ساعت چهار صبح

ساعت چهار صبح

Mo_y_gosfandy نویسنده : Mo_y_gosfandy تمام شده

داستان های مشابه

غروبی عاشقانه بهرام و میترا قدم می‌زدنند.یک اتفاق یک تلخی... ...

میگن آدما توی خاطراتی که باهامون میسازن ذخیره میشن. ولی ...

کافی است زمان مرگت را بدانی، آن وقت است که حتی زیبایی خوردن ...

کسی باشد که با جون و دل به تک تک کلماتی که از دهانت بیرون می‌آید گوش بسپارد اما زمان دیدار شما بسیار کم است و او مثله همیشه بدون خداحافظی در دل آسمان گم میشود....
ژانرها: تخیلی / داستان کوتاه / درام / شعر
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.