ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
تاج و تخت 19 تمام شده

تاج و تخت

۲۷ اسفند ۱۴۰۳

در افق طلوع خورشید، جایی میان درختان سر به فلک کشیدهٔ روستای ابریشم، داستانی آغاز می‌شود که قلب‌ها را به تپش می‌اندازد. **کیانوش**، جوانی پر از شجاعت و مهربانی، در روزمرگی ساده‌ای زندگی می‌کند، اما سرنوشت او چیزی فراتر از یک روستایی ساده است. وقتی صدای استغاثهٔ دختری زیبارو و مرموز از دل جنگل بلند می‌شود، راهزنانی بی‌رحم پا به صحنه می‌گذارند و آزمونی برای دل و دستان کیانوش آغاز می‌شود. نبردی میان حق و باطل، میان زندگی آرام و مسیری پرخطر به پایتخت، **تهران**. اما این تنها آغاز ماجراست. جایی دورتر، در کاخ مجلل کیکاووس، پادشاهی که عقلش را به توطئه‌های سودابه سپرده، طوفانی از فساد و خیانت در حال شکل‌گیری است. آیا کیانوش و دختری که به کمک او نیاز دارد، کلید تغییری بزرگ در این سرزمین خواهند بود؟ **"داستانی از شجاعت، خیانت و عشق... سفری که سرنوشت یک مرد را به آزمون می‌گذارد و آینده ایران را تغییر می‌دهد."** این سرگذشت را از دست ندهید، در جایی که خورشید به آرامی طلوع می‌کند، اما سایهٔ تاریکی همچنان بر زمین گسترده است... **"تاج و تخت".**

1 2 13.6 K
محمد علی ابهراج سینک 5 در حال تایپ

محمد علی ابهراج سینک

۲۶ اسفند ۱۴۰۳

صدای گریه نوزادی می آمد که با زبان خود صدایش را به گوش دنیا میرساند ( من پادشاه پارس میشم ) ... سلام من راوی یا روایتگر زندگی محمد علی ابهراج سینک هستم و در طول دوران زندگی او شما را همراهی خواهم کرد . راستی ببخشید اون نوزاد بچست نمیدونه چی میگه ... خلاصه ( صدای دلنوازه گریه یک کودک نوزاد در کوشه ای از خاک پارس خبر از به دنیا آمدن یک خورشید را به مردم ستم دیده پارس میدهد محمد علی ابهراج سینک ... ) ... هنوز جنگی در کار نیست ...

1 3 1.8 K
عشق خاموش ویلیام 4 تمام شده

عشق خاموش ویلیام

۲۴ اسفند ۱۴۰۳

در قلب قلمروی اِلدرین، ویلیام، یک سرباز ساده، سال‌ها در سکوت دلباخته‌ی شاهدخت اِلای بود. او هر روز از دور، بی‌آنکه جرأت کند عشقش را ابراز کند، او را می‌نگریست. اما وقتی اِلای متوجه نگاه‌های پنهانی او شد، سرنوشت راهی تلخ‌تر برای ویلیام رقم زد—زیرا خیلی زود، شاهزاده‌ای دیگر از راه رسید…

0 4 1.8 K
من برگشتم ایران 7 در حال تایپ

من برگشتم ایران

۲۳ اسفند ۱۴۰۳

= من برگشتم ایران رمانی بیرون از دنیای واقعی ... اما با یک شخصیت از دنیای واقعی ... = رمان من برگشتم ایران _خوب خانم من نمی‌دونم الان با چه شخصی دارم صحبت می‌کنم! ... + من ایرانم ... هِع ... ایران ... مسخره است ... _ ببین خانم جون من و احمق فرض کردی ... یا خودتو ... + اولندش خانم جون نه ... دومندش ببین آقــــ ... ... ... ... ادامه دارد ...

0 0 1.6 K
عشق دروغین 0 در حال تایپ

عشق دروغین

۲۳ اسفند ۱۴۰۳

زندگی زیباست ! عشقی که هیچوقت واقعی نبود. گاهی وقت ها باید در زندگی مراقب افراد بود. این داستان داستان عشقی است که نتوانست مثل همه ی عشق ها واقعی و زیبا باشد.......

0 0 0
نامه های مخفی 5 در حال تایپ

نامه های مخفی

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

دختری دانشجو که یک روز به یک گنجشک که در مکان مخفی اش از درخت افتاده بود کمک می کند و از آن به بد از یک شخص ناشناس نامه هایی در مکان مخفی اش پیدا می کند

5 19 5 K
ملال ما 1 در حال تایپ

ملال ما

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

«در زبان فرانسه، کلمه ای هست به نام «Tasian Le« به معنای حجم زیادی از غم و اندوه. در حدی که مغز پاسخ منطقی برای کنترل شرایط نداره و قلب از شدت اندوه زیاد احساسات درستی ارائه نمیده.» ً چه میدانستند چه زمانی و چه روزی به این نقطه می رسند اما میدانستند که اون روز زیاد دور نیست. ?...ملال ما...?

