ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
سرزمین آسمان‌های چندگانه 2 در حال تایپ

سرزمین آسمان‌های چندگانه

۲۴ آذر ۱۴۰۴

از اولین باری که بشر ایده nervgir را درک کرد سه دهه گذشته. کارن یکی از کسانی بود که در طول این سه دهه امید بازیکن شدن در قلبش زنده مانده. پس از مدت ها انتظار آرزوی او برآورده شده و او اکنون میتواند دنیا را طوری که دوست دارد تجربه کند. اما چیزها پیچیده تر از آن چیزی است که کارن انتطارش را داشت... (اینجا واقعا دنیای بازیه؟....فکر...نکنم!)

0 0 5.2 K
وارثان آتش و خون 1 در حال تایپ

وارثان آتش و خون

۲۳ آذر ۱۴۰۴

این داستان روایتی‌ست از امپراطوری پارس؛ جایی که قدرت‌ها یکی پس از دیگری ظهور می‌کنند و گروه‌هایی برای تصاحب سلطه به پا می‌خیزند. در میان جنگ‌های داخلی، غارت و خیانت، سرنوشت سرزمین با خون و آتش نوشته می‌شود. هر فصل پرده‌ای تازه از کشمکش‌های پنهان و آشکار را آشکار می‌کند؛ نبردی بی‌پایان میان غرور، جاه‌طلبی و بقا.»

0 0 7.6 K
بیقرار مثل ما 2 در حال تایپ

بیقرار مثل ما

۲۳ آذر ۱۴۰۴

داستان درباره دو جوان است ک کم کم عاشق هم میشوند و باهم میخان زندگی جدید شروع کنن نکته : شخصیت های داستان برگرفته از شخصیت های واقعی میباشد و داستان چاسنی تخیل نویسنده را نیز دارد

0 0 736
لبخند در سمت تاریکی 1 در حال تایپ

لبخند در سمت تاریکی

۲۲ آذر ۱۴۰۴

آریو، نوجوانی از زمین، به دنیایی کاملاً تاریک و بدون نور احضار می‌شود. جایی که پادشاهان چهره‌ای ندارند، سوال پرسیدن ممنوع است و صدایی مرموز او را «فرزند تاریکی» می‌نامد. آیا او می‌تواند در این جهان grim زنده بماند و راز لبخند یخ‌زده را کشف کند؟

0 0 943
پسری از جنس اتش 0 در حال تایپ

پسری از جنس اتش

۲۱ آذر ۱۴۰۴

در زمین 500, معروف به زمین کافر پسری به وجود امد به اسم ایگنات این پسر ازهمون اول ادی نبود اون توثط یک گروه از جادو گران دانشمندان و دیوانگان ساخته شوده در این زمین 5000 هزار سال از به وجود امدن تمدون گزشته اما هیچ دین یا باوری به خدا وجود ندارد این پسر در تول زندگی کوتاه خود با این که شیطان بود احساساتی انسانی پیدا می کند

0 0
عشق هرگز نممیرد 1 در حال تایپ

عشق هرگز نممیرد

۲۰ آذر ۱۴۰۴

داستان راجع به یک پسر به اسم محمد جواد است اون عاشق یک دختر به اسم میموسا که بغل دستی ان در مدرسه است میشود محمد جواد و میموسا هر دو حدودا فقیر بودن و میموسا هم محمد جواد را دوست داشت یک دخترپولدار با نفوذ همیشه میموسا را عذیت میکند و محمد جواد ازش دفاع میکند و از ان روز به بعد زندگی اش تغییر میکند

0 0 1
اشک بوس 2 در حال تایپ

اشک بوس

۱۹ آذر ۱۴۰۴

سلام من الیاسم من تو سرزمینی به دنیا آمدم به اسم سنگ هایی کهن بهش اورث استون هم میگن اینجا همه چی عادیه!!! یعنی بود واسم پادشاهی سرزمین من نسبت به چیزی به اسم (اشک بوس) خیلی حساسه پادشاه میگه باعث خشم خدایان میشه ولی قلمرو هایی دیگه ایجوری فکر نمیکنن شاید براتون سوال پیش امده باشه اشک بوس چیه؟ لطفاً به کسی نگین درباره اش دارم باهاتون حرف میزنم از بازرگانا شنیدم ادمایی قلمروهایی دیگه مردمش دارن در ازایی بخشی از عمرشون دارن قدرتایی ویژه ای میگیرن فکرشو بکنین طرف نه میدونه قراره چند سال یا ماه یا روز یا دَم (اینجا کوچیک ترین واحد اندازه گیری عمر دَمه یک ادم در طول روز ۲۰ هزار تا دم یا نفس داره) میده در ازاش معلوم نیست چه قدرتی بهش میرسه واسه هر ادم فرق داره و تازه موقتی هم هست باید باز اگه میخاد تمدید کنه( بهاش سنگین تر میشه )فهمیدین چه چیز بدرد نخوریه من که خوشم نمیاد اصلا سمتش نمیرم....

