ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
در تاریکی چشم هایت 2 تمام شده

در تاریکی چشم هایت

۲ اسفند ۱۴۰۳

این داستان کوتاه،روایتگر دختری عکاس است که روزی هین ثبت تصاویر ،نابینایی را دیدار میکند...!

2 7 1.1 K
ساعت 11:27 1 تمام شده

ساعت 11:27

۳۰ بهمن ۱۴۰۳

در سایه‌ها ،به دنبال راه خروج در جهانی که خاطرات ،تنها ساکنان ان هستند: دری به دنبال باز شدن، شکافی در دل دیوار سکوت و کلیدی که فقط به دست خاطره هاست.

1 4 1.3 K
رمان۷۷فصل۲قسمت۲_قلم یا اسلحه 0 تمام شده

رمان۷۷فصل۲قسمت۲_قلم یا اسلحه

۲۸ بهمن ۱۴۰۳

ادامه رمان۷۷،فصل۲ قسمت۲ قلم یا اسلحه این رمان ۷۷ فصل دارد آثار ثبت شده است. نویسنده شاهرخ خیرخواه دهه ۸۰

0 0
خانه‌ی عمو 1 تمام شده

خانه‌ی عمو

۱۹ بهمن ۱۴۰۳

داستان کوتاه وحشت

0 2 646
می‌دونی... وحشتناکه...! 2 تمام شده

می‌دونی... وحشتناکه...!

۱۸ بهمن ۱۴۰۳

...آفازی. این چیزی بود که دکترها بهم گفتن. البته من بیشتر وقت‌ها آفاسی تلفظش می‌کنم. بهم گفتن مغزم دیگه نمی‌تونه درست با کلمات کنار بیاد. نمی‌دونم... شاید با هم دعواشون شده! شاید اون ضربه‌ای که من حتی نمی‌تونم به یاد بیارمش؛ باعث شده سبد کلمات از دست مغزم بیافته و همه چی پخش و پلا بشه! به هرحال که من بعد از اون ضربه؛ دیگه آدم سابق نشدم. دکترا گفتن سمت چپ مغزم به‌شدت آسیب دیده و برای همینه که دیگه نمی‌تونم درست حرف بزنم؛ حرف‌های بقیه رو راحت بفهمم، راه برم، با دست راستم کار کنم یا حتی یه لبخند تمیز قشنگ بزنم...

1 8 3.3 K
به مقصد مرگ... 2 تمام شده

به مقصد مرگ...

۱۸ بهمن ۱۴۰۳

...رو به یک دختربچه حدودا نه ساله کردم:«شما کدوم مدرسه می‌رین؟!» -مدرسه؟! دو سالی می‌شه که نرفتم. با تعجب به چشمانش نگاه کردم. ادامه داد:«مدرسه که هیچی، دوساله به خاطر بیماریم پامو از بیمارستان بیرون نذاشتم. الان خیلی خوشحالم که دارم از شر اون محیط ترسناک خلاص می‌شم.» پس او هم مثل خود من بیمار بود. پرسیدم:«پس توی اتوبوس مدرسه چی کار می‌کنی؟!» شانه بالا انداخت:«اینجا؟! این که اتوبوس مدرسه نیست. نمی‌بینی همه لباس بیمارستان پوشیدن؟» پس یعنی این بچه‌ها داشتند از طرف بیمارستان جایی می‌رفتند؟ جایی شبیه به اردو؟! همین را پرسیدم. -اردو نیست... آممم یه جور سفره... یه جور سفر بدون بازگشت...

1 21 2.1 K
دوماه مانده تا... 2 تمام شده

دوماه مانده تا...

۱۸ بهمن ۱۴۰۳

در تمام مدت دوستیمان، ندیده بودم آن طور گریه کند. هر آن منتظر بودم از شدت ناراحتی از حال برود. التماسش می‌کردم آرام باشد. فقط دوکلمه را تکرار می‌کرد: دو ماه... دو ماه... و دوباره مثل ابر بهار اشک می‌ریخت. با چند لیوان آب و چیز شیرینی که به یاد نمی‌آورم چه بود آرام گرفت. خیلی آرام گرفت. برای چند لحظه جیک نزد. حتی نفس هم نکشید. خیره شده بود به دیوار...

0 19 1 K
یک دقیقه .... 1 تمام شده

یک دقیقه ....

۱۶ بهمن ۱۴۰۳

مردی خسته از جستجوی خانواده خود در افکارش غرق است......

0 0 435
تابلو نقاشی 1 تمام شده

تابلو نقاشی

۱۶ بهمن ۱۴۰۳

وقتی به چشم‌هایش نگریستم، تمام حواسم معطوفش شد. بی اختیار تابلو را خریدم بی آنکه متوجه نگاهش شوم.

0 0 533
غزاله و عشقی دیر فرجام بر اساس داستان واقعی 7 تمام شده

غزاله و عشقی دیر فرجام بر اساس داستان واقعی

۱۴ بهمن ۱۴۰۳

وقتی عشق به تراژدی تبدیل می شود وقتی آدمها بازیچه روزگار می شوند و وقتی هویت تنها دغدغه یک انسان می شود روزگار جبر خود را تحمیل می کند و در این میان دخترکی جسور در پی کشف بزرگترین راز زندگی خود بر می آید

1 0 9.7 K
رمان۷۷ 1 تمام شده

رمان۷۷

۱۱ بهمن ۱۴۰۳

این رمان درحقیقت بخشی اندکی از زندگی ای است که تجربه کردم مجموعه رمان۷۷ آثار نوشته هایم ازدهه۸۰تابدین روز میباشد،آثارثبت شده میباشد،تقدیم به همه فرزندان ایران???♥️

0 0 768
دنیای دیوانگان 10 تمام شده

دنیای دیوانگان

۸ بهمن ۱۴۰۳

سعی کنید مرا باور کنید... 4.5/10

0 0 3 K
حکایات مکافات 15 تمام شده

حکایات مکافات

۱ بهمن ۱۴۰۳

حکایات مکافات مجموعه ایست فولکلور از افسانه ها و داستانهای کوتاه و آمیخته بر طنز که سینه به سینه نقل قول گردیده و حاوی پند هایی است ارزشمند .

4 4 15.5 K
زمان خواب 1 تمام شده

زمان خواب

۱ بهمن ۱۴۰۳

درام تراژدی زمان خواب نگاهی به معضلی اجتماعی دارد که زندگی و حق داشتن زندگی را در معرض تهدید می بیند .

0 2 556
پس از خواب 1 تمام شده

پس از خواب

۱ بهمن ۱۴۰۳

آیا خواب های ما حقیقت دارند ؟!

0 0 446
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.