انواع کتاب

آموزش داستان نویسی به زبان ساده در 12 مرحله

آموزش داستان نویسی به زبان ساده در 12 مرحله
۲۶ خرداد ۱۳۹۹ Fatemeh Monfared

آیا تا به حال قصد نوشتن یک رمان را داشته اما به دلایلی موفق به شروع یا اتمام آن نشده اید؟  شاید چند صفحه هم نوشته باشید و ناگهان به یکی از دلایل زیر انگیزه خود را از دست داده اید:

  • ایده داستان به اندازه کافی قوی نبوده است.
  • نتوانسته اید از شر تعلل و وقت کشی رها شوید.
  • ترسیده اید که شاید نوشته شما آنقدرها خوب نباشد.
  • ایده هایتان تمام شده و نمی دانستید داستان را چطور ادامه دهید.

شاید برایتان عجیب باشد ولی اکثر نویسنده های بزرگ هم با همین مشکلات روبرو بوده اند. حال سؤالی که پیش می آید این است که چطور می توان بر این مشکلات غلبه کرد و موفق شد. در این مقاله یک برنامه برای نوشتن رمان ارائه می شود که به شما کمک خواهد کرد که از تمام موانع پیش رو عبور کنید.

مرحله 1: یک ایده برنده برای داستان خود انتخاب کنید.

آیا مفهوم رمان شما خاص است؟

  • آیا این ایده به اندازه ای بزرگ است که بتوانید 75،000 تا 100،000 کلمه در مورد آن بنویسید؟
  • آیا این ایده به اندازه کافی قدرتمند است که خواننده را تا آخر داستان علاقمند نگه دارد؟

یک ایده داستانی باید همراه با کشمکش (conflict) باشد این در واقع همان موتوریست که پیرنگ داستان شما را به حرکت در می آورد.

هر چقدر زمان لازم است به بررسی ایده های داستانی خود اختصاص دهید و موردی را که می خواهید در مورد آن بخوانید انتخاب کنید، موردی که بیشترین اشتیاق را در شما ایجاد می کند.

باید این ایده چنان شما را اسیر خود کند که نتوانید آن را از سر خود خارج کنید. فقط این نوع ایده باعث می شود شما هر روز بنویسید و به شما الهام می بخشد تا رمانی را که همیشه آرزوی آن را داشته اید بنویسید.

اگر ایده ای به ذهنتان نمی رسد مطلب مربوط به روش های ایده پردازی را مطالعه کنید. همچنین اگر قصد نوشتن داستانی کوتاه دارید ایده های جالب برای داستان کوتاه و اگر می خواهید داستانی فانتزی یا تخیلی بنویسید موضوعات داستان های تخیلی می توانند به شما کمک کنند.

مرحله 2: تعیین کنید که شما چطور نویسنده ای هستید.

ممکن است ترجیح بدهید قبل از نوشتن رمان، طرح همه چیز را از قبل مشخص کنید. شما می خواهید شخصیت های خود را بشناسید و اتفاقاتی که از ابتدا تا انتها برای آنها رخ می دهد را بدانید. برعکس ممکن است شما با یک ایده شروع کنید و در حین نوشتن به زوایای مختلف داستان و شخصیت ها پی ببرید.

همانطور که استفن کینگ می گوید، "شخصیت های جالب را در موقعیت های دشوار قرار دهید و بنویسید تا دریابید که چه اتفاقی می افتد."

یکی از این روشها برای شما طبیعی خواهد بود. اما بسیاری هم از هر دو شیوه استفاده می کنند. کاری را انجام دهید که حس بهتری را در شما ایجاد می کند.

صرفنظر از اینکه کدام شیوه مناسب شماست، به نوعی ساختار نیز نیاز دارید تا بعد از نوشتن 30 صفحه انگیزه خود را از دست ندهید و یک ایده کلی داشته باشید که داستان به کدام سو خواهد رفت.

مرحله 3: یک شخصیت اصلی فراموش نشدنی ایجاد کنید.

قبل از شروع نوشتن صفحه اول، باید شخصیت های خود را درک کنید. مهمترین شخصیت داستان همان شخصیت اصلی (protagonist) یا نقش اول یا قهرمان (hero) خواهد بود.

این شخصیت اصلی باید دارای یک آرک یا قوس شخصیتی باشد، به عبارتی در آخر داستان فردی متفاوت یا بهتر شود.

