ماه من

نویسنده: Hasti84

+(یه لحظه میای باراد)
_(باشه ....ساحل جان میام الان )
+(باشه فدات شم منتظرتم)
پاشدم و با شاهد رفتیم یه نقطه ایی که کسی نبود نگاهی به اطراف کرد و چسبوندم به دیوار
+(ببین من ساحل رو دوست دارم میخوام باهاش ازدواج کنم ولی تو مانع بزرگی هستی خودت کنار میکشی یا کنارت بزنم؟)
_(چی میگی؟دیونه شدی؟ من عاشق ساحلم ساحلم منو دوست داره اون مال منه)
+(دیگه مال تو نیست )
_(ببین به احترام اقا کیخسرو و عسل جون چیزی بهت نمیگم وگرنه میدونم چی کارت کنم)
+(بکن ببینم چی کار میکنی)
با مشت زدم پاچشش با زانومم هم زدم تو شکمش و در رفتم سمت ساحل دستشو کشیدم و بردمش بیرون درو بستم که گوشه لباسش به در گیر گرد کشیدمش که پاره شد اون گوشه از لباسش
+(باراد لباسم)
_(فعلا بیا بریم برات بهترشو میگیرم)
رفتیم بیرون که چند تا مرد خیلی گنده جلومونو گرفتن و منو بردن 
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.