دیانا که همیشه مورد تحسین بود، با ورود النا احساس میکند جایگاهش در خطر است. حسادت آرامآرام او را به وسواس و تعقیب النا میکشاند تا اینکه یک شب سرنوشتساز النا ناپدید میشود. اما آرامش به دیانا بازنمیگردد—صداها، سایهها و پیامهایی از النا او را در مرز جنون و واقعیت رها میکنند. آیا النا هنوز زنده است، یا حسادت دیانا را به نابودی کشانده؟