این بدان معناست که این شخصیت باید دارای ویژگی های بالقوه قهرمانانه ای باشد که در نقطه اوج ظاهر می شود. شخصیت اصلی لازم نیست انسانی از همه جهت کامل باشد بلکه می تواند نقایص انسانی نیز داشته باشد، اما این موارد باید قابل جبران باشند.

شما همچنین به یک شخصیت هماورد (antagonist) یا ضد قهرمان (anti-hero) یا یک شخصیت شرور (villain) نیاز خواهید داشت که باید به همان اندازه قهرمان داستان شما قدرتمند باشد.

شما باید دلایلی برای کارهای بد شخصیت شرور داستان خود ارائه دهید تا او را به یک دشمن شایسته، واقع بینانه و به یاد ماندنی تبدیل کنید. همچنین به شخصیت های دیگری نیز در داستان نیاز دارید.

برای هر شخصیت سؤالات زیر را بپرسید:

  • آنها چه می خواهند؟
  • چه چیزی یا چه کسی آنها را از رسیدن به آن باز می دارد؟
  • در موردِ آن چه می خواهند چه اقدامی انجام می دهند؟
  • نقش آنها در داستان اصلی چیست؟

برای هر شخصیت از نامهای متمایز یا حتی با حرف اول متمایز استفاده کنید و آنها را از نظر ظاهری و نوع صحبت کردن متفاوت از یکدیگر قرار دهید تا خواننده شما دچار سردرگمی نشود.

تعداد شخصیت هایی را که در ابتدا معرفی می کنید محدود کنید. برای به یاد ماندنی بودن شخصیت ها، باید آن ها باورپذیر کنید و به آنها انسانیت تزریق کنید. اگر شخصیت های شما واقعی به نظر نمی رسند، ممکن است به این دلیل باشد که فاقد ویژگی های افراد واقعی هستند.

به طور طبیعی شخصیت اصلی شما با یک مشکل بیرونی روبرو خواهد شد، اما آشفتگی های درونی اوست که باعث می شود او را بر روی صفحات رمان زنده کند.

اینکه شخصیت اصلی قهرمانانه، مبتکر، با اخلاق و از نظر جسمی قوی باشد ایرادی ندارد. اما شخصیت اصلی شما نیز باید با ترس، ناامنی، ضعف درونی روبرو شود. به خواننده های خود شخصیتی را ارائه دهید که بتوانند با او ارتباط برقرار کنند و این بدان معنیست که باید شخصیت داستان خود را بسط دهید.

قبل از شروع نوشتن، محدوده نقاط قوت، ضعف و ناامنی هر شخصیت را تصوّر کنید و این کار نوشتن را بسیار ساده تر خواهد کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مطالب مربوط به رشد و بسط شخصیت های داستان و شخصیت پردازی در داستان را نیز مطالعه کنید.

مرحله 4: ایده خود را به یک پیرنگ گسترش دهید.

می دانستید که برخی رمان نویس های پرفروش پیرنگی برای داستان خود طرح ریزی نمی کنند؟ مثلاً استفان کینگ یکی از این نویسنده هاست. هرچند این کار ممکن است جالب به نظر برسد ولی یک مشکل عمده وجود دارد: من و شما استفان کینگ نیستیم. اگر تمایل دارید که بدون نقشه اولیه از طریق فرآیند کشف شروع به نوشتن کنید، باز هم به یک ساختار احتیاج دارید.

رمان نویس پرفروش دین کوونتز در کتاب خود با عنوان "چگونه داستان های پرفروش بنویسیم" ساختار داستان کلاسیک را معرفی می کند:

  • شخصیت اصلی خود را در اسرع وقت با مشکلات روبرو کنید.
  • هر کاری که شخصیت داستان شما برای رهایی از آن مشکل انجام می دهد، باعث بدتر شدن شرایط می شود...
  • ... تا اینکه مخمصه ناامید کننده به نظر برسد
  • سرانجام، هر چیزی که قهرمان داستان شما در راه رهایی از آن مشکل می آموزد، آرک شخصیت او را کامل می کند و آنچه را که برای موفقیت در پایان لازم دارد، به او می بخشد.

عناصر پیرنگ

مدرسین داستان نویسی برای ساختار داستانی پیشنهادی خود نام های مختلفی را ارائه می دهند، اما ترتیب اصلی همه تا حدود زیادی شبیه به هم است. همه آن ساختارهای داستانی کم و بیش موارد زیر را در بر می گیرند:

  1. شروع یا مقدمه چینی
  2. واقعه اوج گیرنده یا کنش صعودی که همه چیز را تغییر می دهد
  3. یک سری بحران ها که باعث ایجاد تنش می شود
  4. نقطه اوج
  5. نتیجه گیری

صرف نظر از چگونگی ترسیم پیرنگ رمان، هدف اصلی شما باید این باشد که خوانندگان را از همان ابتدا مجذوب داستان خود کنید.

