ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
دو دختر در یک نقاب 3 در حال تایپ

دو دختر در یک نقاب

۱۸ شهریور ۱۴۰۴

داستان درباره دو دختر با شباهت های ظاهری است که باهم فامیل هستند و یکی ایرانی و یکی دارای پدر دورگه ایرانی و کره ای و مادری فرانسوی است طی اتفاقاتی دختر ایرانی مجبور می‌شود جای دختر دیگر را بگیرد اما حقایقی تاریک مانند طوفان وارد زندگی این دختران میشوند

0 2 686
پشت لبخند هانیه 1 در حال تایپ

پشت لبخند هانیه

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

اواخر سال ۷۰ … من، هانیه، تنها دختر یه خانواده‌ی پرجمعیت. با من همراه بشین تا سرنوشت امو بخونین....

0 0 636
هیچ چیز واقعی نیست 0 در حال تایپ

هیچ چیز واقعی نیست

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

تا به حال به این فکر کردید که یه روز از خواب پاشید ببینید دنیا دیگه دنیای قبل نیست...

0 0
بهشت در اغوش جهنم 0 در حال تایپ

بهشت در اغوش جهنم

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

یه دختر تخس با سهتی های زندگیش عاشق یه پسر میشه

0 0
بهشت در اغوش جهنم 0 در حال تایپ

بهشت در اغوش جهنم

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

یک دختر ۱۷ ساله و یک پسر ۱۸ ساله (تهیانگ) توی شرایط سخت و پر از تنش آشنا میشن. رابطه‌شون اول پر از دعوا، سرسختی و سوءتفاهمه، اما کم‌کم با دیدن ضعف‌ها و دردهای همدیگه، بین‌شون علاقه‌ای عمیق شکل می‌گیره. تهیانگ با وجود ظاهر سرد و تندش، کم‌کم تبدیل به پناه امن دختر میشه. اتفاقات زیادی بین‌شون میفته: دعواها، دلخوریا، لحظه‌های آروم و پرعشق، و حتی موقعیت‌هایی که خانواده و اطرافیان نمی‌دونن چه رابطه‌ای بینشونه. دختر بارها احساس می‌کنه تهیانگ براش مثل بهشته در حالی که دنیاش پر از جهنم و سختی بوده. در قسمت پایانی فصل ۱، تهیانگ تصمیم می‌گیره رابطه رو جدی کنه و حتی می‌بره دختر رو برای عقد. خانواده دختر که همیشه سخت‌گیر بودن، وقتی شادی واقعی دختر رو می‌بینن، برای اولین بار می‌پذیرن. پدرش میگه: «اولین باره بچه‌مو خوشحال دیدم.»

0 0 0
بهشت در اغوش جهنم 0 در حال تایپ

بهشت در اغوش جهنم

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

یک دختر ۱۷ ساله و یک پسر ۱۸ ساله (تهیانگ) توی شرایط سخت و پر از تنش آشنا میشن. رابطه‌شون اول پر از دعوا، سرسختی و سوءتفاهمه، اما کم‌کم با دیدن ضعف‌ها و دردهای همدیگه، بین‌شون علاقه‌ای عمیق شکل می‌گیره. تهیانگ با وجود ظاهر سرد و تندش، کم‌کم تبدیل به پناه امن دختر میشه. اتفاقات زیادی بین‌شون میفته: دعواها، دلخوریا، لحظه‌های آروم و پرعشق، و حتی موقعیت‌هایی که خانواده و اطرافیان نمی‌دونن چه رابطه‌ای بینشونه. دختر بارها احساس می‌کنه تهیانگ براش مثل بهشته در حالی که دنیاش پر از جهنم و سختی بوده. در قسمت پایانی فصل ۱، تهیانگ تصمیم می‌گیره رابطه رو جدی کنه و حتی می‌بره دختر رو برای عقد. خانواده دختر که همیشه سخت‌گیر بودن، وقتی شادی واقعی دختر رو می‌بینن، برای اولین بار می‌پذیرن. پدرش میگه: «اولین باره بچه‌مو خوشحال دیدم.»

