ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
The Author’s POV 1 در حال تایپ

The Author’s POV

۲۶ آبان ۱۴۰۴

نام : The Author’s POV نام فارسی: دیدگاه نویسنده خلاصه:کسی که دنیا دور اون می‌چرخد فردی که تمام حریفان تو رو شکست می‌دهد و در نهایت دختر زیبا رو بست میاره. تنها وجودی که همه ی تبهکاران از اون می‌ترسن . این قهرمان داستان است . اما من چطور ؟ به عنوان یک نویسنده شکست خورده که در تمام دوران حرفه‌ای خود تنها یک موفقیت داشتم ؛ در آخرین رمان خود تناسخ پیدا کردم و درحالی که مشتم رو محکم گره کرده بودم فکر میکردم : همینه! واقعا من داخل آخرین رمان خودم تناسخ پیدا کردم ؟ اینجاست که من در یک رمان تناسخ پیدا کردم و آیا قهرمان داستان شدم ؟ [ لطفا کپی نکنید ]

0 0 2.7 K
Player killer 8 در حال تایپ

Player killer

۲۶ آبان ۱۴۰۴

این داستان پسریه که در یک بازی واقعیت مجازی ، شرور مورد تنفر همه شد .. ولی این بازی لعنتی بعد از چند سال تبدیل به واقعیت شد و حالا اون کسیه که سیستم برای کشتنش جایزه بزگی به بازیکن ها میده و البته چهره اون رو هم لو داده است و او باید در این دنیای بی رحم زنده بماند و برای این کار خودش هم بی رحم می شود

5 10 9.8 K
آینه‌ی نرگس 1 در حال تایپ

آینه‌ی نرگس

۲۵ آبان ۱۴۰۴

کاش میتونستیم به عقب برگردیم کاش قبل هر تصمیمی نتیجه‌اش را میدیدیم کاش میتونستیم چرخه‌ی اشتباه رو متوقف کنیم کاش میتونستیم زمان رو به عقب برگردانیم کاش می‌فهمیدیم چه اشتباهی کردیم و فرصتی بری جبران اشتباهاتمان وجود داشت تا حسرت و پشیمانی در دل نباشد و کاش ای کاش هایمان تمام میشد .

0 0 989
Black King 4 در حال تایپ

Black King

۲۵ آبان ۱۴۰۴

داستان کسی که همه چیزشو برای خانواده اش فدا کرد و در آخر مرد ولی سیستم بهش یه فرست دوباره داده این رمان داستان کسیه که به گذشته برگشته تا این بار سرنوشتش رو بهتر بنویسه با اون در ماجروجویی میان عشق و خیانت و مرگ و زندگی و آغاز و پایان همراه باشید

3 2 4.5 K
تناسخی که نمی‌خواستم 2 در حال تایپ

تناسخی که نمی‌خواستم

۲۵ آبان ۱۴۰۴

{مطمئنم خوشتون میاد } من هم تناسخ پیدا کردم..درست مثله شخصیت اصلی ها..ولی من این تناسخ لعنتی رو نمیخوام!! توی دنیای قبلیم چیزهایی داشتم که دوستشون داشتم..برای همین میخوام برگردم. در برابر اونها پسر ملکه بودن ارزشش از گه کمتره. و تنها راه بازگشتم: [ برای بازگشت به دنیای قبلی باید هدف تناسخ را تکمیل کنی، هدف تناسخ شما تصاحب کل دنیاست]‌ و این پیام سیستم تازه شروع ماجراهای من بود.

0 0 908
محرمِ_قلبم 1 در حال تایپ

محرمِ_قلبم

۲۲ آبان ۱۴۰۴

داستان دختری که بعد از فوت پدر و مادرش برای دانشگاه به تهران امده عاشق همکلاسی اش (سهراب) می‌شود که هیچ علاقه ای به او ندارد به صورت اتفاقی با نامزد سهراب دوست می‌شود و پا به خانه‌یشان می‌گذارد و در پی یافتن حقیقت درگیر دردسرهای تلخ و شیرین می‌شود....

0 0 1.5 K
ELNOS 2 در حال تایپ

ELNOS

۲۲ آبان ۱۴۰۴

داستان سقوط یک انسان و تولد یک موجود تاریکه که از درد، عشق شکست‌خورده، و نیرویی شیطانی ساخته شده. شخصیت اصلی، کیول، جوانی ۱۹ ساله با گذشته‌ای پر از تنهایی و عشق خاموش به دختری به نام الکسه. داستان در چند قسمت روایت می‌شه، هر قسمت یک مرحله از تبدیل کیول به ELNOS و نبردش با تاریکی‌های بیرونی و درونی رو نشون می‌ده!

