ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
داستانک  « دلهره » 0 تمام شده

داستانک « دلهره »

۱۶ مرداد ۱۴۰۲

چشم هات رو باز می‌کنی و از روی پارکت های سردی که کل بدنت رو کوفته کردن بلند میشی. به دیوار پشتت تکیه می‌کنی و با به یاد آوردن اتفاقات چند ساعت پیش چشم‌هات خیس میشن باورت نمیشه... وقتی چشمت به لباس عروس سفیدی که چند ساعت قبل به تن داشتی و حالا با قرمزی خون پر شده دوباره هجوم و سنگینی احساسات رو در اعماق قلبت حس می‌کنی تو...چیکار کردی؟... تو کشتیش؟... دستات رو روی سرت می‌ذاری و جیغ می‌زنی...روز عروسیت رو با دست های خودت خاکستر کردی... چشمت به خونی که روی زمین ریخته خیره می‌مونه...! جسد کجاست؟ با ترس از جات بلند می‌شی و سمت خون میری و مطمئن میشی خبرایی هست. اسلحه‌ات رو نمی‌تونی پیدا کنی و سردرگم اطرف خونه پرسه می‌زنی و وحشت کردی... کل خونه رو سکوت گرفته و این سکوت بیشتر تورو به مرز جنون می‌بره. رو به روی آینه میری و موهایی که فر اطرافت ریخته رو کنار می‌زنی ریمل و خط چشمت پخش شده و قیافه تورو داغون تر کرده... حس مرگ بهت دست میده این چه بازیه؟ چشم هات رو برای چند دقیقه می‌بندی می‌خوای ترست بریزه در عرض چند ثانیه صدای نفسی رو کنار گوشت احساس می‌کنی... وقتی چشمات رو باز می‌کنی هول می‌کنی و اگه زود دست به کار نمی‌شد افتادنت حتمی بود با دیدن دوباره اش انگار جون تازه ای می‌گیری صداش رو می‌شنوی که میگه: -‌ معذرت می‌خوام بیب...ترسوندمت! برات یه چیزی آوردم دوست داری ببینی؟ لبخند محوی می‌زنی و سرت رو تکون میدی از بغلش بیرون میای و اون به سمتی میره و با جعبه ای توی دستش بر‌میگرده -‌ برای توعه باز کن... با استرس در جعبه رو کمی بالا میدی و در آنی از لحظه بوی خون حس می‌کنی شوک زده جعبه رو ...

0 0
دستفروش 1 تمام شده

دستفروش

۱۳ تیر ۱۴۰۲

خاطراتی گذرا و‌ خیلی کوتاه از ذهن یک مرد مغازه دار که در نوجوانی دستفروشی میکرد بیان می‌شود

0 0 331
«ویالونَت گریه میکند رویا» 1 تمام شده

«ویالونَت گریه میکند رویا»

۲۴ خرداد ۱۴۰۲

ویالونت را هربار در دست گرفتم و نُت هایی که تو نواختی را نواختم گریه میکردم.رفتنت را قبول نمیکرد جیغ میکشید و اینطور دلتنگی خودش را ابراز میکرد.دیگر با صدای دلنشینی آواز نمیخوانَد فقط یک دم جیغ میکشد.ویالونت در دست غیر حتی با نواختن نوت های درست جیغ میکشد...

0 4 923
همچون سیاوش.. 1 تمام شده

همچون سیاوش..

۲۳ خرداد ۱۴۰۲

با هر بار خواندن و بلند کردن صدایش به قطع میتوانستم هرج و مرج ملائک را از شنیدن صدایش تشخیص دهم.

1 0 234
درخشش بی حد و مرز 1 تمام شده

درخشش بی حد و مرز

۱۹ خرداد ۱۴۰۲

این داستان احتمالا کمی تخیلی بنظر برسد اما روزی واقعی خواهد شد.

0 0 962
«مهشید» 1 تمام شده

«مهشید»

۱۷ خرداد ۱۴۰۲

+مهشید میدونستی همیشه مجبورم میکنی بخندم ؟ مهشید در حالی که یک قاشق از بستنیش رو در دهنش فرو میداد گفت -واقعا؟ +آره تاحالا هیچکس مجبورم نکرده بود که واقعی بخندم -تاحالا هیچکس هم منو مجبور نکرده بود از ته دل دوست داشته باشم باهاش وقت بگذرونم +از تَه دِل...؟ -آره به اجبار کسی رو از ته دل دوست داشته باشی دقیقا مثله وقتی که به اجبار واقعی میخندی

0 2 1.2 K
كلمات 1 تمام شده

كلمات

۱۱ خرداد ۱۴۰۲

كلمات ، رفتار همشون قدرتمند ترين و خطرناک ترين صلاح روي زمينه

0 0 357
«مترو» 1 تمام شده

«مترو»

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲

کتابِ بی‌پایان نویسنده‌ی گمنام جهل و ثروت عقل و فقر در زمین گرد زیر آسمان در یک خط از کتابِ مترو

1 0 619
دلنوشته 11 تمام شده

دلنوشته

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲

? گله از دست کسی نیست مقصر دلِ دیوانه ماست...!⛈?✨

1 0 878
دلنوشته 4 تمام شده

دلنوشته

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲

.ﺣﺻﻟه ﺛﺍﺑت #ﻛﺭﺩن ﺧﺩم ﺑﻫ #ﺑق‍‍‌ی‍‍‍‌ه‍ ﺭﻭ ﻧﺩاﺭﻣ ﻫﺭﭼـی ﺍﺯم #ﺷﻧﻳﺩی ﺩﻭﺗﺍ ﺑذﺍﺭ ﺭﻭش

0 0 917
زندگینامه 1 تمام شده

زندگینامه

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

یکی از بزرگترین و برجسته ترین شخصیت های تاریخ کشور که در طول دوران زندگی خود کارهای بزرگی را انجام داده است، ابوریحان بیرونی است. این دانشمند ایرانی در زمینه هایی نظیر جغرافیا، زمین شناسی، مردم شناسی،

0 0 352
نه غمی 1 تمام شده

نه غمی

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

یک نفر غمم رادزدید. یک نفربردنشاطم را. واینک. نه غمی که نالم ازبی نشاطی، نه نشاطی که ازبی غمی بالم. بی نشاطی: چه بزرگ کمی، بی غمی : چه بزرگ غمی?

1 1 48
احساسی 1 تمام شده

احساسی

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

نمیبخشم?کسایی که باهمه وجودم بهشون محبت کردم ؛ولی دلموشکستن،،اونایی که تحقیرم کردن،اونایی که عذابم‌دادن،اونایی که قضاوتم کردن وتهمت زدن،اونایی که توروم یک رنگ بودن،اماپشت سرم هزاررنگ،اونایی که ازپشت سرخنجرزدن،اونایی که درظاهردوست ولی ازدشمن بدتربودن??

0 0 42
تراژدی 1 تمام شده

تراژدی

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

آسوناش و خودم حل میکنم ، سختاش و خدام....

0 0 78
دلنوشته 1 تمام شده

دلنوشته

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

نفس کشیدن که زندگی کردن نیست))) این متن حتمابرای همه اتفاق افتاده .ممنون ازحمایتتون??

0 0 68
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.