دیگر تضمین می کند، زیرا خوانندگان از قبل با فضاسازی و شخصیت ها آشنا هستند.

6. پایان خوشی را به زوج اصلی خود بدهید

یکی از وعده های ضمنی ژانر عاشقانه، پایان خوش آن است. مهم نیست زوج اصلی شما در طول رمان چه میزان مشکلاتی را تجربه می کنند، در نهایت این دو باید در پایان رمان به هم برسند.

موارد خاصی وجود دارند که به این قاعده پایبند نیستند، مانند پایان رمان های "من پیش از تو" و "جان عزیز" (که در واقع این سؤال را ایجاد می کند که آیا آنها عاشقانه ای "واقعی" هستند یا خیر). شخصیت های اصلی این رمان ها بهم نمی رسند، اما به دلیل بودن با یکدیگر رشد می کنند و از اینکه عاشق هم شده اند احساس پشیمانی نمی کنند. اگر اولین رمان عاشقانه خود را می نویسید، به یک پایان سنتی بسنده کنید.

پایان داستان باید به چه چیزهای دیگری بپردازد؟

پایان رمان شما همچنین باید به سؤالاتی که در طول روایت مطرح شده است پاسخ دهد. تنها استثنا در این مورد سرنوشت شخصیت های ثانویه است که می خواهید برای جلدهای بعدی به آن ها بپردازید!

 

برای مطالعه بیشتر می توانید مطالب سایت در زمینه شخصیت پردازی در رمان، فضاسازی در داستان، زاویه دید و ابزارهای روایت را نیز در سایت بررسی کنید.

اگر به دنبال ایده برای داستان نویسی در ژانر عاشقانه هستید می توانید 40 ایده ژانر عاشقانه ارائه شده در سایت را مطالعه فرمایید.

اگر نویسنده هستید و می خواهید داستان های خود را به اشتراک بگذارید سایت "فصل یک" این امکان را فراهم کرده است که با عضویت در سایت و ورود به پنل کاربری اقدام به نوشتن داستان خود کنید. آموزش عضویت در سایت و مراحل نوشتن داستان در این لینک توضیح داده شده است. لطفا قبل از نوشتن داستان خود قوانین و مقررات سایت را مطالعه فرمایید. برای خواندن داستان های کاربران سایت "فصل یک" به این لینک مراجعه کنید.

اگر مطالب ارائه شده برای شما مفید بود لطفا ما را از نظرات خود آگاه کنید.

 

 

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب