ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
تو نقش اصلی ماجرای منی ... 6 در حال تایپ

تو نقش اصلی ماجرای منی ...

۱۸ اسفند ۱۴۰۳

درمورده یک دختر کتاب خوان است که هر روز وقت خود را در تنها کتابخانه قدیمی شهرشان میگزراند ... که یک روز به کتابی بر می خورد که صفحات آن خالی است ... ولی در صفحه ی اول آن این جمله نوشته شده بود : ( تو نقش اصلی ماجرای منی ... )

11 9 1.9 K
گندم زار نقره فام 1 در حال تایپ

گندم زار نقره فام

۱۶ اسفند ۱۴۰۳

داستان در یک روستای دورافتاده اتفاق می‌افتد که با یک آفت مرموز و ویرانگر روبرو شده است. در این شرایط بحرانی، تام، کشاورزی دلسوز و مصمم، به دنبال راهی برای نجات خانواده و روستای خود می‌گردد.

0 0 515
هارتموس و ستاره سرخ 6 در حال تایپ

هارتموس و ستاره سرخ

۱۴ اسفند ۱۴۰۳

رامبل نمی‌دانست چه اتفاقاتی قرار است برایش بیفتد. همه‌ی اینها از زمانی شروع شد که به پریکنر، پایتخت امپراطوری رسید. حالا او درگیر دشمن‌های جدی‌ای شده بود. از دوستداران حکومت بگیر تا هیولاها و انتقام‌جویان باستانی. آیا رامبل به همراه دوستش جیمی می‌تواند از پس تمام این اتفاقات بر بیاید؟

0 0 11.6 K
پژواک مرگ 1 در حال تایپ

پژواک مرگ

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

چرا نمیگی کی هستی؟ تالار مهمان قصر سال هاست که ازبین رفته. بعد از مرگ پادشاه همه چیز توی سالسکی عوض شده...... صدای جیر جیر کرکنندهٔ چنگناله ها و بلافاصله صدای جیغ حیواناتی که در حیاط قصر روانه شده بودند طنین انداز شد و رهام را از ادامه ی حرفش باز داشت... چنگاله ها پرندگان وحشی و درنده ای بودند که همراه نوای کریحشان رعب و وحشت را از کیلومتر ها فاصله در دل هر موجود زنده ای، زنده میکردند. شنیده شدن صدای چنگاله حاکی از شکست بود، حاکی از نا امیدی تنها امید مردم «فالکی»*.

0 1 1.8 K
تست 0 در حال تایپ

تست

۱۰ اسفند ۱۴۰۳

بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببییبیبی بی بیبیبیبیبیبی بی بیبی

0 0 0
بار غم 1 در حال تایپ

بار غم

۹ اسفند ۱۴۰۳

بار غمی به همراه دارم که میدانم و میتوانم آن را زمین بگذارم ، ولی نمیخواهم ... شاید تا ابد و دهر ادامه یابد ...

1 5 2 K
جادوگران دلاور 4 در حال تایپ

جادوگران دلاور

۹ اسفند ۱۴۰۳

جادوگران خوب و جادوگران بد همیشه در حال نبرد هستند ولی خب پیشگویی کردن آینده ممکنه زندگی بعضیا رو خراب کنه

1 0 3.2 K
رویای بیداری 5 در حال تایپ

رویای بیداری

۸ اسفند ۱۴۰۳

رویای بیداری داستانی است در حد فاصل رویا تا بیداری ،

1 2 5.8 K
بهای عشق 1 در حال تایپ

بهای عشق

۸ اسفند ۱۴۰۳

"در نبرد بین ملکه ای با گذشته دردناک و پرنسسی با قلب مهربان و نابینا کدام پیروز خواهد شد "

0 0 192
آواز خاکستری یک رویا 9 در حال تایپ

آواز خاکستری یک رویا

۷ اسفند ۱۴۰۳

داستان تنهایی های تلخ من می‌خوام توی این داستان چیزهایی که توی زندگی کوتاهم تجربه کردم رو بهتون بگم شاید بتونم سرنوشت کسی رو به سوی آرامش و تغییر فکر عوض کنم به نظرم بخون چون تموم چیزهایی که میدونستم رو داخل این کتاب جمع کردم داستان بر اساس واقعیت است

2 2 829
پادشاه و مرد پینه دوز 1 در حال تایپ

پادشاه و مرد پینه دوز

۶ اسفند ۱۴۰۳

در روزگاران قدیم عهدنامه ای بیین شهروندان و پادشاه بسته میشه ولی کسی عمل.....