مرحله 5: تا می توانید تحقیق کنید.

اگرچه داستان ساخته ذهن نویسنده است امّا برای موفقیت باید باورپذیر باشد. حتی داستان های تخیلی یا فانتزی باید در آن دنیای خیالی خود با معنی باشد. وقتی خواننده فرض شما را پذیرفت، آنچه در ادامه می آید باید متناسب با منطق داستان باشد. تحقیقات مؤثر در افزودن ویژگی های لازم برای انجام این کار مهم است.

وقتی شخصیت داستان شما قرار است از اسلحه استفاده کند، باید هر چیزی را که لازم است در مورد آن بدانید. مثلاً اینکه دقیقاً چه نوع اسلحه ایست و چند گلوله می تواند شلیک کند و غیره. ارائه جزئیات اشتباه باعث می شود که خواننده به داستان شما اعتماد نکند و علاقه خود را به داستان از دست بدهد.

ملزومات تحقیقاتی:

  • برای تأیید موقعیت های جغرافیایی و هنجارهای فرهنگی و یافتن نام شخصیت هایی که با فضا، دوره زمانی و آداب و رسوم مطابقت دارند می توانید به اطلس ها یا تقویم های جهانی مراجعه کنید. اگر شخصیت داستان شما مثلاً متعلق به خاور میانه است، مطمئن باشید که شخصیت داستان اگر حرکتی را انجام می دهد که مختص فرهنگ شماست در  فرهنگ او نیز به همین معنی بکار می رود.
  • دائره المعارف ها. می توانید به کتابخانه مراجعه کنید یا از دائره المعارف های آنلاین استفاده کنید.
  • یوتیوب و موتورهای جستجو آنلاین می توانند دهها هزار نتیجه برای مطلب مورد تحقیق شما ارائه دهند.
  • هنگام نوشتن رمان می توانید از یک فرهنگ لغت نیز استفاده کنید اما نه برای اینکه عجیب ترین کلمه را پیدا کنید.
  • هیچ جایگزینی برای مصاحبه حضوری با متخصصان وجود ندارد. مردم دوست دارند در مورد کار خود صحبت کنند و غالباً چنین گفتگوهایی منجر به ایده های داستانی بیشتر می شوند.

در برابر کوتاه کردن روند تحقیق مقاومت کنید. خوانندگان متوجه اشتباهات جغرافیایی، فرهنگی و فناوری می شوند و مطمئن باشید که ساکت نمی مانند و به شما اطلاع می دهند.

حتی خوانندگان ژانرهای علمی تخیلی و فانتزی نیز خواهان باورپذیری در محدوده پارامترهای دنیای خیالی داستانی که شما ایجاد کرده اید هستند.

یک نکته اینکه فقط برای نشان دادن تحقیقات خود، داستان خود را مملو از تمام اطلاعاتی که آموخته اید نکنید. این اطلاعات را همانند افزودن چاشنی به غذا، به داستان اضافه کنید.

مرحله ششم: زاویه دید خود را انتخاب کنید.

دیدگاهی که رمان خود را با توجه به آن می نویسید می تواند پیچیده باشد زیرا بسیاری موارد را شامل می شود.

زاویه دید در واقع انتخاب صداییست که برای داستان استفاده می کنید: اول شخص (من) ، دوم شخص (تو، شما) یا سوم شخص (او). همچنین باید شخصیتی را که داستان را بر اساس زاویه دید او بیان می کنید انتخاب کنید.

قانونی که باید در نظر داشته باشید این است که در هر صحنه یا هر فصل یا حتی کل رمان، زاویه دید متعلق به یکی از شخصیت های داستان انتخاب شود.

خوانندگان همه چیز را در داستان شما از منظر این شخصیت تجربه می کنند. پس نمی توانید وارد اندیشه دیگر شخصیت های داستان شوید. آنچه شخصیتِ زاویه دید شما می بیند، می شنود، لمس می کند، می بوید، می چشد و فکر می کند تمام چیزی است که می توانید انتقال دهید.

