گُداز واقعیت

گُداز واقعیت

elenadadashian نویسنده : elenadadashian در حال تایپ

داستان های مشابه

این بار مریم سردرگم تر از همیشه است.

+مداد تراشم خرابه... -به من چه؟ +تو سرپرستمی! -مگه میخواستم؟ ...

من دریک روستابدنیاآمدم وخیلی دوست داشتم ازنزدیک شهرراببینم ...

گُداز واقعیت صدای او میتواند خود داستانی پر تامل باشد.
دیدن او هر روز در مبهم ترین و دور ترین قسمت زندگی ام فقط چشمانم را عادت میدهد.
جای او در ذهنم در نزدیک ترین اهالی که دسترسی به پرونده های اصلی تفکرم دارند است.
میتوانستم با متمایز بودنم از تمامی ادم های اطرافش خود را از عشق او هم متمایز بدانم و اجازه شروعی به خود ندهم.
ژانرها: تراژدی / داستان کوتاه / عاشقانه
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.