کلمات گمشده

کلمات گمشده

tavakolizahra1386 نویسنده : tavakolizahra1386 تمام شده

داستان های مشابه

من دریک شهردورافتاده ازایران به دنیاآمدم دلم میخواست بیشترین ...

ساعت های ۱۲ ظهر بود نمیدونستم ثانیه ها چطوری گذشت..

سرما، زوزه ی هولناک باد، برف منجمد به تیزی تیغ...هیچ چیز دیگری ...

اینجا کسی واژگان غم، اشک و زدن را بخاطر نمی‌آورد.
ژانرها: داستان کوتاه / فلسفی
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.