بعضی از نویسندگان فکر می کنند که این به این معناست که محدود به استفاده از زاویه دید اول شخص هستند، اما اینگونه نیست. بیشتر رمان ها با زاویه دید سوم شخص محدود نوشته شده اند. و این بدان معناست که زاویه دید در هر زمان محدود به یک شخصیت می شود، و این شخصیت باید شخصیتی باشد که بیشتر از بقیه چیزی برای از دست دادن دارد.

نوشتن رمان خود با زاویه دید اول شخص ممکن است ساده تر بنظر برسد از آنجایی که می توانید خود را به آن یک شخصیت محدود کنید، اما سوم شخص محدود محبوب ترین زاویه دید است.

ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید که چگونه می توان شخصیت های دیگر را بدون تغییر زاویه دید معرفی کرد یا بسط داد. داستان های محبوب موجود را بخوانید تا ببینید که چگونه رمان های پرفروش ها این کار را انجام می دهند.

مرحله هفتم: از میانه اتفاقات شروع کنید.

شما باید خواننده را از همان صفحه اول مجذوب داستان خود کنید. این به معنای یک صحنه تعقیب و گریز و تیراندازی نیست، هرچند ممکن است برای یک داستان در ژانر هیجانی این چنین شروعی کارآمد باشد. بلکه این بدان معنی است که از فضاسازی و توصیفات بیش از اندازه خودداری کنید و به چیزهای مهم داستان برسید.

لِس اجرتُن، نویسنده رمان های بلند چنین می گوید که نویسندگان مبتدی بیش از حد تلاش می کنند همه چیز را از ابتدا برای خواننده توضیح دهند. در واقع باید به خواننده خود اعتماد کنید که آنچه اتفاق می افتد را بتواند استنباط کند. هدف هر جمله، در حقیقت هر کلمه ای این است که خواننده را برای خواندن جمله یا کلمه بعدی ترغیب کند.

مرحله هشتم: تئاتر ذهن خواننده را درگیر کنید.

حتماً شنیده اید که تماشاگران فیلمی که بر اساس یک کتاب ساخته شده است، کتاب آن را ترجیح می دهند. دلیل این امر واضح است: حتی با وجود تصویربرداری های پیشرفته رایانه ای، هالیوود نمی تواند با تئاتر ذهن خواننده رقابت کند. تصاویری که از ذهن ما تراوش می کنند بسیار تخیلی تر و نمایشی تر از آن چیزیست که هالیوود می تواند تولید کند.

وظیفه شما به عنوان یک نویسنده این نیست که خوانندگان را وادار کنید همانطور که شما داستان را در ذهن خود می بینید تصور کنند، بلکه باید تئاترهای ذهن آنها برانگیخته شود. به آنها فقط اطلاعات کافی بدهید تا پروژکتورهای ذهنی خود را درگیر کنند. این جاست که جادو اتفاق می افتد.

مرحله 9: مشکلات شخصیت اصلی خود را بیشتر کنید.

شما خواننده خود را با مقدمه چینی داستان خود مجدوب کرده اید و قهرمان خود را در مشکلات وحشتناکی فرو برده اید. اکنون، هر کاری که او انجام می دهد تا از این دردسر وحشتناک بیرون آید، باید به تدریج شرایط را بدتر کند. خیلی از نویسنده های مبتدی زندگی قهرمان را خیلی آسان می کنند. بگذار ماشینش خراب شود، اسلحه اش به سرقت برود، نامزدش او را ترک کند، از کار اخراج شود و ... . شما باید هر آنچه را که زندگی او را آسان می کند، از او بگیرید. کشمکش موتور داستان است.

نکته: شخصیت خود را به یک احمق تبدیل نکنید. او می تواند نقاط ضعف و نقص داشته باشد، اما آنها باید قابل شناسایی و قابل جبران باشند و ویژگی هایی آزاردهنده یا دفع کننده نداشته باشند. مشکلات وی به دلیل تلاش برای برطرف کردن آن ها بطور منطقی افزایش یابد. می توانید اشاره کنید که او منابع جدیدی را ایجاد می کند که در پایان به خوبی به او کمک می کنند، اما تا آن زمان شما باید به طور فزاینده ای به مشکلات او بیافزایید.

 

مرحله 10: مخمصه را ناامیدکننده جلوه دهید.

آنجلا هانت، رمان نویس از این موضوع به عنوان غم انگیزترین لحظه (The Bleakest Moment) یاد می کند. حتی جایی که خود شما به فکر فرو می روید که چگونه می خواهید شخصیت داستان را از این شرایط خارج کنید.

