ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
رقص امید 1 در حال تایپ

رقص امید

۲۲ تیر ۱۳۹۹

کلمات علیه کرونا

0 1 92
پاره ای از رمان چارچوب 1 در حال تایپ

پاره ای از رمان چارچوب

۷ تیر ۱۳۹۹

خلاصه: نفس به همراه دوست صمیمی اش ﴿رویا﴾ برای تعطیلات دانشگاه تصمیم میگیرند به سفر بروند.اما داستان از آنجایی شروع میشود که نفس در خانه مادربزرگش آلبومی پر از عکس های زیبای یک جنگل و کلبه ای زیبا در همان جا پیدا میکندو تصمیم میگیرد به همراه رویا به آنجا برود.... وقتی آن جنگل خاموش را میبیند ضد حال میخورد اما تصمیم میگرد مدتی آنجا بماند تا اینکه با اتفاقات عجیب و نشانه های عجیب رو به رو میشود..... رمان چارچوبـ _وای نفس ... خستم کردی .از موقعی که اومدیم اینجا مخت تاب برداشته،بهتره یکم استراحت کنی تا عقلت بیاد سر جاش 'که البته بعیییید میدونم'...وگرنه منم که باید به خاطر تو جواب پس بدم... 'وایسادم و با اخم بهش زل زدم...برگشت و نگاهم کرد' _چیہ.... 'دستشو برد تو ی موهاش' _خوشگل ندیدی؟؟؟ 'رویا دختر خوشگل و نازیه ؛ موهاش خرماییہ روشنہ و حالت آبشاری ملایمه و تا کمرش می رسه ،اما ترکیب موهاش و صورتش خیلی زیباش کرده♡♡ چشم های بادمی و عسلے پررنگش ش و بینی فندقی ش و همین طور لب های کشیده و صورتیه ملایم و نازش،در کل واقعا یه دختر زیباییه ♡♡...چشمای من آبیہ (ڪہ ظاهـرا بہ مادرم رفتہ)و با تمام صورتم تناسب داره ، موهام سیاه پـر ڪلاغیہ و تا پایین کمرم می رسه و آبشاریه .. لب هام صورتیه ملایم و و بینیم هم فندقیه… ..... همینطوری که درحال تجزیه و تحلیل قیافه هامون بودم ، رویا زد پس کَلَّم: _هی....با تو بودم 'عین منگلا نگاهش کردم': _هااا؟.....آها...چرا دیدم _هوممممم؟ _خودم دیگه 'نیشم باز شد،رویا یکی از ابروهاشو بالا برد': _خب خانومِ خوشگل...برو یکم به مخ پوک نداشته ات استراحت بده...البته اول وسایلاتو ...

0 0 1 K
چهره به چهره 0 در حال تایپ

چهره به چهره

۶ خرداد ۱۳۹۹

داستان درباه ی مردی هست که توانایی دارد چهره خودش را عوض کند مردی بنام سام، او دچار چند شخصیتی شده است ولی یکروز...

0 0 0
گرگ درون 2 در حال تایپ

گرگ درون

۲۴ فروردین ۱۳۹۹

هرکسی یک گرگ در درون خودش داره.حالا چجوری باید اون گرگ رو پیدا کنیم....

11 10 1.5 K
گرگ درون 0 در حال تایپ

گرگ درون

۲۴ فروردین ۱۳۹۹

فصل دوم گرگ درون

2 0 0
افسانه جیکو جیها 0 در حال تایپ

افسانه جیکو جیها

۱۱ فروردین ۱۳۹۹

در زمانی که قبایل در صلح و آرامش در کنار هم می زیستند و خدایان و اهریمنان در جهان حضور دارند موجودی نیم خدا نیم اهریمن ظهور می کند که آخر الزمان را رقم می زند و کاری می کند قبایل برای بقای خود به جان هم بیفتند

3 0 0
امید 1 در حال تایپ

امید

۹ فروردین ۱۳۹۹

داستان کولبرانی که برای گذران زندگی و بدست آوردن لقمه ی نان برای خانواده هایشان از جان می گذرند.

1 0 508
در 1 در حال تایپ

در

۲۲ اسفند ۱۳۹۸

داستان ورود به دنیایی موازی و متفاوت از ان چه که میبینیم. داستان دختری که دری در حیاط پشتی خانه تازه خود پیدا میکند دریغ از این که بداند این در ، دریست رو به جهان ناشناخته ها

1 5 728
عشق و قدرت 0 در حال تایپ

عشق و قدرت

۳۰ بهمن ۱۳۹۸

بزرگترین ها از کوچک ترین ها شروع می شوند داستان ما هم در مورد یک اتفاق کوچک است اماسرانجام بزرگی خواهد داشت سرانجامی که نه خوب است نه بد هرکسی به چیزی که لایقتش را دارد می رسد. به قول شاعر در آن روز که بنیادی نهادند*به هرکس هرچه لایق بود دادند.

1 0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.