درباره NegarMojiri

  نگار مجیری
  18 ساله
  تاریخ عضویت: ۸ خرداد ۱۴۰۱

سلام و درود وقتتون بخیر. بنده نگار مجیری هستم نویسنده دوکتاب سمفونی فراموشی و دوقلوهای ناتنی. به صورت خیلی اتفاقی با این سایت آشنا شدم و دیدم که جمع ادبی و مربوط به نویسندگی هست گفتم شاید عضو شدن تو این سایت خالی از لطف نباشه. اگه هرکدوم از کتابهامو خوندین خوشحال میشم نظرتونو یا اینجا یا توی سایت طاقچه بهم اعلام کنین. موفق و پیروز باشید.

آخرین پیام

NegarMojiri پیامی تاکنون اضافه نکرده است.

داستان های NegarMojiri

2 داستان منتشر شده
به مقصد مرگ... 2 تمام شده

به مقصد مرگ...

۱۰ شهریور ۱۴۰۱

...رو به یک دختربچه حدودا نه ساله کردم:«شما کدوم مدرسه می‌رین؟!» -مدرسه؟! دو سالی می‌شه که نرفتم. با تعجب به چشمانش نگاه کردم. ادامه داد:«مدرسه که هیچی، دوساله به خاطر بیماریم پامو از بیمارستان بیرون نذاشتم. الان خیلی خوشحالم که دارم از شر اون محیط ترسناک خلاص می‌شم.» پس او هم مثل خود من بیمار بود. پرسیدم:«پس توی اتوبوس مدرسه چی کار می‌کنی؟!» شانه بالا انداخت:«اینجا؟! این که اتوبوس مدرسه نیست. نمی‌بینی همه لباس بیمارستان پوشیدن؟» پس یعنی این بچه‌ها داشتند از طرف بیمارستان جایی می‌رفتند؟ جایی شبیه به اردو؟! همین را پرسیدم. -اردو نیست... آممم یه جور سفره... یه جور سفر بدون بازگشت...

1 17 2.1 K
دوماه مانده تا... 2 تمام شده

دوماه مانده تا...

۱۱ خرداد ۱۴۰۱

در تمام مدت دوستیمان، ندیده بودم آن طور گریه کند. هر آن منتظر بودم از شدت ناراحتی از حال برود. التماسش می‌کردم آرام باشد. فقط دوکلمه را تکرار می‌کرد: دو ماه... دو ماه... و دوباره مثل ابر بهار اشک می‌ریخت. با چند لیوان آب و چیز شیرینی که به یاد نمی‌آورم چه بود آرام گرفت. خیلی آرام گرفت. برای چند لحظه جیک نزد. حتی نفس هم نکشید. خیره شده بود به دیوار...

0 13 1 K
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.