این کار آسان نیست، باور کنید. شما وسوسه خواهید شد که به شخصیت داستانتان استراحت بدهید، یک راه فرار را اختراع کنید یا یک معجزه وارد داستان کنید. غم انگیزترین لحظه قهرمان شما را وادار به اقدام می کند، از هر تکنیک جدیدی که در مقابله با موانع قبلی به دست آورده، استفاده می کند و ثابت می کند که همه چیز فقط در ظاهر غیر قابل اصلاح بنظر می رسد. هرچه اوضاع ناامیدکننده تر باشد نقطه اوج و پایان شما قدرتمندتر خواهد بود.

مرحله 11: همه چیز را به نقطه اوج برسانید.

نقطه اوج عاطفی داستان شما وقتی به وجود می آید که قهرمان شما با آزمایش نهایی خود روبرو شود. مخاطرات باید شدید و شکست برگشت ناپذیر باشد. کشمکش و درگیری که در طول داستان در حال شکل گیری بوده است به یک رویارویی نهایی تبدیل شود.

در "جنگ ستارگان: امید جدید" نقطه اوج جایی است که شورشیان مجبور به نابودی ستاره مرگ می شوند. در نسخه اصلی فیلم، صحنه آنچنان تأثیرگذار نبود، بنابراین فیلمسازان این واقعیت را اضافه کردند که ستاره مرگ در آستانه تخریب پایگاه شورشیان بوده است. این باعث افزایش تنش و حس خطر شد. به خوانندگان داستان خود برای اینکه تا اینجای داستان شما را همراهی کرده اند پاداش دهید و نقطه اوجی که داستان برای رسیدن به آن طرح ریزی شده بود را ارائه دهید. اما به یاد داشته باشید نقطه اوج پایان داستان نیست.

 

مرحله 12: خوانندگان را کاملاً راضی کنید.

یک پایان عالی دارای ویژگی های زیر است:

  • از خواننده بخاطر سرمایه گذاری در وقت و پول تقدیر می کند.
  • بهترین گزینه از همه گزینه های شماست. اگر انتخابی بین پایانی هوشمندانه، عجیب یا عاطفی دارید، همیشه پایان عاطفی را هدف قرار دهید.
  • قهرمان خود را تا آخرین کلمه روی صحنه نگه دارید.

از آنجایی که اوج بسیار چشمگیر است، پایان ها اغلب به یک باره فروکش می کنند. اجازه ندهید این اتفاق بیفتد. پایان به اندازه نقطه اوج چشمگیر و پرتحرک نخواهد بود، اما باید به همان اندازه تحریک آمیز و سر زنده باشد. عجله نکنید وقت بگذراید و یک پایان کاملاً رضایت بخش بنویسید.

 

در پایان این مطلب چند نکته را مد نظر داشته باشید: اجازه ندهید طولانی بودن روند نوشتنِ رمان، شما را نا امید کند. اجازه ندهید که ترس شما را متوقف کند. از آن به عنوان انگیزه ای برای انجام بهترین کار خود استفاده کنید.

مدام با خود نگویید چه می شد اگر ...؟ فقط حرکت کنید.

به این موضوع توجه کنید که چرا این سفر را در وهله اول شروع کردید. مراحلی که در این مقاله آمده است را دنبال کنید و سال آینده اولین نسخه از رمان منتشر شده خود را با نام خود روی جلد در دست داشته باشید.

 

اطلاعات بیشتر در زمینه نوشتن فصل اول رمان نیز در سایت ارائه شده است. اگر نویسنده هستید و می خواهید داستان های خود را به اشتراک بگذارید سایت "فصل یک" این امکان را فراهم کرده است که با عضویت در سایت و ورود به پنل کاربری اقدام به نوشتن داستان خود کنید. آموزش عضویت در سایت و مراحل نوشتن داستان در این لینک توضیح داده شده است. لطفا قبل از نوشتن داستان خود قوانین و مقررات سایت را مطالعه فرمایید.

 

اگر مطالب ارائه شده برای شما مفید بود لطفا ما را از نظرات خود آگاه کنید.

مطالبی که در سایت "فصل یک" قرار می گیرند و همچنین امکانات سایت همه حاصل تلاش، صرف هزینه و وقت فراوان است. در صورتی که تمایل داشته باشید می توانید به سایت "فصل یک" به شیوه های مختلف یاری نمایید تا بتوانیم مطالب و امکانات بیشتری برای شما کاربران عزیز فراهم کنیم.

همیاری به فصل یک

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب