ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
صلوات 2 تمام شده

صلوات

۱ شهریور ۱۴۰۴

سبک طنز و فکایی ‌فارسیکال ،

0 0 212
رمان۷۷فصل۶ نیلوفر واژگون قسمت۲ 1 تمام شده

رمان۷۷فصل۶ نیلوفر واژگون قسمت۲

۳۱ مرداد ۱۴۰۴

این رمان از عشق نمیگوید از اشتباهی میگوید که قرن هاست نام ش عشق است، جدا از اینکه عشق وجود خارجی دارد یا که خیر این داستان شرحی ست بر احوال خیلی از همه ما..

0 0 794
شلوار جین 1 تمام شده

شلوار جین

۳۱ مرداد ۱۴۰۴

طنز فارسیکال سبکی ایرانی روان و نثری ساده. داستان از یک ذهنیت ساده شروع میشود تا یک پیچیدگی سیاسی را رسوا کند..

0 0 647
رد دیگری 1 تمام شده

رد دیگری

۳۱ مرداد ۱۴۰۴

«او از پنجره آمد و جای من را گرفت.»

0 0 512
سه ضربه 1 تمام شده

سه ضربه

۳۱ مرداد ۱۴۰۴

در یک شب بارانی در روستایی متروک، مردی با شنیدن سه ضربه‌ی مرموز بر در خانه‌اش، گرفتار کابوسی هولناک می‌شود. وقتی در را می‌گشاید، کسی را نمی‌یابد جز ردپاهایی خیس که به‌طرز غیرطبیعی از در به سمت داخل خانه کشیده شده‌اند. او به زودی با موجودی روبه‌رو می‌شود که دقیقاً هم‌چون خودش است؛ اما رنگ‌پریده، پوسیده و خنده‌ای شوم بر لب دارد. این موجود یادآور نفرینی قدیمی است که پدرش سال‌ها پیش هشدار داده بود. با فروپاشی دیوارها و ورود سایه‌ای ناشناس، مرز میان واقعیت و وهم در هم می‌شکند. سرانجام، مرد درمی‌یابد که شاید دیگر او همان آدم سابق نیست… یا هرگز نبوده.

0 0 950
رمان۷۷فصل۶نیلوفر واژگون قسمت۱ 1 تمام شده

رمان۷۷فصل۶نیلوفر واژگون قسمت۱

۳۰ مرداد ۱۴۰۴

یک عشق نامشروع ذهنی همه فکر میکنند عشق های نامشروع از خلاف شرع پدید می آید گاهی عشق هایی هستش که خلاف شرع نیست و عذاب ثوابش هزار برابر است..

0 0 1.4 K
غزاله و عشقی دیر فرجام بر اساس داستان واقعی 7 تمام شده

غزاله و عشقی دیر فرجام بر اساس داستان واقعی

۲۵ مرداد ۱۴۰۴

وقتی عشق به تراژدی تبدیل می شود وقتی آدمها بازیچه روزگار می شوند و وقتی هویت تنها دغدغه یک انسان می شود روزگار جبر خود را تحمیل می کند و در این میان دخترکی جسور در پی کشف بزرگترین راز زندگی خود بر می آید

1 0 9.7 K
رمان۷۷فصل۵استحاله قسمت۳ 1 تمام شده

رمان۷۷فصل۵استحاله قسمت۳

۲۳ مرداد ۱۴۰۴

نمیخوام حرف تکراری بزنم، همه ما گناه کردیم.. از عمد کلمه اشتباه رو استفاده نکردم!چرا که اشتباه تکرار نمیشه _اگه تکرار شد حماقته_اگه بازم تکرار شد اسمش شهوته_و بازم تکرار شد اسمش گناه ست پس بی پرده و رک میگم همه گناه کردیم و شاید باز هم میکنیم اما بار این گناهان کجاست؟؟؟

0 0 1.8 K
رمان۷۷فصل۵ استحاله قسمت۱ 1 تمام شده

رمان۷۷فصل۵ استحاله قسمت۱

۲۰ مرداد ۱۴۰۴

اکنون که بیش از دهه ها از تاریخ نوشتن این رمان میگذرد گاهی به این فکر میکنم کاش شخصیت فیزیکی ام در یکی از فصل های بین ۱تا۴ رمانم ققل میشد. اما چه کنم که من خالق این اثر هستم و باید هرآنچه که هست را چه تلخ چه شیرین بنویسم #شاهرخ خیرخواه

