ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
سایه ی باد 1 تمام شده

سایه ی باد

۲۱ آبان ۱۴۰۴

زندگی دختری که داره خود واقعیش رو پس میگیره به صورت داستان هایی کوتاه نوشتم امیدوارم توی زندگیهاتون تاثیر کوچیکی داشته باشه

0 0 458
شهرنامه 21 تمام شده

شهرنامه

۲۱ آبان ۱۴۰۴

در شهری که توسط انجمنی از شطرنج بازها اداره می شود, رخدادهای مرموزی در جریان است

0 0 28.2 K
مقایسه 1 تمام شده

مقایسه

۲۱ آبان ۱۴۰۴

تمرین گفتگوی ساده آن قیاسِ حالِ گردون بر زمین ؛ راست ناید ، فرق دارد در کمین با نگاهی به آیه ۲۳ سوره ملک

0 0 449
آغوش او. 0 تمام شده

آغوش او.

۱۷ آبان ۱۴۰۴

عمیق‌ترین زخمی که می‌تواند قلب را از پا درآورد، از همان دستانی است که پرستیده می‌شد. البته، او که تقصیری در این ماجرا نداشت. تنها دل‌ باخته بود. و چه باختی شیرین‌تر از این؟ گمان می‌کردم شیرینیِ نگاهش، مرهمی شود بر زخم‌هایی که خودِ او بر جانم نشاند؛ اما آن شیرینی، در جانم پوسید و به تلخیِ عمیقی تبدیل شد که روحم را ذره‌ذره از هم گسست، تا جایی که دیگر خودم را در خویش نمی‌شناختم. با تمام این‌ها، با تمام تَرَک‌ها، و با تمام شب‌هایی که با خیال تو نتوانستم به خواب بروم، هنوز گاهی دلم می‌خواهد کسی فقط یک بار، مثل تو صدایم کند. اما چه فایده‌ای داشت این امیدهای واهی؟ من حتی در ذهنش هم عبورِ محوی نیستم. آری، من همان خال سیاهم بر بوم سفید و باز به چشم نمی‌آیم. داغی بر وجود خودم هستم که جز سوختن راهی نمی‌دانم. از این بازی غم آلود دست می‌شویم که جانم را چون زخم خشکیده پاره‌پاره کرده. من نامی هستم که همین لحظه هم در میانه نیست. پس از این، از دارِ مکافات رخت می‌بندم و به دیار مجازات راهی ‌می‌شوم. قلب خاکستر شده‌ی من، می‌خواهد دور شود و در خلوتی خاموش بمیرد. اما پیش از رفتن، باید اعتراف کنم: با تمام این‌ها، هنوز چیزی در ویرانه‌ی وجودم می‌تپد؛ قلبی که، با تمام خاکستر شدنش، نمی‌خواهد بمیرد مگر در یادِ او. و همین است که مرا بازمی‌دارد از خاموشیِ کامل. و اگر اکنون، او به من نیازمند است، چه فرجامی والاتر از مردن در آغوش او؟

0 0
تلاش کردن بی وقفه 1 تمام شده

تلاش کردن بی وقفه

۱۶ آبان ۱۴۰۴

"دختری ۲۰ ساله با چشمان پر از امید، منتظر موفقیتی که به زودی خواهد آمد."

0 1 192
نغمه ی خون بر تاج 1 تمام شده

نغمه ی خون بر تاج

۱۳ آبان ۱۴۰۴

گابریل مددکار از همروحی خون آشامش می خواهد او را بدل کند تا بتواند خون آشام ها را از تباهی و مرگ نجات دهد. اما در این مسیر رستگاری آرمیده یا سقوط؟

0 0 2
روبان قرمز 1 تمام شده

روبان قرمز

۱۳ آبان ۱۴۰۴

مادر همیشه انتها ی روبانها را به شکل پاپیون بزرگی گره می زد و بعد با دو دستش زیر بغلم را می گرفت و بلندم می کرد تا خودم را در آینه ببینم اما من فقط به حاشیه آینه نگاه می کردم و نگران کدر شدن آن بودم

0 0 467
پینوکیو 1 تمام شده

پینوکیو

۱۲ آبان ۱۴۰۴

کودکی شیفته‌ی مجسمه‌های بی‌نظیر مغازه‌ی "پینوکیو"، روزی این علاقه‌مندیش بر او غلبه می‌کند و به جای رفتن به مدرسه، به سراغ خریدن مجسمه‌ای دیگر می‌رود؛ اما که می‌داند چه چیزی چشم انتظار اوست؟ با او در پیدا کردن راز این مجسمه‌های فوق‌العاده همراه شید!

0 0 1.1 K
دام دید 1 تمام شده

دام دید

۱۲ آبان ۱۴۰۴

داستانکی به نام "دام دید"

0 0 352
هاروت و ماروت 1 تمام شده

هاروت و ماروت

۱۲ آبان ۱۴۰۴

تمرین تصریحی، تلویحی و مسکوت بانگاهی به آیه ۱۲۱ سوره طه: «وعصی آدم ربه فغوی» و آیه ۱۰۲ سوره بقره

0 0 690
عزل خدا 1 تمام شده

عزل خدا

۹ آبان ۱۴۰۴

تمرین توصیف با نگاهی به قهوه خانه سورات اثر برناردن دوسن پیر

0 0 439
شرط بندی 1 تمام شده

شرط بندی

۹ آبان ۱۴۰۴

برداشتی از فصل چهارم رساله لغت موران و رساله عقل سرخ سهروردی

0 0 351
غسال 1 تمام شده

غسال

۹ آبان ۱۴۰۴

تنبه و بیداری (یقظه) موتوا قبل ان تموتوا - حدیثی از پیامبر اکرم (ص) برداشتی از بیت: این تن اگر کم تَنَدی ... راه دلم کم زَنَدی (مولانا)

0 0 421
مغنی 1 تمام شده

مغنی

۹ آبان ۱۴۰۴

برداشتی از حدیث «کل شیء یرجع الی اصله» امام محمد باقر (ع) و نگاهی به رساله لغت موران سهروردی

0 0 412
تون تاب 1 تمام شده

تون تاب

۹ آبان ۱۴۰۴

برداشتی از آیه ۱۲۶ سوره اعراف

0 0 410
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.