0 0 456
ایده های ذهن یک نویسنده نا بَلَد 1 در حال تایپ

ایده های ذهن یک نویسنده نا بَلَد

۱ اسفند ۱۴۰۳

بیشتر مواقع که کتاب یا رمان میخونم ... هرجا که احساس شلوغی یا پر بودن ذهنم میکنم ، بین خوندن یک فاصله ای میدم و با ایده هایی که تو ذهنم اومدن به داستان از آخرین جایی که خوندم بال و پر میدم . اما به یه جایی که می رسم میفهمم باید به نوسنده با اون ایده های عالی احترام گذاشت ...

1 4 853
من و پسر پسر برگزیده 0 در حال تایپ

من و پسر پسر برگزیده

۲۸ بهمن ۱۴۰۳

والکش سیزاک که سال اول هاگوارتز است(توی بازه ی زمانی سال هفتم البوس پاتر)و یک دورگه و گرگینه و مکانیک خوب است تازه میفهمد جادوگر است و….

0 0 0
لاله های عشق من 19 در حال تایپ

لاله های عشق من

۲۸ بهمن ۱۴۰۳

زندگی مجالم نداد تا بیشتر از این عشق را در عاشقی تجربه کنم هر چند عاشقی کردن را خوب بلد شدم ... ? تا کنم عاشقی در ره عشق... ?

3 10 731
زنجیر های تقدیر 1 در حال تایپ

زنجیر های تقدیر

۲۷ بهمن ۱۴۰۳

در دل تاریکی جنگ جهانی دوم و در آلمان تحت سلطه نازی‌ها، خانواده مایر در دو راهی‌های مرگبار قرار می‌گیرند. اتو مایر، پدربزرگ ماکس، جان خود را در راه نجات آنا، دخترعموی ماکس، فدای می‌کند، در حالی که نیروهای گشتاپو در پی دستگیری او هستند. این فدای بزرگ، آغازگر مسیر پر از رنج و تصمیمات سخت برای خانواده مایر است. آنا، که به دست گشتاپو افتاده، در معرض شکنجه‌های جسمی و روانی قرار می‌گیرد. در حالی که از دستگیری ماکس بی‌خبر است، به شدت در مقابل تهدیدات سرهنگ فورست، افسر بی‌رحم گشتاپو، احساس ترس و خفت می‌کند. فورست که از آنا خواسته تا به او کمک کند، تهدید به تعرض و تحقیر می‌کند و آنا را به نقطه‌ای می‌رساند که مجبور به تصمیمی وحشتناک می‌شود. در لحظات بحرانی، ماکس تلاش می‌کند تا با ترور سرهنگ فورست پایان دهد، اما ناکامی در این اقدام او را به نقطه‌ای می‌رساند که مجبور به فاش کردن اطلاعاتی می‌شود که در نهایت جان خود را به خطر می‌اندازد. او از سر عشق و فداکاری برای نجات آنا و هانس، به سرنوشت تلخ خود تن می‌دهد. در پایان، ماکس با فدای جان خود، توسط گشتاپو اعدام می‌شود. آنا، که اکنون باردار است، شاهد مرگ او بوده و از فدای بزرگ و عاشقانه ماکس برای خانواده‌اش آگاه می‌شود. «زنجیرهای تقدیر» داستانی از عشق، ترس و فداکاری در دوران تاریک نازی‌هاست. در این داستان، شخصیت‌ها مجبور می‌شوند برای نجات عزیزانشان از خطرات غیرقابل تصور، دست به انتخاب‌هایی بزنند که سرنوشتشان را برای همیشه تغییر می‌دهد. این داستان، تلاشی است برای مبارزه با ظلم و قربانی شدن در راه عشق و انسانیت.

0 0 1
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.