0 0
آبان دخت 0 در حال تایپ

آبان دخت

۱۲ شهریور ۱۴۰۴

از یه جایی به بعد آبان دخت مینویسه

0 0 0
به سرزمین خواب خوش آمدید 6 در حال تایپ

به سرزمین خواب خوش آمدید

۱۲ شهریور ۱۴۰۴

ملینا خواهر رابین هستم.... در سرزمین خواب چ خبره؟!!!!

5 12 1.8 K
فاجعه خوشایند 1 در حال تایپ

فاجعه خوشایند

۱۲ شهریور ۱۴۰۴

درمورد دختری می باشد که از بچگی درمورد افسانه هایی که در دنیایی که زندگی می کرده وجود داشته او به ماجراجویی می رود و سعی می کند مردم دنیای خودش را از افراد ناشایست نجات دهد و اربابان زمین را پیدا کند

4 1 3.1 K
به جرم عاشقی 116 در حال تایپ

به جرم عاشقی

۱۱ شهریور ۱۴۰۴

سهیل و نفس عاشقانه همدیگه رو می‌پرستند ولی نفس مجبور میشه به‌خاطر سهیل و گذشته اون رو ترک کنه و حالا سهیل نفس رو بعد از دو سال در حالی که سر چهار راه گل می فروشه پیدا می‌کنه‌ و...

3 0 26.2 K
لبه مرگ،لبه عشق 0 در حال تایپ

لبه مرگ،لبه عشق

۱۱ شهریور ۱۴۰۴

هر قدمی که به تو نزدیک میشوم بیشتر در تاریکی فرو میروم و حالا من به این تاریکی معتادم، به تو معتادم عشق تو چطور

0 0
پشت پرده ی نور و سایه 1 در حال تایپ

پشت پرده ی نور و سایه

۱۰ شهریور ۱۴۰۴

راوی داستان برای مسابقات کشوری شطرنج راهی زنجان می شود ،تمام حریفان را شکست می دهد اما قبل از فینال آشفته حال می شودو‌ برای رها شدن از حال بدش به پیاده روی می رود ،در حین قدم زدن به یک گالری نقاشی و عکاسی بر مي خورد وارد می شود بی آنکه بداند چه چیزی انتظارش را می کشد و تازه ماجرا آغاز می شود...

0 0 2.2 K
پشت پرده ی نور و سایه 0 در حال تایپ

پشت پرده ی نور و سایه

۱۰ شهریور ۱۴۰۴

راوی داستان برای مسابقات شطرنج کشوری راهی زنجان می شود ،به فینال مسابقات می رسد ،قبل از فینال دچار اضطراب می شود و برای ریکاوری تصمیم می گیرد کمی پیاده روی کند ،در مسیرش یک گالری نقاشی و عکاسی می بیند ،داخل می شود که از فضای آرام آنجا به آرامش برسد اما...

0 0
گریم‌گارد: افسانه‌ای که هنوز نفس می‌کشد 1 در حال تایپ

گریم‌گارد: افسانه‌ای که هنوز نفس می‌کشد

۹ شهریور ۱۴۰۴

در جهانی که با نه ستون باستانی استوار مانده، تاریکی بیدار می‌شود و سرزمین‌ها یکی‌یکی فرو می‌ریزند. در دل این آشوب، قهرمانی برمی خیزد و تاریکی را به نور بدل میکند؛ هزاران سال بعد در دهکده‌ای خاموش، دو نوجوان—ریچارد و مارکس—زندگی ساده‌ای دارند. اما یک برخورد تصادفی با هیولایی غول‌آسا، سرنوشتشان را دگرگون می‌سازد. وقتی جادوی پنهان در وجود ریچارد بیدار می‌شود و پیمانی ناخواسته میان آنها شکل می‌گیرد، پیشگویی کهن دوباره زنده می‌شود: آیا این دو می‌توانند میان نور و تاریکی تعادل برقرار کنند؟ یا خودشان قربانیان تازه‌ی افسانه خواهند شد؟ این فقط آغاز است… گریم‌گارد، سفری حماسی از شجاعت، دوستی و انتخاب‌هایی که می‌توانند سرنوشت یک دنیا را تغییر دهند.

0 0 2.1 K
دایستان 0 در حال تایپ

دایستان

۸ شهریور ۱۴۰۴

اسکات در دانشگاه به قدرت های دست پیدا میکندو....

0 0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.