0 0 22.1 K
در جستوجو سرزمین جاودان 1 در حال تایپ

در جستوجو سرزمین جاودان

۱۷ آذر ۱۴۰۴

پیش گفتار: هنوز حرف‌های آلندو را به خوبی یادم‌ است. "روزی که نفرین سرزمین‌های دور فرا رسد، همه چیز دگرگون می‌شود. زمین تشنه، موجوداتش را می‌بلعد و خانه‌ها را می‌رباید. شاید این‌ یک فراخوان باشد. فراخوانی برای رسیدن به سرزمین جاودان!" خلاصه: ِالاندو همیشه رویای ماجراجویی در سر داشت که هیچ‌گاه تجربه‌اش نکرده بود. شاید تنها یک آرزو بود اما، وقتی کم کم پازل‌های زندگیش چیده شدند؛ او خود را در راهی دید که غیرقابل برگشت بود. اگرچه برادرش در این مسیر با او بود ولی می‌توانست سایه‌های شومی کا از میان تاریکی در انتظارشان بود را حس کند...

0 0 2.3 K
1 در حال تایپ

"با آن همه..."

۱۶ آذر ۱۴۰۴

او همیشه برمی‌گشت. این بار هم؟

0 0 895
عشق هرگز نمیمیرد 0 در حال تایپ

عشق هرگز نمیمیرد

۱۶ آذر ۱۴۰۴

داستان راجع به یک پسر به اسم محمد جواد است اون عاشق یک دختر به اسم میموسا که بغل دستی ان در مدرسه است میشود محمد جواد و میموسا هر دو حدودا فقیر بودن و میموسا هم محمد جواد را دوست داشت یک دخترپولدار با نفوذ همیشه میموسا را عذیت میکند و محمد جواد ازش دفاع میکند و از ان روز به بعد زندگی اش تغییر میکند

1 0
بازی احمقانه 1 در حال تایپ

بازی احمقانه

۱۶ آذر ۱۴۰۴

عنوان: بازی احمقانه نویسنده: تینا فروغی ژانر: عاشقانه،طنز خلاصه: ترس و خشم و اندوه به جان او رخنه کرده بود، اویی که هیچگاه پا پس نمی‌کشد، کم نمی‌آورد و لبخند را از چهره‌اش پاک نمی‌کرد چه بر سر روزش آمده بود؟! دختری که همچون آینه‌ای از هم گستته، خرد شده بود و به اندازه‌ی تیزی همان تکه های شکسته‌، همانند شفافیت‌ بلورین قطعات کوچک، هنوز قلب پاکی داشت. ایا کسی بود که درون تکه‌های شیره وجودش را بنگرد تا ببیند او چه از سر گذرانده و می‌گذراند؟​

0 0 1.5 K
راهی که من رفتم 1 در حال تایپ

راهی که من رفتم

۱۵ آذر ۱۴۰۴

این رمان بر اساس داستان واقعی از زندگی یک دختر است. دختری که در سایه ها و آفتاب های زندگی، با کوله باری از عشق های ناتمام و تلاش های بی پایان، مسیر کودکی تا چهل سالگی را طی میکند....

0 0 273
آخرین تبر 0 در حال تایپ

آخرین تبر

۱۴ آذر ۱۴۰۴

خلاصه داستان: داستان در مورد زندگی زنی است که سدی از دل گذشته اش جلوی او قد علم می کند جایی که تصمیم هایش بی صدا باعث رقم خوردن اتفاقات امروز میشوند. بلا ها و رنج های امروز همه پژواک انتخاب های دیروز هستند و او مجبور است برای نجات جان عزیز ترینش سفری داشته باشد به دل تصمیم های دیروز.

0 0
شاید با تو 1 در حال تایپ

شاید با تو

۱۴ آذر ۱۴۰۴

داستانی درباره دو نفر که آیا میتوانند بفهمند عشق چیست؟

0 0 1.1 K
درخت تنها و خانه خسته 1 در حال تایپ

درخت تنها و خانه خسته

۱۲ آذر ۱۴۰۴

درخت تنها و خانه خسته

0 0 147
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.