ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
تاج خون 2 در حال تایپ

تاج خون

۹ مهر ۱۴۰۴

یک داستان درمورد زندگی فردی به نام کاوه می باشد که چگونه زندگی کرد و حماسه خود را ساخت

1 0 2.3 K
آرمانیا | قانون زمین‌های به تاراج رفته 2 در حال تایپ

آرمانیا | قانون زمین‌های به تاراج رفته

۶ مهر ۱۴۰۴

​در جهانی که شمشیر و خاک تنها ضامن بقا هستند، نظم باستانی قلمروها توسط یک بلای نامرئی درهم شکسته است: جنون ارتعاشی. این ارتعاشات، ذهن انسان‌ها را هدف قرار داده و قلمروها را به سمت شورش کور و خودزنی سوق می‌دهند. ​در دل این آشوب، پنج گروه متخاصم سر بر می‌آورند که هر کدام راه حل خود را دارند: آیین شرافت خونین با انحصار زمین، حلقه‌ی تنفس با کنترل ذهن، و معامله‌گران فلز با سوداگری بی‌رحمانه. ​هیچ قهرمانی در کار نیست، و ناتوانی حاکمان مرکزی، میدان را برای مبارزه بر سر حقیقت باز کرده است. در حالی که گروه‌های نظامی و مذهبی به جان هم افتاده‌اند، تنها یک گروه پنهان می‌داند که فرمول مقابله با جنون در تکه‌های گمشده‌ی متون باستانی نهفته است. ​تهدید واقعی، نه در بیرون دروازه‌ها، بلکه در شک و جنونی است که در ذهن هر یک از بازماندگان ریشه دوانده است.

0 0 1.6 K
« آخرین سی روز آتش » 3 در حال تایپ

« آخرین سی روز آتش »

۵ مهر ۱۴۰۴

تاجی که بر زمین افتاد، بال‌هایی که بریده شدند، و سقوطی پیش‌بینی‌نشده در دره‌ی مرگ... روایتی است از شاهدختی آتشین، که باید میان قدرت و انتقام یکی را برگزیند، و شکارچیِ مرگی که گذشته‌اش رازهای تاریکی را در خود پنهان دارد... در جهانی که تاریکی، نور را همچون سایه‌ای بی‌رحم می‌بلعد، باید سقوط کرد تا به روشنایی رسید. این تنها آغاز قصه است... ? سرنوشت شاهدخت و شکارچی در پیچ‌وخم‌های تاریکی و نور رقم خواهد خورد. ⚔️✨ با ما همراه باشید تا پرده از رازهای پنهان برداریم. ? خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم .❤️

0 7 3.7 K
ماه پشت ابر 2 در حال تایپ

ماه پشت ابر

۲ مهر ۱۴۰۴

او می خواست فرار کند، از خانه ای که بوی دود و تهدید میداد. اما در یک شب تاریک ،با یک جسد ویک راز زندگی او را به دو نیم کرد :قبل از قتل ،بعد از قتل. حالا باید پنهان شود ،فرار کند. ونگذارد کسی بفهمد ماه پشت ابر چه دیده...

0 0 4.7 K
شهر جادو(فصل یک) 1 در حال تایپ

شهر جادو(فصل یک)

۳۱ شهریور ۱۴۰۴

سه نوجوان عادی، یک خانه‌ی قدیمی و رازی که سال‌ها پشت درهای بسته پنهان مانده... مارک، آیسن و کوین در یک شب ماجراجویانه با سرنخی روبه‌رو می‌شوند که زندگی‌شان را برای همیشه تغییر می‌دهد: جنگلی تاریک، گرگ‌هایی ناشناخته و پیامی مرموز که آن‌ها را «برگزیدگان» می‌نامد. اما چه چیزی پشت این انتخاب نهفته است؟ و آیا آن‌ها آماده‌اند قدم به دنیایی بگذارند که هیچ راه برگشتی ندارد؟

0 0 6.1 K
چشم رنگی 18 در حال تایپ

چشم رنگی

۳۰ شهریور ۱۴۰۴

چی میشه که یه توهم دیداری ساده، زندگی یه پسری که داره خودشو آماده ورود به دانشگاه می کنه رو از هم می پاشه؟

11 32 49.5 K
سایه 1 در حال تایپ

سایه

۲۸ شهریور ۱۴۰۴

این یه داستان خیلی کوتاهه که همینجوری حوصلم سر رفت و نوشتمش با اینکه عالی نیست اما میتونه اولین داستان این صفحه باشه

0 0 141
جدال مرگ 0 در حال تایپ

جدال مرگ

۲۵ شهریور ۱۴۰۴

اتوسا وکیلی در توکیو پایتخت ژاپن است

0 0
DreamSpinner 0 در حال تایپ

DreamSpinner

۲۵ شهریور ۱۴۰۴

What happened to the dream when the dreamer woke up?

0 0 0
عینک ته اسکانی 1 در حال تایپ

عینک ته اسکانی

۲۴ شهریور ۱۴۰۴

کفاش چشم ضعیف شده است

0 0 338
وعده‌ای در سایه کلیسا 1 در حال تایپ

وعده‌ای در سایه کلیسا

۲۳ شهریور ۱۴۰۴

یک گردش معمولی در کلیسای جامع کلن به دیدار و وعده ای برای فردا تبدیل میشود. آیا این ملاقات تنها یک قرار ساده است؟ ...

0 0 701
سایه ی پنهان 6 در حال تایپ

سایه ی پنهان

۲۲ شهریور ۱۴۰۴

سایه هایی که پیشش بود، دود هایی از جنس انسان، چه کسی پشت این مسئله بود؟ سردرگم بود، او فقط نوزده سال داشت؛ ولی موضوع مرگ و زندگی مطرح بود و او چاره ای جز ادامه دادن نداشت حتی با اینکه قدم هایش نامطمئن بود. قاتلی که هیچ کس از وجودش خبر نداشت. لطفا در شب مطالعه شود

1 4 961
برتری روبات ها،قیام انسان ها 1 در حال تایپ

برتری روبات ها،قیام انسان ها

۲۲ شهریور ۱۴۰۴

تئوری ها به واقعیت تبدیل شده و روبات ها انسان هارو به بردگی گرفتن... یوتیوبر معروف سعید والکور هم مثل بقیه ی انسان ها به بردگی گرفته شده...ولی چه برده ای؟یه برده ی سرکش! آیا سعیدوالکور میتونه به کمک دو همراه ناشناس دنیا رو نجات بده یا باید برده بمونه؟

1 1 523
جنون خفقان 1 در حال تایپ

جنون خفقان

۲۱ شهریور ۱۴۰۴

جنون خفقان..داستانی درباره یک پسر بی خانمان که داره جون خودشو از دست سربازا نجات میده و برای نجات خودش،به یک خونه پناه میاره..که با شنیدن داستانی،متوجه رابطه عمیق پدربزرگش و صاحب اون خونه میشه..عشق واقعی و شفاف . (به زودی نوشته میشه) امیدوارم حالتون خوب باشه.. با تشکر.

0 0 277
فصل یک 0 در حال تایپ

فصل یک

۱۸ شهریور ۱۴۰۴

سلام داستان فلسفی حماسی در رابطه با

0 0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.