0 0 610
در ارتفاع تبعیض 12 تمام شده

در ارتفاع تبعیض

۱۹ مرداد ۱۴۰۴

خلاصه{ویل پسری ‌۱۴ساله و دورگه است به دلیل کار پدرش به فرانسه مهاجرت کردند او از اینکه در فرانسه زندگی جدیدی را شروع کند ترسی در قلبش دارد تا قبل از شروع مدرسه پاریس برایش مثل خانه شده بود با پدربزرگش گردش میکرد اما بعد از شروع مدرسه و شنیدن تحقیر ها دیگر مثل قبل به انجا عادت نداشت در این میان با دختری به نام امانوئل اشنا میشود لوکا و ژرروم با اذیتت هایش اخر کار خود را میکنند اما این یک فرصت است و بلاخره روی داستان عوض میشود....

1 2 9.1 K
رمان۷۷فصل۴ تناسخ۳ 1 تمام شده

رمان۷۷فصل۴ تناسخ۳

۱۶ مرداد ۱۴۰۴

این رمان حقیقت پنهان زندگی من بود که با آن زیستم. مابقی زندگی ام دروغ بود دروغ بود دروغ، #شاهرخ_خیرخواه

0 0 353
دنیای یک  جوجه اردک 1 تمام شده

دنیای یک جوجه اردک

۱۴ مرداد ۱۴۰۴

نویسنده در این داستان کوتاه به زندگی جوجه اردکی اشاره دارد که قبل از تولد و در دنیای تخم مرغی اش رویا و آرزوی تولد و زندگی در دنيا را دارد اما بعد از تولد و با مشاهده دنيا و آدمهاش متوجه می‌شود که دنيا آن چیزی نیست که او فکر میکرده است و....

0 0 400
رمان۷۷فصل۴ تناسخ قسمت۱ 1 تمام شده

رمان۷۷فصل۴ تناسخ قسمت۱

۱۴ مرداد ۱۴۰۴

توضیح در مورد چیزی که تجربه اش برای شما ممکن نباشد سخت است، پس اصرار ندارم کسی باور کند. نه در این فصل بلکه در فصل های دیگر هم بدین صورت ، تناسخ و باورهای متافیزیک به خودتان واگذار میکنم. درپایان امیدوارم از این رمان لذت ببرید شاهرخ خیرخواه?

0 2 437
تا انتهای شب 1 تمام شده

تا انتهای شب

۱۱ مرداد ۱۴۰۴

? خلاصه داستان: لیانا که کل خانواده خودش رو از دست داده میفهمه که یه سری نیروی ماوار طبیعی به دنبال گردنبند اجدادی او که از مادربزرگش به ارث رسیده هستند اون در عین فرار بود که پسر گرگینه به اسم اریا اونو نجات میده. اون ها با هم راهی سفری میشن تا از حقیقت گردنبند سر در بیارند و در طول مسیر با شخصیت هایی مثل رز که یه خون اشام گوشه گیره و بنیامین که یه انسان شکارچی ارواحه و خودش هیچ روح توی بدنش نداره و حتی حافظه خودش رو از دست داده رو به رو میشن و با این گروه به دل سفر میرن...

0 0 3.7 K
عزیز تر از من 1 تمام شده

عزیز تر از من

۲۹ تیر ۱۴۰۴

این داستان رو تقدیم میکنم به همه عزیزانی که به دلیل تصادف ، دیابت و ... یک یا چند عضو از بدنشون رو از دست دادند. می‌دانستم. همه همین را می‌خواستند. همه می‌خواستند ما را از هم جدا کنند. اما من تکه ای از جانش بودم. برایش سخت بود‌. برای هر دومان سخت بود. اما دیگر هیچ راهی نبود. جدایی مان قطعی بود. دیگر خودش هم نمیخواست با او بمانم. نه تاب بودنم را داشت نه میل به رفتنم. حق هم داشت.

0 1 339
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.