ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
آخرین جنگاور_بیداری اهریمن 5 در حال تایپ

آخرین جنگاور_بیداری اهریمن

۱۲ آذر ۱۴۰۴

در سرزمینی که نور در حال خاموشی است و دیوها و تاریکی بر خاک و دل‌ها سایه افکنده‌اند، گروهی از بازماندگان برای یافتن نوری تازه و احیای امید رهسپار سفری خطرناک می‌شوند. رهام، شکارچی جوانی میان ایمان و انتقام گرفتار است؛ نویان، کاهن خردمند، رازهایی در دل دارد که آینده جهان را رقم می‌زند. هم سفران در این راه میان ترس و اعتماد، آزموده می‌شوند. ویرانی، خیانت، و افسانه‌های کهن را در تار و پود این سفر تنیده‌اند؛ سفری از سیاهیِ خاکستر تا جست‌وجوی نور ...

0 0 6.7 K
انسانیت در زمان جهنم و بهشت 0 در حال تایپ

انسانیت در زمان جهنم و بهشت

۹ آذر ۱۴۰۴

در یک کشور پر از خون خونیرزی یک جنگ بود یک جنگ داخلی بین جناح های مختلف، این کشور جهانیان این کشور را به اسم بهشت نو می شناختند، اما الان با جهنم فرقی ندارد این داستانیه وقتی که در زمان بهشت جهنم انسانیت هر فرد تقیر میکنه

0 0 0
طلای خوراکی 0 در حال تایپ

طلای خوراکی

۸ آذر ۱۴۰۴

این داستان در باره یک جادوگر تبعیدی است که در اندیشه ارزش بخشیدن به انسان ها با مراحلی اندکرا می پیماید. اگر چه پیام داستان مستقیم منتقل گردیده‌است اما می تواند داستانی زیبا باشد

0 0
پژواک عشق و شجاعت 0 در حال تایپ

پژواک عشق و شجاعت

۸ آذر ۱۴۰۴

این داستان درباره کاترینا ، دختری است که از کودکی به دلیل بیماری ناشناخته در بیمارستان دور افتاده زندگی میکند و دنیای بیرون برایش یک زمزمه است . زندگی او با ورود دختری اسرار امیز به نام (می) که اتفاقی وارد بیمارستان میشود ، تغییر میکند . عشق بین این دو تا شکوفا می شود و در نهایت (می)با تکیه بر عشقی که دارد کاترینا را به دنیای واقعی می اورد

0 0 0
مکان تاریک 0 در حال تایپ

مکان تاریک

۷ آذر ۱۴۰۴

اون قاتل هنوز داخل خونست, نفسم داره بند میام, قاتل رفت, بالاخره یه نفس عمیق کشیدم, از کمد بیرون اومدم, قاتل دیگه اونجا نبود, رفتم سمت آشپز خونه, چاقو رو برداشتم و مثل مرد رفتم تا اون قاتل رو بکشم. اون قاتل از پذیرایی داشت میومد سمت آشپزخونه, من آماده ی کشتن اون قاتل بودم. قاتل نزدیکم شد!!! مایک: بگیر که اومد!!! ... خون همه جا پاچید, من خیلی ترسیده بودم, بدنم داشت از شدت ترس یخ میزد. دیگه کارم با قاتل تموم شده بود.

0 0 0
کالیندو 2 در حال تایپ

کالیندو

۷ آذر ۱۴۰۴

داستانی از طلوع تا سقوط یک سرزمین...

0 0 2.1 K
شکوفه های زیر زمینی 1 در حال تایپ

شکوفه های زیر زمینی

۶ آذر ۱۴۰۴

مهرخ، زنی پا به سن گذاشته به کرمانشاه و خانه تنها قوم و خویش ساکن در انجا یعنی خواهر زاده اش می رود؛ تا بتواند راهی برای به آرامش رسیدن روح پسرانش پیدا کند. شکوفه، خواهر زاده اش نمونه یک جوان به روز است و با اینحال در لا به لای روز مرگی های خود زندگی را گم کرده؛ این دو با سوالاتی که ذهن هر یک را مشغول کرده یک سفر کوتاه درون شهر را آغاز می کنند. آیا در نهایت این روح ها هستند که نیاز به تسلی خاطر دارند یا زندگان؟

0 0 396
راز امپراطوری مدفون 2 در حال تایپ

راز امپراطوری مدفون

۴ آذر ۱۴۰۴

نایرا پس از سقوطی ناگهانی، خود را در شهری مدفون می‌یابد؛ شهری که دیوارهایش داستان نابودی یک امپراتوری را روایت می‌کنند. اما این فقط گذشته‌ی خاموش نیست. لمس رازهای پنهان، او را به قلب تاریخ می‌برد؛ به گذشته.... جایی که امپراتوری هنوز زنده است و جنگ‌ها در جریان‌اند. نایرا باید میان تماشای سقوط دوباره یا تغییر مسیر آینده تصمیم بگیرد. این داستان، سفری است میان گذشته و آینده، پر از معما، ماجراجویی و انتخاب‌های سرنوشت‌ساز.»

0 0 514
گریز 7 در حال تایپ

گریز

۳ آذر ۱۴۰۴

داستان حول پسری است که سعی میکند از خود و خانواده اش در مقابل ویروسی که موجب وحشی گری انسان ها میشود محافظت کند ...

13 31 13 K
آینه های شکسته 1 در حال تایپ

آینه های شکسته

۲ آذر ۱۴۰۴

ناپدید شدن پسر نوجوانی در روز یازدهم دسامبر پرونده‌ای را به جریان می‌اندازد که در میان حقیقت، دروغ و انتقام در نوسان است و هیچکس آنطور که به نظر می‌رسد، بی‌گناه نیست.

0 0 3.9 K
۱۷ سالگی 1 در حال تایپ

۱۷ سالگی

۱ آذر ۱۴۰۴

داستان زندگی دختر ۱۷ ساله ایی که هنوز ادامه دارد

0 0 318
زخم باز 1 در حال تایپ

زخم باز

۲۸ آبان ۱۴۰۴

رستم با غمی قدیمی باز می گردد اما دنیا با دگر نمی سازد

0 0 620
وارونه اباد 1 در حال تایپ

وارونه اباد

۲۸ آبان ۱۴۰۴

اهای مردم بیاید و بخوانید که روستای قصه ی ما وارونه است بشتابید بیاید

0 0 261
ادبیات راه زندگی 1 در حال تایپ

ادبیات راه زندگی

۲۸ آبان ۱۴۰۴

در این متن، نویسنده با لحنی صریح و شاعرانه، از ادبیات دفاع می‌کند؛ نه آن‌گونه که در کتاب‌هاست، بلکه آن‌گونه که باید با تمام وجود حس شود. او باور دارد که ادبیات را نباید طوطی‌وار آموخت، بلکه باید آن را لمس کرد، فهمید، و زندگی کرد. هر جمله، آینه‌ای‌ست از شخصیت انسان؛ و هر بی‌توجهی به واژه‌ها، نشانه‌ای از ناراستی درون. این نوشته، دعوتی‌ست به شناخت ادبیات به‌عنوان راهی برای شناخت خود، نه فقط دانشی برای امتحان

0 0 183
 بی آبی 0 در حال تایپ

بی آبی

۲۸ آبان ۱۴۰۴

اب نداریم

0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.