0 0 362
سایه 1 در حال تایپ

سایه

۲۲ آبان ۱۴۰۴

دختری جوان، یک خونه باغ قدیمی رو می‌خره تا توش یه کافه راه بندازه. یک روز متوجه میشه که توی زیرزمین این خونه قدیمی، کلی عروسک مدفون شده. یک دفترچه خاطرات هم اونجاست. عروسک‌ها و دفترچه خاطرات چه پیامی دارن؟ اون همه عروسک چرا باید توی زیرزمین باشه؟ راز این خونه قدیمی چیه؟

0 0 4.2 K
بار غم 1 در حال تایپ

بار غم

۲۱ آبان ۱۴۰۴

بار غمی به همراه دارم که میدانم و میتوانم آن را زمین بگذارم ، ولی نمیخواهم ... شاید تا ابد و دهر ادامه یابد ...

1 5 2 K
دو سال تمام شد ، دیدارت تا قیامت ای ... 6 در حال تایپ

دو سال تمام شد ، دیدارت تا قیامت ای ...

۲۱ آبان ۱۴۰۴

فکر میکردم منتظرم میماند ... حالا او فکر میکند بخاطرش زندگی ام را تباه میکنم ... همچو سهراب نیستم ، اهل نقاشی و مشق ...

6 36 11 K
کوله بار غم 5 در حال تایپ

کوله بار غم

۲۰ آبان ۱۴۰۴

کوله پشتی پر از غمی به همراه دارم که نمیدانم و نمیتوانم آن را زمین بگذارم ... شاید تا ابد و دهر ادامه یابد ...

2 6 2 K
پایان سلطنت تاریک 15 در حال تایپ

پایان سلطنت تاریک

۲۰ آبان ۱۴۰۴

گاهی تاریکی، مهربان‌تر از روشنایی لبخند می‌زند... همه‌چیز از رقابتی مرموز آغاز می‌شود، جایی که قدرت، غرور، و حقیقت‌هایی دفن‌شده با هم برخورد می‌کنند. در دل این بازی، پسری به‌دنبال پاسخ‌هایی‌ست که حتی خودش هم جرأت پرسیدنش را نداشته... و در کنارش، سایه‌ای سیاه که هیچ‌چیز را اتفاقی نمی‌گوید، هیچ‌کاری را بی‌دلیل نمی‌کند، و آرام‌تر از هر دشمنی، قدم به درون زندگی‌ات می‌گذارد — با نقشه‌ای که از اعتماد ساخته شده. در این دنیا، هر لبخند ممکن است نقابی باشد، و هر دوستی شاید قدمی به‌سمت سقوط.

0 0 14.5 K
من و تو 6 در حال تایپ

من و تو

۱۸ آبان ۱۴۰۴

ما در زندگی با خیلی مشکلات روبرو میشیم اما اینکه از پسشون بر بیام مهمه ... که نمیدانم تو و من از پس آنها بر میاییم ... در این رمان گلی داستان های کوتاه برای شما گذاشته میشود ... از زندگی پر پیچ و خم مردمانی همچو خود ما ... و هر ماجرا مختص به افرادی متفاوت با ماجراهای دیگر است .

2 6 7.9 K
دعوت در باران 1 در حال تایپ

دعوت در باران

۱۷ آبان ۱۴۰۴

باران ریز و پیوسته روی شیشه های قطار می کوبید و نور چراغهای تونل را به هزار تکه مبهم می شکست در کوپه ای ساکت، مردی نشسته بود؛ چمدانی چرمی در کنارش و دفترچه ای کهنه در دستش نامش دنیل بود، مسافری خارجی که برای نخستین بار قدم به این کشور می گذاشت. چهره اش آرام می نمود، اما پشت آن آرامش لایه ای از اضطراب پنهان بود؛ اضطرابی که حتی خودش هم نمی توانست منشأ دقیقش را بداند.

1 2 1.9 K
ساکن طبقه ی آخر 1 در حال تایپ

ساکن طبقه ی آخر

۱۷ آبان ۱۴۰۴

جنون و دیوانگی که از فرط عشق رخ خواهد داد. جنون و دیوانگی که از فرط عشق و حماقت رخ خواهد داد. جنون و دیوانگی که از فرط افکار عمیق و نابسامان نویسنده در خیابانی که هفته ی پیش آن را دیده بود رخ خواهد داد. جنون و دیوانگی.

0 0 416
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.