کابوس ها : بقیه

نویسنده: Hanieh_M

شنیدی درباره بقیه چی می‌گن؟می‌گن بقیه به ما حمله کردن.
آنها از ابتدا شکل گیری کره زمین بر روی زمین بودند، آنها را به عنوان بقیه می‌شناسیم. من هیچ وقت آنها را ندیدم اما همه از آنها نام می‌برن و می‌ترسن. می‌گن خودشون رو شکل ما درمیارن. بقیه ها واقعا ترسناکن. هیچ کس دوست ندارد در جمع از آنها صحبت کند چون ممکن است یکی از بقیه ها آنجا باشد.
منم دوست ندارم از بقیه بگم ولی امروز خبری شنیدم که نمی‌توانم برای نگفتنش جلو خودم را بگیرم. شایع شده بقیه ها ممکن است هر یک ما باشیم. قرار است یک آزمایش همگانی انجام دهند تا بقیه را از ما جدا کنن. نمی‌دونم چجور آزمایشی هست، آزمایش خون، هوش یا آزمایش ساده پرسش و پاسخ؟ آخه می‌گن بقیه حرف نمی‌زنن ولی انقدر باهوشن که فقط با هوششون ما را نابود می‌کنن. شاید از هوش منظورشون همون رفتار های عجیبی باشد که من هم دیروز از یک پیرمرد دیدم. همان شکل های عجیب و غریب و پچ پچ های آواز گونانه شان که بیشتر شبیه یک آواز زیرلب می‌ماند. فکر کنم جزو بقیه ها بود. فکر کردن بهش من را می‌ترساند. شاید بهتر باشد دیگر چیزی نگویم. اگر تویی که داری الان نامه من را می‌خوانی یکی از همان بقیه باشی چه؟ پس هیس! به هیچ کس نگو، می‌خوام فرار کنم. دیگه مطمئن نیستم کی هستم، ممکنه من هم جزو بقیه باشم ولی خودم ندونم!؟
شاید بهتر باشد به بقیه ها بپیوندم. آخر گاهی من هم آن آواز را زیر لب می‌خوانم بدون آنکه بفهمم دهانم تکان می‌خورد. این را خوب می‌فهمم چون دیگران خیلی ترسناک و عجیب نگاهم می‌کنند اما خیلی ها هم به من لبخند می‌زنند؛ شاید چون من هم بقیه هستم...
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.