کوله پشتی پر از غمی به همراه دارم که نمیدانم و نمیتوانم آن ...
چشم هات رو باز میکنی و از روی پارکت های سردی که کل بدنت ...
این حقیقت نداشت. ما هر چیزی که می خواستیم، داشتیم. خانه کوچکی ...
آیا از گزارش این داستان اطمینان دارید؟
برای "" باید وارد حساب کاربری خود شوید.