0 0 189
رومنس یا تراژدی 3 در حال تایپ

رومنس یا تراژدی

۱۸ اسفند ۱۴۰۳

اینکه یک مطلقه ی بیکار شده بودم نتیجه ی تصمیم گیری نادرست من بود؛ شاید هم فقط بد شانسی آورده بودم. انگار کائنات برای نابودی من دست به دست هم داده بودند. فهمیده بودم که گاهی میانبر زدن گناه است. همه ی دردسر هایی که بشر می کشد از لحظه ی انتخاب یک مسیر شروع می شود ؛ دردسر های من هم از آن روز شروع شد. دقیقا هشت سال و نه ماه پیش . اما بزرگترین آسیب را یک سال پیش , وقتی تصمیم گرفتم برای استفاده از شرایط رینگ استریتی وارد ازدواج قراردادی با هم کلاسی ام بشوم , به زندگی ام وارد کردم . اما در دل بدشانسی و سوءتفاهم ، عشق جدیدی رویید . عشقی که همه ی زندگیم را تغییر داد . این عشق را مدیون اولین سفر زندگیم به عنوان یک مطلقه هستم .

0 0 1.2 K
تو نقش اصلی ماجرای منی ... 6 در حال تایپ

تو نقش اصلی ماجرای منی ...

۱۸ اسفند ۱۴۰۳

درمورده یک دختر کتاب خوان است که هر روز وقت خود را در تنها کتابخانه قدیمی شهرشان میگزراند ... که یک روز به کتابی بر می خورد که صفحات آن خالی است ... ولی در صفحه ی اول آن این جمله نوشته شده بود : ( تو نقش اصلی ماجرای منی ... )

11 9 1.9 K
به سمت نور بیا ! 2 تمام شده

به سمت نور بیا !

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

تا حالا درباره عشق های یک طرفه شنیدید ؟ این داستان یکی از اونهارو روایت میکنه ! خون آشام ها به نور خورشید حساس هستند و باعث ضعیف شدن و در نهایت مرگ اونها میشه اما اگه یک خون آشام عاشق خورشید بشود چه اتفاقی میفتد ؟

1 6 1.2 K
تابلو فرش زندگی من 1 تمام شده

تابلو فرش زندگی من

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

میگن آدما توی خاطراتی که باهامون میسازن ذخیره میشن. ولی تو انگار توی تمام بو های خنک، تمام رنگ های شاد و شیرین، توی تمام طعم های ترش و ملس زندگیم ذخیره شدی. «امان از دست تو...»

0 4 1 K
رمان[ ماه من 110 تمام شده

رمان[ ماه من

۸ اسفند ۱۴۰۳

رمان [ ماه من My novel of the month به قلم : M.B خلاصه : نیلماه یه دختر شیطون و زبون درازیه که تو کل خانواده به خانوم دکتر معروفه . نیلماه جراح معروفی هستش که یه سری اتفاقی میفته و کارشو ول میکنه دیگه نمیتونم توضیحی بدم تا آخرش همراهمون باشین و کسایی که طرفدار خواننده های نازنینمون حامی و امیر و رهام هستند این رمان رو از دست ندن✨️

1 1 9.9 K
در تاریکی چشم هایت 2 تمام شده

در تاریکی چشم هایت

۲ اسفند ۱۴۰۳

این داستان کوتاه،روایتگر دختری عکاس است که روزی هین ثبت تصاویر ،نابینایی را دیدار میکند...!

2 7 1.1 K
لاله های عشق من 19 در حال تایپ

لاله های عشق من

۲۸ بهمن ۱۴۰۳

زندگی مجالم نداد تا بیشتر از این عشق را در عاشقی تجربه کنم هر چند عاشقی کردن را خوب بلد شدم ... ? تا کنم عاشقی در ره عشق... ?

3 10 731
مـاه نـیلـی 2 در حال تایپ

مـاه نـیلـی

۲۵ بهمن ۱۴۰۳

هیچ وقت نمی تونی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده . . . پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته . . . پشت بی تفاوتیاش چقدر دلتنگی . . . پشت قیافه منطقیه یه آدم چقدر جنون . . . پشت عصبانیت یه آدم چقدر مهربونی . . . پشت سر شلوغیای یکی چقدر تنهایی . . . پشت انزوای یکی چقدر دلیل . . . تو خیلی وقتا، خیلی جاها، توو خیلی شرایط نبودی اما راجبش گفتی قضاوت کردی، رای دادی، محکوم کردی. A.N

1 4 852
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.