خانه‌ای میان کرم‌های شب‌تاب

خانه‌ای میان کرم‌های شب‌تاب

Writer_crow نویسنده : Writer_crow در حال تایپ

داستان های مشابه

درشهری عجیب و جادویی که امار جرم و جنایت بسیار بالا هست کاراگاهی ...

باید امشب از اینجا فرار کنم ؛ اما با این پا ؟ با این دست ؟ ...

مقدمه: مینویسم از عشق_میخوانمش با درد میگویم زندگی_ میخوانمش ...

خبرنگار روی چمن های خیس قدم گذاشت و به سمت یکی از آن دخترها رفت. نگاه سرد و بی احساسش را به شال چاک چاک دختر دوخت. جلویش زانو زد و دستی به پیکر بی جانش کشید، انگار می خواست دنبال سرنخی در یک صحنه جرم بگردد. کمی بعد، دستش را برداشت و رو به یکی دیگر از آنها کرد. صورت او پشت به دوربین بود، برای همین نتوانستم صورتش را ببینم. فقط دسته ای از موهای بافته اش دیده می شد. خبرنگار رو به دوربین کرد و گفت: «اجساد دخترانی که از سر کنجکاوی سعی به فاش کردن راز کلبه مخوف انزلی کرده بودند، عصر امروز در جنگل و کنار کلبه پیدا شد.»
ژانرها: تخیلی / ماجراجویی / ماوراء الطبیعه / معمایی
تعداد فصل ها: 61 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.